Wednesday, February 17, 2021

 

به نام نامی آزادی و آزادگان 

شرح ماوقع 

برق رفت و دوباره بازگشت انگاری شوخی داریم باهاش 
بگذریم این همان جنگی است که از روز نخست گفته ام
باید باید باید بین انسان های مورچه ای و طبیعت بی رحم
و خشن در گیر باشد 
از سیل و آتش فشان و زلزله و طوفان باران شدید و چه
میدانم باقی سوانح طبیعی 
نه که مثل مورچه های حقیر به جان هم افتاده یک دیگر 
را تکه پاره مورچه ای کنند وه که چه خریتی 

دو سه روز قبل از باریدن برف روزی احساس 
سرمای خرس قطبی گونه کردم و به زیر لحاف
رفتم 
وقتی برخاستم خانه تاریک بود ولی بیرون هنوز
روشن 
به کنار پنجره رفتم و وای خدای من چه میدیدم 
برف برف برف
من برف را خیلی دوست دارم نیم ساعت بعد 
برق رفت و خانه به شدت سرد شد 
فکرش را بکنید تاریک بی برقی - سرما - و
بی آبی 
راهی الا خرس قطبی شدن باقی نمیماند 
بنابراین به زیرلحاف رفته و با چراغ قوه کمی
خواندم و در نور شمع غذائی فراهم کرده 
میخوردم ودوباره میخوابیدم 
زیاد بد هم نبود عین شرایط قبر ها ها ها 
این موقعیت است که انسان درک میکند که 
ما انسان ها واقعا همان مورچه ها در برابر
طبیعت هستیم 
و قبلا گفته ام چون با چشمان ریز خود به 
یک فنومن بی نهایت بزرگتر از خودمان نگاه
میکنیم خود را خراب کننده یا صدمه زننده 
و یا هر ضرر دیگری نگاه کرده 
و مانند چین کمونیست .....برای مشگلی که
خودش ایجاد کرده 
همه ما باقی انسان ها رامیخواهد به زنجیز یک شکل
این همه تفاوت که حتی تصورش هم سخت است 
بکشد و خودش چینگ چنگ چونگ فرتونگ مرتونگ
و مزخرفات دیگر به قیمت بدبختی مردم 
بکشد
بهر حال یخ نزدم و زنده ماندم تا یک جوک برای
ملانیای زیبا رو و فتان بگویم 

میگویند بت میدلر دچار افسردگی کامل شده بود
و به دکتر رفت و بعد از معاینه از دکتر پرسید
دکتر جان قلب کجاست 
دکتر گفت دو اینچ زیر پستان چپ 

عصر فردا وقتی روزنامه را آوردند عکس بت
میدلر روی جلد بود و میگفت 
پیرزنی برای خودکشی تیری به سر زانوی خود
خالی کردددددددددد

با عشق و دوستی و احترام 

نانا زولا 


No comments: