Tuesday, January 04, 2005

يکي از بزرگترين بدبختي هاي اين مهشيد کپکي
اينه که بيسواده ولي نميدونم چه اصراري داره
که حرفهاي قلنبه سلمبه اي که خودشم معنيش
رو نميدونه بکار ببره .
اخه مادر جنده مگه مجبوري
درست مثل بيسوادهائي ميمونه که مثلا از
يه عده شنيدن استرس بعد ميخوان تو يه جمله
به کارش ببرن مثلا ميگن خيلي اکسپرس دارم !!!!!

حالا اين نمونه :

چشمان پرفروز سوزان سانتاگ هم خاموش شد.

خوب جنده کپکي چشمان پر فروز ديگه چه صيغه اي يه !!!!
اي خاک بر اون سرت کنند که هميشه بايد گهي بخوري
که نميدوني چيه ؟ نانا

No comments: