Friday, January 14, 2005

تحليل يک فيلم دکومانتري ( چگونه پرده ها را دريدم )

مهشيد کپکي فيلمي راجع به خود به عنوان خانم
رئيس و تني چند از فاحشه کپکي هائي چون خود
در وبلاگش گذارده
او پرده ها را دريده و خود درحالي که بلوزي راه راه
افقي به تن دارد در قهوه خانه اي جائي با قيافه اي
چون مادر فولاد زره جلوي دوربين امده و با زبان
يعجوج و معجوج سخناني در مورد شغل شريف
گذشته خود و دخترانش ميگويد .
صحنه بعدي هاله است که در حالي که دخترش با
پوشک مشغول تاتي تاتي است به او قول يافتن
سه پدر را ميدهد يکي احتمالا روري يکي لوله کش
و قطعا سومي رستم شاخ شمشاد است !!!!
در انتهاي فيلم دو دختر جوان که يکي بي هيچ ترديد
مهناز يکي از دو قاطر سيامي است رخ مينمايند که
مهناز اقرار ميکند که کاندوم هائي با مزه موز و توت فرنگي
را بسيار دوست ميدارد ولي هر بار پس از چشيدن طعم
اين کاندوم ها گريه مفصلي !!!! ميکند !!!!
و همانطور که از وبلاگ او ميتوان دريافت مکررا به اين گريه ها
اشاره هم دارد !!!!!
دومي هم احتمالا ان يکي قاطر سيامي است که در وبلاگش
يا گريه ميکند يا کتک ميخورد !!!!!!
به همه ديدن اين فيلم هنري را از زندگي مهشيد و دخترانش
توصيه شديد ميکنم . نانا

No comments: