Saturday, January 01, 2005


به دختر پاکم


اين پست را در حالي که تب شديدي دارم برايت مينويسم
اين تب نيمي به دليل برانشيت و نيمي به دليل حيرت از
حماقت و دو روئي است .

براي تو و هزارن دختر و پسر ايراني که آينده متعلق به
آنان است به ساده ترين زبان ممکن مينويسم .
نميدانم راه نجات بشر چيست ؟
نميدانم اين قساوت و بي عدالتي به کجا ختم خواهد شد؟
ميليونها سئوال است که جوابي برايش ندارم
ميدانم سرمايه داري پليد است
ميدانم که هر فرد بايد تلاش خود را به عنوان مسئوليت فردي
انجام دهد .
و بنا بر تجربه ميدانم که کمنيزم به خصوص هنگامي که در
جوامع عقب مانده تحقق يابد يکي از قسي ترين انواع رژيم ها
را به وجود مياورد .
لب مطلب را در قالب يک مثال برايت مينويسم :

جامعه را کوچه بن بستي در نظر بگير که در آن دوازده خانه وجود
دارد و ده تا از اين خانه ها به جاي درب ورودي پرده شندره پندره اي
آويزان کرده اند و تنها دو تا از اين خانه ها درب دارد .
کمونيست ها ي جهان سومي براي ايجاد تساوي و عدالت سعي
در ساختن درب هائي ولو از ني و پوشال براي آن ده خانه نخواهند کرد
در عوض آن دو خانه درب دار را درب هايش را کنده و خواهند سوزاند
تا تمامي دوازده خانه به يکسان پرده شندره پندره آويزان کنند و
بدينسان تساوي و عدالت برقرار گردد .!!!!!!!! نانا

No comments: