Monday, January 03, 2005

مهشيد جنده کپک زده پير هم تحت تاثير
دوست سگ بازش هاله با ديدن سگ
اب از هفت سوراخش روان ميشود
از زبان خودش بشنويد:

( دخترک که 5 ساله به نظر میرسید به سگی ور میرفت )
و نگاه باباقوري من به الت سگ خيره مانده بود . مهشيد
اگر از داستانهاي پورنوي مارکي دو سادي
در باره مهشيد و هاله جنده و دو بچه کوني
سايت زوزه خوشتان نميايد به اين وبلاگ نيائيد . نانا
و اما کونده کهنه کاري به نام
2old2care
اين کونده که به دليل دادن هاي متعدد به عناصري
در کانادا براي اجازه اقامت و نان شب در عنفوان
جواني تبديل به پيرمردي کوني از کار افتاده گرديده
و هيچ مردي حتي رقبت نميکنه که باهاش سکس
داشته باشه اينطور که از شواهد بر مياد
يه تفنگ ابو موسي ميندازه رو کولش ميره تو
جنگل به بهانه شکار که شايد يه جنگلبان دور
افتاده که از ابادي و تمدن سالها دور بوده رحمي
بهش بکنه و يه خدمتي به کونش بکنه
حالا موفقه يا نه خدا ميدونه ؟ نانا
گفتگوي هاله جنده شوهر دار با شوهر جاکشش

(هی به خودم گفتم اولویت اینه که پولامون رو بذاریم به حساب رهن خونه که زودتر قسطش تموم بشه. دیگه روری صداش در اومده این روزا.
میگه کو تا اقساط خونه تموم بشه؟ میخوای دق کشمون بکنی؟ )

قسمتي که در بالا ننوشته

ميخواي دق کشمون کني هي بهت ميگم سعي کن شبها
که تا صبح ميري دادن غريبون بيشتر مشتري تور کني تا
قست خونه رو زدتر تموم کنيم
ولي تازگي ها روري پاشو کرده تو يک کفش که شبها اين دختره
رو هم ببر تا يه دوره استاژ باهات ببينه و يه پولي هم اون در اره
که شايد قسط خونه زوذتر تموم بشه .
تازه باهام دعوا ميکنه ميگه بايد هر دفعه که به رستم ميدي هم
رستم رو چارج کني !!!!!
ميگم نه جوني من به رستم براي دلم ميدم !!!!!! .
مهشيد اشرف پهلوي دهان گنديده
تو از بس الت مرداهاي جور واجور رو خوردي
بوي اون دهان متعفنت تمامي فضاي وبلاگستان
رو به تعفن کشيده .
جنده کپکي من ريدم به فرق سر تو و اون دخترت
که داره زير دست تو دوره استاژ جندگي رو ميگذرونه
تو مادر قحبه هرجائي فاحشه دهنت رو باز کن تا
ريدماني توش بزنم که تا روده برزگت برسه . خانم
رئيس کپک زده . نانا
از فردا سهميه تو و اون هاله شوهر دارجنده روزي
يک داستان پورنو است که شما ها قهرمانانش
هستيد . اسم شما را به عنوان ماهر ترين جنده هاي
اين وبلاگستان به ثبت خواهم رساند . نانا
2old2care - foozool - hamwandzoozeh
يکي از شما سه تا جنده مهشيد فاحشه کپک زده
است که اکنون به شغل خانم رئيسي اشتغال داره
دو تا ديگه شما جنده خايه دارهائي هستيد که با
کون دادن تو کانادا دارين اموراتتون رو ميگذرونيد .
جاکش هاي قرمساق اگه شما مرد بوديد اون اسمهاي
تخمي رو رو خودتون نميگذاشتين يکي از شما بچه کوني ها
رو نه تنها من بلکه تمامي وبلاگستان ميشناسند
به اسم حسين درخشان که از قبل دادن زنش مرجان
روزگار ميگذرونه و خودش هم وقتي لازم بشه کون به
نماينده اخونداي ايران ميده
من ريدم تو دهن يکي يکي شما مادر قحبه هاي زن جنده
که خيال کردين وبلاگستان هم همون جنده خونه هائي که
امثال شما از نه نه فاحشه تون و اسپرم هزار مردي که
ترتيبش را دادن به وجود امديد .
اون دهن گهي تون باز کنيد اينجا سهميه داريد
به شما دوتا بچه کوني ميگم .
اي هاله جنده شوهر دار مادر قحبه پدر کوني
تو فاحشه که اگه کسي را گير نياري شيره
سگت رو ميکشي خيال کردي که اگه وبلاگت
رو ببندي ميتوني از دست من فرار کني
مادر جنده فاحشه کپک زده بلائي سرت بيارم
که نتوني اون دهان الوده به الت تناسلي رستم
را تو هيچ وبلاگي باز کني . و فقط مجبور باشي
زرت پرت هاي ان دهن پر از اسپرم سگت را
تو جنده خانه سرزمين افتابت باز کني . برو تا بريم .
در ضمن ريدم تو حلق روري و پدر و مادر جاکش و اون
دختر جنده کوچولت . نانا
تا اطلاع ثانوي
اين وبلاگ اختصاص داده خواهد شد
به مهشيد راستي اشرف پهلوي دندان طلاي دهان متعفن
و هاله جنده شوهر دار سگ باز و باغبان باز و لوله کش باز .

هر کي علاقه اي به خواندن ماجراهاي اين دو هرجائي
وبلاگستان ندارد اينجا نياي
در زندگي لجاره ها بارها مرا با خود به لجن
برده اند ولي همواره تميز و خوشبو بيرون امده ام
بنابر اين از رفتن در لجن و کشانيدن
هاله جنده شوهر دار
و مهشيد فاحشه کپک زده ابائي ندارم
پس فقط ميخوام دهانتون را به هرچي
که بگيد باز کنيد .
اينجا سايتي پورنو از شما دو جنده کهنه کار
بسازم که از اقصي نقاط جهان براي خواندن
ماجراهاي شما به اينجا بيايند و نام شما دو هرجائي
را در حد بزرگترين فاحشه گان در وبلاگستان ثبت کنند .د . نانا
هاله سيده سگ باز جنده صفتي که احتمالا با ماليدن
خايه هاي مردي انگليسي و ليسيدن کون او و هفت
فاميلش توانسته به ضرب حامله شدن بالاخره خود را
گردن اين مرد انگليسي ببندد
و افتخار گائيده شدن از طرف مردي انگليسي را براي
اصل و تبار جاکش خود به ارمغان اورد
درحالي که فکر و ذکري جز پائين تنه اين مرد انگليسي
ندارد و هرگاه به او دست رسي نداشته باشد از
پائين تنه سگ قلچماق خود رستم کمک ميگيرد
همخوابگي بيست و چهار ساعته خود را يا با رستم و
يا با روري و يا لوله کش و چمن زن بشکلي سمبليک
چنين اعتراف ميکند :

(دیروز تصمیم گرفتم یه کم از شلختگی در بیام. )

که البته منظورش پوشيدن تنباني که همواره بيکاره
گوشه اي از خانه افتاده است ميباشد . نانا
مهشيد راستی

بند انداز و زير ابرو برداری که خود را قاطی مشتی پناهنده به سوئد رسانده و برای نان شب احتمالا مدتها در قرنطينه بوده و پس از ماليدن خايه ها مقامات پناهندگی سوئدی پس از سالها جيره خواری ماهانه از دولت سوئد بالاخره انجا خود را داخل شهروندان تپانيده و احتمالا اکنون به کار فروشندگی سينه بندی چيزی در سوئد مشغول است
خود خاله شلخته اش را هم طراز مردم سوئد تصور کرده و گهی چنين ميخورد

(كمي به ماري - آن نگاه كردم و در سكوت او را ترك كردم. ترسيدم چيزي بگويم كه ادامه همكاري را براي او و من غير ممكن كند. )

اخه جنده کپک زده که حتی بین ایرانی ها کسی رغبت نگاه کردن به ریخت نکبت تو را ندارد این گه گنده تراز دهانت چیست که میخوری که همکاری من با او بهم بخورد
تو حتی لیاقت شستن زمین خانه یک زن سوئدی را نداری برو در کونت را بگیر فاطمه اره بی اصل و نصب کثافت بی پدر و مادر جنده صفت نفرت انگیز . نانا


چوب کلفتي که به کون مهشيد و دو بچه مزلف زوزه فرو کردم

خوب دوستان عزيزم
بر اثر کلي دلزدگي و نا اميدي که با اشکال مختلف برايم
پيش امد در تاريخ يازده دسامبر ناگهان تصميم به پاره کردن
همه بندها کرده و به معني مطلق رها شده با آزادي بدون
هيچگونه ترحم و رعايت کسي يا حرفي به هرچه که ميخواهم
برخورد کنم و مطلقا رحمي به کسي نداشته باشم .
در ان شب شعري را از مولوي نوشتم که با اين دو بيت شروع
ميشد :

دگر باره بشوريدم بدان سانم به جان تـــــــو
که هر بندي که بر بندي بدرانم به جان تــــو

اين من رها شده دست به يک سري اقداماتي زدم که
فعاليتهاي خود را بسط داده و نقطه نظرات خود را اينجا و انجا
بي پروا بيان کنم .
يکي از اين کارها رفتن به سايت زوزه و اعلام اينکه ميخواهم
فعالانه در انجا مطلب بنويسم بود .
پس از گذاردن پست اول دو ناشناس که بي هيچ ترديد يکي از
انان مهشيد ابله بود فرصت را غنميت شمرده و اب را اماده ديد
که مانند گذشته چون موش کور به انجا امده سر منبر رفته و با
نام ناشناس با تفاله ديگري چون خود به من حمله کند و در
پست سوم اين کثافت هاي ابله نقشه اي براي سرکوب و
تحقير من چيدند که چون جاکشان زبون ترسو با نامهاي ناشناس
بحث و گفتگوئي راجع به من را شروع کرده و تمامي عقده اي
خفه شده در گلوي خود را با تحليل رواني که من زني هستم که
مساله کمبود جنسي دارم !!!!! و يا کسي مرا دوست ندارد !!!
و يا انچه را لايق خود بود به من بچسبانند
و اين بحث تخمي سايکو اناليسز را با کله اي پر از پشگل خود
ادامه دادند !!!!
از انجا که صدها ابله اي چون اينان را در زندگي از خايه و کون به
اشکال مختلف دار زده ام برايشان نقشه اي کشيدم و بدون
اينکه چيزي بگويم مترصد نشستم !!!!!
و گذاردم خوب بر مبناي داده هاي مغز کوچک و عقده اي خود
به اين تحليل هاي تخمي ادامه دهند و ديروز عملي کردم
که هر سه را انگشت به کون حيران بر جاي نهادم . و اين کلکي
که از من خوردند براي هميشه در تاريخ نفهمي و حماقت انان
چون تکه اي گه بر پيشانيشان خواهد درخشيد !!!!!

چون اين ابلهان بر مبناي عقده هاي سر کوفته مهشيد دهان گهي
رهبري ميشوند تمامي حمله هاي انان و تحليل رواني من بر
مبناي اين که من زني هستم که پير هستم و عقده جنسي دارم
و کمبود محبت دارم و نابساماني هائي که احتمالا عقده اي واقعي
مهشيد است و به من نسبت ميدهد و از اين چرت و پرت هاي کتابهاي
زنان ابلهي چون دانيل استيل يا ايرج مستعان سرچشمه ميگرفت
بود
نقشه من عالي بود و کار کرد
پستي در زوزه نوشتم که هست و ميتوانيد به ان رجوع کنيد :
برايشان نوشتم .
شما سه نفر در اين جلسه ساختگي تحليل روان شناسه من روي
هم رفته با گذاردن مغز هاي اندازه هسته خرماي خود روده درازي
بلندي کرده ايد کل اين روده درازي هنگامي که شمردم ۱۵۳ سطر
را شامل ميشود .
ولي من با هشت کلمه و يک سطر به سراپاي شما شاشيده و
همچنين به سراپاي اين ۱۵۳ سطر روانشناسه شما شاشيده
و آلتي را به اين وسيله به کونتان ميکنم که حال حال از دردش رهائي
نخواهيد يافت !!
برايشان نوشتم :

شما خران از کجا مطمئنيد که من زنم !!!!!!!!

و چون تمامي تحليل ها را برمبناي زن بودن من گذارده بودند هر سه
مانند شخصي که سطلي از گه تازه و اسهالي به سراپايشان ريخته
شود اول خفه خون گرفته و سپس از انجا که قمار باز اگه نگه به تخمم
چي بگه سعي در گفتن مشتي چرت و پرت کنند تا اين التي را که
به کون يک يکيشون فرو کردم توجيه کنند !!!!

شما دو مادر قحبه بچه مزلف و تو اشرف پهلوي جنده کپک زده کثافت
که سر و سر مشکوکت را با هرچه جاکش و بچه مزلف تو اين وبلاگستان
است به راحتي ميشود دنبال کرد
هنوز نفهميده ايد که من ناف کثافتاي چون شما را در زندگي بريده ام
و تمامي اراذلي چون شما را مانند مستراح هاي عمومي جاده شمال
ايران ميشناسم و هر عملي که اراده کنم براي بازي دادن شما ميتوانم
بکنم حتي قادرم غير از اشرف پهلوي اسم و مشخصات يک يک شما
را يافته و افشايتان کنم
به شغل شريف جاکشي که در ناصيه تک تک شمايان حک شده ادامه داده .
و درد اين چوب بيسبالي را که به ماتحتان فرو کردم براي ماهها احساس
خواهيد کرد . نانا

Sunday, January 02, 2005

شاملو

ظلمات مطلق نابينائي
احساس مرگ زاي تنهائي

- چه ساعتي ست؟ ( از ذهنت ميگذرد)
چه روزي
چه ماهي
از چه سال کدام قرن کدام تاريخ کدام سياره ؟
تصفيه

.....و سرانجام بايد از کسي که ميتواند جمعيت ها را افسون
کند يعني از سخنرانان انقلابي سخن گفت .
او را ميتوان در شمار آرمان پرستان آورد زيرا اگرچه نقش او
برانگيختن جمعيت به عمال شورشي است اما نقش عمده اش
آرام کردن موعظه کردن و آئين ساختن است .
بيشتر شخصيت روبسپير تحت اين عنوان ميگنجد همچنين پاتريک
هنري - رينيو - تسرتلي
به نظر ميرسد زينوويف در انقلاب روسيه براي ايفاي چنين نقشي
زاده شده باشد .
لنين دريافته بود که وجود زينوويف به عنوان يک سخنران و حتي
نوعي رياست حزبي پتروگراد تا چه اندازه سودمند است . اما چنين
مينمايد که براي عقل و ادراک او هيچ وقعي قائل نبود !!!!!!!!

برگرفته از کتاب کالبد شکافي چهار انقلاب اثر کرين برينتون
راننده وانت بار

دوست بسيار نازنيني دارم که از بچه هاي دانشگاه صنعتي
آريامهر بود و در زمان شاه سمپات سازمان چريک هاي فدائي
خلق در مرحله انتظار براي گرفتن اسلحه و آغاز شرکت در
عمليات چريکي که توسط ساواک شاه دستگير و به حبس
ابد محکوم شد .
در اعتراضات قبل از ۲۲ بهمن از زندان آزاد شد و فعالانه بر
عليه شاه وارد عمل شده و شش ماهي پس از برنشست
خميني شبي به خانه من آمد و ماجراي جالبي را برايم نقل
کرد که برايتان مينويسم :
او گفت :
-- فاميل دوري داريم که مرد زحمتکشي است کم سواد که
راننده وانت بار است و در اين سالها عليرغم اين که ده سالي
از من بزرگتر است من برايش سمبل و قهرمان مردانگي و همه
آن چيزهائي بودم که ستم کشيده اي از يک ناجي در ذهن
خود ميسازد !!!!!
در تمامي دوران زندانم مرتبا به ملاقاتم آمده و پس از آزادي من
از زندان با سبدي بزرگ گل و جعبه اي شيريني به خانه من
آمده و در چشمانش برق شادي و شعف ديده شده و هنگامي
که مادرم در برابر او به روي زخمهاي شلاق بدن من کرم ميماليده
در چشمانش خشم ديده شده و قس عليهذا ......
تا اينکه بگير و بکش خميني شروع شده و مدتي از او خبري نبوده
و بعد روزي به ديدن ما امده و هنگامي که ميخواسته ما را ترک کند
با خجالت در حالي که سرخ شده بوده گفته :
-- ببخش فلاني ميخواستم از تو سئوالي کنم ؟
من گفتم بگو
گفت :
-- اين همه رنج و درد و زندان و شلاق و گريه هاي مادرت و رنجهاي
پدرت براي اين بود !!!!!!!! براي اين که شاه برود و خميني بيايد و
اين کارها را بکند که دارد ميکند !!!!!!
گفت با خجلت سرم را زير افکندم و با زهر خندي گفتم :
-- راست ميگوئي و حق داري !!!! نانا
اخطار به مهشيد راستي

ببين اسمت را نوشتم بهت اشرف پهلوي دندان طلاي
دهان گهي متعفن خطاب نکردم !!!!!! هنوز
اين بار دوم است که شخصي ناشناس و يا يکي از دوستان
لکاته خودت لينک مرا در مستراح پيامگير تو ميگذارند و تو
اين را بهانه کرده و گهي بزرگتر از دهانت ميخوري !!!!
اگر تو سليطه ربطي به اين موضوع نداري تنها پاکش کن
و اظهار فضله نکن فهميدي يا نه تو اون کله پر از پشگل
ماچلاقت رفت يا نه ؟
يک بار ديگه اين نوع گه خوريت ادامه پيدا کنه بلائي را که
ميداني سرت خواهم آورد !!!!
و بخشي از اين بلا نوشتن پيام با نام شخص شخيصم و
گذاردن ان در وبلاگهاي مختلف خواهد بود تا حداقل وجود
کسل کننده ات باعث خنده اي براي دوستان وبلاگ نوس
گردد . از ما گفتن !!!! نانا

Saturday, January 01, 2005

شبح احمق و گوز و شقيقه اي ديگر

مردک ابله دهاتي بيسواد باز هم سر لگن رفته و اينچنين ميريند:

(اگر سطحی به ماجرا نگاه کنيم لايه‌های زمين جابه‌جا شده‌اند .
اما نگاهی عميق‌تر به ماجرا جهت نگاه ما را از لايه‌های درون زمين به
سمت و سوی ديگری می‌کشاند به سمت اداره‌کننده‌گان اين جهان
بدون اداره‌کننده!)

اخه ابله کي از تو خواسته که با اون چشماي کورمکوري چپت
مثلا عميق تر نگاه کني !!!!!!! هان کي
ميبيني وقتي با چشم چپ به پديده هائي که از قدرت درک اون مغز
گردوئي تو خارجه نگاه کني حتما حتما بلا استثنا گوز لايه زمين را به
شقيقه اداره کنندگان جهان وصل ميکني . بابا الاغ مگه مجبوري !!!!! نانا
آيا انقلاب در جوامعي چون ايران امروز همانند اين مثال
است ؟

کوهي که بسيار زحمت کشيده که موش مسخره اي را
بزايد !!!!!!!! نانا

به دختر پاکم


اين پست را در حالي که تب شديدي دارم برايت مينويسم
اين تب نيمي به دليل برانشيت و نيمي به دليل حيرت از
حماقت و دو روئي است .

براي تو و هزارن دختر و پسر ايراني که آينده متعلق به
آنان است به ساده ترين زبان ممکن مينويسم .
نميدانم راه نجات بشر چيست ؟
نميدانم اين قساوت و بي عدالتي به کجا ختم خواهد شد؟
ميليونها سئوال است که جوابي برايش ندارم
ميدانم سرمايه داري پليد است
ميدانم که هر فرد بايد تلاش خود را به عنوان مسئوليت فردي
انجام دهد .
و بنا بر تجربه ميدانم که کمنيزم به خصوص هنگامي که در
جوامع عقب مانده تحقق يابد يکي از قسي ترين انواع رژيم ها
را به وجود مياورد .
لب مطلب را در قالب يک مثال برايت مينويسم :

جامعه را کوچه بن بستي در نظر بگير که در آن دوازده خانه وجود
دارد و ده تا از اين خانه ها به جاي درب ورودي پرده شندره پندره اي
آويزان کرده اند و تنها دو تا از اين خانه ها درب دارد .
کمونيست ها ي جهان سومي براي ايجاد تساوي و عدالت سعي
در ساختن درب هائي ولو از ني و پوشال براي آن ده خانه نخواهند کرد
در عوض آن دو خانه درب دار را درب هايش را کنده و خواهند سوزاند
تا تمامي دوازده خانه به يکسان پرده شندره پندره آويزان کنند و
بدينسان تساوي و عدالت برقرار گردد .!!!!!!!! نانا
شبح ابله دهاتي

يکي از ا بله ترين - عقده اي ترين - دو رو ترين - فرصت طلب ترين
کساني که در وبلاگستان مشغول تحميق جوانان است شبح
است .
اين مردک پفيوز بي سواد و کله خشگ حقه باز با ساخت و ساز
پشت پرده اي که من از ان چيزي سرم نميشود
ظاهرا اي پي مرا به دو پيام جعلي وصل کرده که مرا متهم به
کاري که نکرده ام کند و توجيه اي براي بستن اي پي من بدهد

شبح من شاشيدم به سراپاي ترسوئي چون تو که حتي ذره اي
مردانگي در وجودت نيست که خشم خود را در برابر سخنان دل ازار
زني مسن مايلها دور از تو کنترل کرده و لحظه اي به معناي
انچه ميخواهد بگويد فکر کني .
اي ابله دهاتي کثافت من که به تو و تمامي دوستان چپ چست و
اشرف پهلوي و ..... و انواع اقسام ابلهان مستقيم تر زده ام
چرا بايد مانند کثافاتي چون شما بي نام و با ترس و لرز چيزي بنويسيم

خاک بر سرت که در ان کله به جاي مغز پشگل ذخيره کرده اي وگرنه
دليل ديگري براي بستن اي پي من ميافتي !!!!!! نانا
دوستان عزيز

من ديشب پس از نوشتن کامنت شماره ۷۵
در پيامگير شبح رفتم خوابيدم .

امروز صبح که امدم مي بينم که همانطور که
منتظرش بودم اي پي مرا بسته !!!!! ولي از
ان بدتر به من اتهام گذاردن پيام بي نام زده

من حتي نميدونم از چي حرف ميزنه !!!!
اخه شبح ابله يه مزخرفي بگو و يه اتهامي بزن
که به طرفت بياد
الاغ من چه نيازي دارم که به اسم کسي ديگه
پيام بذارم وقتي که از بالا تا پائين همه تون رو
رک و راست ميگم !!!!!
اگه تو ابله مرد و مردانه بگي اي پي تو رابسته ام
خوب کرده ام که بسته ام واله شرف داره که مثل
موش کور مرا متهم به کاري که نکرده ام بکني . نانا