به نام نامی آزادی و آزادگان
دای سکت
با درودهای گرم به همه
یکی از فعالین سیاسی ایرانی که عضو کنگره امریکا
هم هست و نامش عباس فخر آور میباشد
سایتی دارد و پاسخ سئوال های مردم ایرانی را میدهد
البته قاعدتا اکثریت مشتریان سایتش همین ماموران اطلاعات
جمهوری شاش و خون و استفراغ و مرگ است
شخصی از ایران به او پیام فرستاد که چرا او
گفته است اعدام عملی غیر انسانی است ولی
به نظر او باید متجاوزان به کودکان را اعدام
کرد
کاری به بحث انان ندارم ولی با این فرد معتقد
به کشتن پدوفیلی ها سخنانی دارم
نمیدانم در چه زمینه مذهبی یا روانی با ایده ای هستی
ولی متاسفم که ذره ای شعور در تو نیست
چرا?
پسر جوانی بود که زمان جوانی ما او را به فرانسه
فرستاده بودند و او به شت دچار نوستالژی برای ایران
بود و مرتبا تلفن میکرد که میخواهم به ایران باز گردم
او با ما به رستوران میامد و پیتزای خود را در بشقابش
به صورتی که فقط دوره های خمیر بود گردمی برید
و با باقی میگفت اگر تو دوره پیزای خود را به من بدهی
من هم وسط پیتزا که پر از مواد است به شما میدهم
از اوپرسیدیم یعنی میخواهی فقط دوره پیزا
بخوری
درپاسخ گفت
آن هم بیاد نان تافتون ایران !!!! و با زور
من دلیلی بی نهایت ساده و ابتدائی برای کسی که
سخت هوادار اعدام پدوفیلی ها است دارم
تا هم بی شعوری و هم رگه های کمونیستی او را
بر ملا کنم
چرا تا مشگلی پیش میاید ( حذف فیزیکی ) به خاطر
شما میرسد ????????????? مگر نمیشود مشگلات
را ( حل کرد ?)
تو فکر میکنی یک پدوفیلی دست خودش است که با
کودکان کاری جنسی بکند یا نکند و جلوی خود را بگیرد
یا نگیرد
او بیمار است و این بیماری در دهسال نخست رشدش بر
اثر سهل انگاری والدین ایجاد شده پریود
حتما در محله و خیابان شما فردی تقریبا عقب مانده است
که همه به او احساس دلسوزی کرده و میرسند
زیرا پول و خانه وماشین ندارد و مردم دلشان میسوزد
حال چرا اگر این بیماری روانی بود مانند همین شیزوفرنی
و یا پدوفیلی باید دلمان به آنان نسوزد
و اعدامشان کنیم که میکند به عبارت ( حذف فیزیکی )
?راستی چرا
برایتان این بیماری روانی را میشکافم تا به اهمیت شکل گیری
این معضل توجه دقیق کنید
دو مطلب را برایتان مشخص میکنم که با مثالی به شما نشان
میدهم
مجسم کنید که زنی بی نهایت شوآف و متظاهر و عاشق نمایش
که پسر چهار پنج ساله ای دارد که او را مانند انگشتر زمردی
گاهی میبوسد و از کنارش میگذرد و او را تنها با خود میگذارد که
فیش و فوش کودکانه کند
یک میهمانی میگیرد
که برای شو آف خودش را میکشد تمیز و مرتب
و برق افکنده و منظم و غذا پخته و اگرچه این کودک هر شب تا
دوازده بیدار است و فیش وفوش تنهائی میکند مادر متظاهر فوری
برای رهای از ( مزاحمت های ) این انگشتر زمرد
با عجله شام او را داده او را حمام کرده وبا اطاق خوابش برده
درتخت او رامی خواباند درب را بسته به طبقه زیر آمده وخود را
کمی بزک دوزک کرده و اولین زنگ رسیدن میهمانان به مقابل
درب رفته بفرمائید بفرمائید بفرمائيدمیگوید و وقتی همه را به
سالن پذیرائي میاورد ناگهان می بیند که پسر زمردیش با پتو
روی مبلی نشسته
او تمامی فوکوسش میرود روی خوابانیدن این بچه
که خود صدای مردم را از طبقه زیرین میشنود
و نمیخواهد در تاریکی بیدار فقط گوش کننده باشد
مادر او را با پتویش کشیده و کشان کشان سعی
میکند از پله ها او را بالا ببرد او مقامت میکند
و ناگهان فریادی از درد میکشد ( زیرا مادرش
یواشکی زیر بغل او را نیشگونی سفت برای
عدم فرمانبرداری میگیرد ) و عرعر و زر زرها
بلند میکند
همه میگویند چی شد
مادر سرخ شده میگوید چیزی نشد نمیخواهد بخوابد
اشاره ای به نیشگون و گناه خود نمیکند
او را بالا برده و چون عصبی است ناز و نوازش
و بوسه های زمردی و کلی لالی پاپ بر سرش
می ریزد و تنهایش نهاده به میان میهمانان باز میگردد
تنهایی و عدم توجه به او و به دستور مادر
اتوریتر این را نخور آن را بخور برو دست
و صورتت راسه بار بشوی
برو در اطاقت بازی کن ( با اسباب بازی هائي که عقت میگیرد
بس که بازی کرده ای ) و قس علیهذا
از این کودک یک موجود خجالتی - با عدم اعتماد به نفس
ساخته که فکر میکند لایق توجه کسی نیست زنی عاشق او
نخواهد شد و بهمین دلیل کم کم سن معاشرانش کم سن تران
میشود
خوب حال ما یک فرد صدمه دیده داریم
نکته مهم دیگری را هم که برایتان دای سکت
میکنم درون خود این افراد است
اثری که اصرار مادر برای خوابانیدن کودک خود
میکند و او را با نیشگونی مخفی از همه درد میاورد
تبدیل به همان لذت و دردی که ساد و مازوخیست ها
حتما به آن معتادند
این شلاق های کتک زنی و میخ و سیخ و وسائل ورزشی
مخصوص همه نشان از همان بیماران درد ولذتی که گفتم
میاید
خوب وقتی تو ریشه را یافتی به سراغ والدین نو و تازه
در همان بیمارستان میروی
و مهم بودن رفتار احترام امیز با توجهی واقعی و کامل به
کودکتان مساله از راه غیر حدف فیزیکی حل ابدی خواهد
شد
با کودکان خود با احترام رفتار کنید تا به آنان
اعتماد نفس بدهید که او خودش برای خود احترام
قائل شود وکارهای ابلهانه و خطرناک نکند
نانا زولا

No comments:
Post a Comment