مهشيد
اي خاک تمام عالم برسرت که اين همه خري
بچه ها من دارم از خنده روده بر ميشم اين مادر جنده
تو پيامگير خودش با اسم ساناز اين پيام را گذاشته !!!!
sanaz 13
مهشيد جان فقط خواستم بهت بگم كه يه وقت نوشته هاي اين زنه موجب ناراحتي و آزارت نشه. اون ديوونه است . همه اينو ميدونن. احتمالا بعد از يه مدت كه عقده هاش تموم شد خسته و ساكت ميشه. شايد هم مثل دفعه هاي پيش معذرت بخواد. ديونه است ديگه بابا. دست خودش كه نيست. خودت رو اذيت نكني سر اين چيزها يه وقت. قبلا هم نوشته بودي كه به ديوانه ها سنگ نميندازي . خوب مي كني كه با اين درگير نميشي. اما يه وقت ناراحت نشي . صبور باش. با ديوانگان فقط ميشه صبور بود.
5 Jan 2005, 12:59
بعد خاک بر سر يادش رفته که اسم ساناز را پاک کنه
اين پيام زيري را از قول خودش نوشته !!!!!!
sanaz 20
سهند عزيز.
نوشته ات در مقايسه اين دو زن بسيار برايم جالب بود. آن لينك هم اگر چه مال تو نيست اما در مورد همين مسئله است و براي همين پاكش نكردم. هر كي بوده خيلي تيز بوده كه با نام آوردن چنين سيندرومي آن را يافته و در اينجا لينك داده.
گفتي كه ايشان بايد گذشته را فراموش كند. ايشان با شخص من و يا دوستمان مشكلي شخصي ندارد. حرف من فقط همين بود كه از اين زبان براي سركوب و عقب نشاندن ديگران در بحث استفاده نكند كه باران فحش بر سرم باريدن گرفت. ديگران هم كه يا از باران فحش بر خودشان ميترسيدند و يا اينكه از فحش خوردن من چندان بدشان نمي آمد كنار كشيدند تا ايشان فحش دادن به من را ادامه دهد . چند تا از بچه ها كه به ايشان اعتراض كردند خودشان فحش باران شدند.
براي ايشان دو گروه وجود دارد. اول دشمنان هستند كه آنها هستند كه با ايشان و شيوه شان مخالف هستند. و دوم دوستان هستند كه آنها هستند كه با ايشان دم به دم ميدهند. بعضي ها را به عنوان گروه سوم ميتواند جاي دهد يعني به صورت پاسيو كه هنوز با او برخوردي نكرده اند تا آنها را در يكي از اين دو گروه جاي دهد. آنها همان ها هستند كه كنار ميكشند تا از اين ميان چيزي نصيب ايشان نشود. به سادگي ايشان را نديد ميگيرند.
اين كه بيشترين صدمه را خودش ميبيند حرفي نيست. واكنش هايش از ناراحتي هاي رواني ، بعضا جنسي ناشي ميشود و دردناك است. آن زمانها كه بچه بوديم زناني در محل به عنوان بددهن شهرت داشتند. اينها هميشه چادرشان را به كمر ميبستند و عربده ميكشيدند و معمولا به زني ديگر فحش ميدادند. به مردها زياد بند نميكردند مگر مردي از زني كه آنها با او دشمن شده بودند حمايت ميكرد. آنوقت معمولا او را به نامهاي جنسي ميخواندند و ميگفتند كه حتما به دليل تمايلات و درخواست ها جنسي خودش است كه از آن زن حمايت ميكند. اين خانم دقيقا همين شيوه را دارد. فرقش با آنها تا به حال اين بود كه خود را انقلابي هم جا ميزد. وگرنه با سكينه خانم سر گذر فرقي نميكرد ( يا در مورد شما آمنه خانم)
اينها هم پس مانده هاي همين اجتماع دردناك هستند. به ترحم و توجه احتياج دارند. اما اين ترحم و توجه نبايد موجب شود كه مورد تاييد قرار بگيرند. من اينطور فكر ميكنم. به ايشان ترحم ميكنم اما هرگز برخوردهايش را تاييد نميكنم. و خودش و شخصيتش را نيز نه.
ممنون سهند جان از توجهي كه به اين امر نشان دادي.
7 Jan 2005, 8:16
واي که توچقدر خري مهشيد باور کن خريت تو اشگ به چشم من
مياره اغلب از خنده و گاهي هم مثل اين مورد بالا از گريه
ريدم به اون کله که توش فقط پشگله
راستي خودت ميفهمي چقد الاغي
مادر جنده يادت رفته اسم ساناز رو تبديل به مهشيد کني
علتش هم اينه که از بس گه زيادي ميخوري و در خوردن عجله
ميکني خودت کار خودت رو ميريني توش
من ديگه چي بگم . نانا
No comments:
Post a Comment