Sunday, July 17, 2005

One more cup of coffee for the road
One more cup of coffee ’fore I go
To the valley below

BOB DYLAN
تلاش هفت کوتوله !!!!!!

سنت پيترز دم در بهشت ايستاده بود و دربوني ميکرد
ديد يه دختر خوشگل مو سياهي با طنازي داره وارد
بهشت ميشه رفت جلو و گفت :
- که هستي ؟
دختره با ناز گفت :
ـ من سفيد برفي هستم .
سنت پيترز گفت :
- همين طوري نميتوني سرتو بندازي پائين و بيائي تو
ميدوني که فقط دخترهاي باکره ميتونن بيان بهشت
سفيد برفي گفت :
- خوب من باکره ام .
سنت پيترز گفت :
- خودت بگي که قبول نيست بايد يه دکتر زنان تو اون
اطاقک تو رو معاينه کنه .
دختر گفت قبول و رفت تو اطاقک و يه ده دقيقه بعد دکتري
بيرون اومد و گفت :
- باکرگيش که باکره است ولي در دهانه واژن او هفت خراش
کوچولو مشاهده ميشه !!!!!!!!!!!! نانا
در روي تابلوي محکمه دکتري در يکي از شهرستانهاي
ايران نوشته بود :

ختنه و تعميرات آن !!!!!!!!!!! نانا
ناناي رها چون موج!!!

نظر به يکشنبه بودن امروز من هم از مسائل سياسي
مرخصي گرفته برايتان از مشغوليات اين روزهاي خود
مينويسم !!!!!!

جونم براتون بگه يک هفته اي است برايم ميهماني کوچکي
از برلن آمده .
پسري است ده ساله از پدري آلماني و مادري ايراني که
مادرش يکي از اقوام است .
اولا ديالوگ با او چيز چمن در قيچي !!!! غريبي است به سه
بخش تقسيم شده فارسي - آلماني - کمي انگليسي !!!!
او از اين سه زبان کمک ميگيرد و من از فارسي و انگليسي
و زبان بين المللي اشاره !!!!!!
روزي که براي تحويل گرفتنش به فرودگاه رفتم از لحظه اي که
در ماشينم نشست راجع به مدل ماشين هاي مختلف سخن
گفت و ما را سرويس کرد !!!!! تمامي مدل ماشين ها و سال
و مشخصات آنها را ميشناسد و در باره آنها حرف ميزند .

مثالي است که ميگويد تعهد ذهني دادن آسان است ولي در
عمل بسيار سخت ميباشد اين قصه من است که مسئوليتي
را قبول کرده ام که خيلي خوب از عهده اش بر نميايم چون اين
بچه عين کنه ميماند و وقتي براي بازي به آدم ميچسبد ديگر
پاياني براي آن متصور نيست !!!!!!
مقاديري پول خورد در شيشه بزرگي ريخته ام و گوشه کتابخانه
است چند روز پيش بهش گفتم :
دوست داري باهم ورق بازي کنيم گفت آره بلک جک !!!
و رفت پول خوردها را آورده و سه چهار ساعتي با هم بازي کرديم
و در نهايت من تمامي پول خوردهاي خود را به او باختم که شايد
غائله ختم گردد !!!!!! صبح روز بعد وقتي از خواب برخاستم ديدم
عين يک موش با چشمهاي درشت نشسته پشت ميز کار من و
تمامي اين پول خوردها را ستون ستون جلوي خود چيده !!!! و تا
مرا ديد گفت :ميدوني چقدر پول دارم !!! تراي زين !!!! گفتم :
تراي زين يعني چه قدر روي کاغدي نوشت ۱۳ دلار . و سپس
گفت مرا ببر به اسباب بازي فروشي ميخواهم اين پولهايم !!! را
خرج کنم !!!!!
گفتم اين پول ها را فراموش کن ما که قمار باز نيستيم عزيزم
زد زير گريه که پولامه خودم بردم واي ....واي...
به هرحال براي ساکت کردنش گفتم :
- اين پول خوردها را فراموش کن ( اگرچه روز اول رسيدنش او را به
اسباب بازي فروشي برده برايش مقداري اسباب بازي خريده بودم)
برويم من به عنوان هديه برايت اسباب بازي ميخرم .
او را به مغازه بردم باور کنيد از خنده از دستش مردم رفت يک واک تاکي
برداشت گفت اين پنج دلار حالا چقدر از پولم باقيست من هم همين
طوري بي هوا گفتم هفت دلار گفت - نه ..هشت دلار !!!!!
به هر حال يک اسباب بازي ديگر هم برداشت که شش دلار بود و
گفت چقدر ديگر پول دارم گفتم - دو دلار ولي بسه ديگه بيا برويم
گفت - نه ...و در آخرين لحظه از يخچالي که نزديک صندوق بود دو عدد
بستني هر يک يک دلار برداشت تا اين سيزده دلاري را که مثلني از
من برده بود سر راست کرده و به باد دهد!!!!!!

يه اندازه يک جعبه کفش از اين سرباز و تانک و فيگورهاي کوچولو کوچولو
که هر کدام اندازه يک دانه نخود هستند دارد که زمين ريخته و با آنان
بازي ميکند و صداهاي عجيب و غريبي به منزله شليک و گاز دادن و اين
قسم کارها در مياورد !!!!
ديروز مدتي با آنها بازي کرد و ناگهان به آشپرخانه آمده و به من گفت :
- تو اون سرباز من که رو سرش کلاه زرد بودي رو نديدي !!!!!!!
فقط فکرش را بکنيد که من بين هزار تا فيگور پلاستيکي اندازه دانه
کبريت بگردم و يکي که کلاهي زرد بسر داره براش پيدا کنم !!!!!

خلاصه که هم از بودنش لذت ميبرم و هم روزشماري براي بازگشتش
به آغوش گرم خانواده اش !!!!!!!!!

با خود فکر کردم عجب عاقلي هستم من که خود را از تمامي اين بازهاي
کانون خانوادگي و بچه داري و باقي قضايا کنار کشيده و عطاي تمامي
اين روابط را به لقاي آن بخشيده و به ريش تمامي اين مسخره بازي هاي
بشري از ته دل ميخندم . نانا

Saturday, July 16, 2005

نيما

من که دورم از ديار خود چو مرغي در مقر
همچو عمر رفته - امروزم فراموش از نظر
من که سر از فکر سنگين دارم و بربسته لب
شب به من ميخواند از راز نهانش - من به شب

بر لب درياي غم افزا تاسف مي برم

پهنه ور دريا - که چون من دلت ناساز آمده
مي سپارم نيز من از حرف تو راه خيال
مي دهم پيوند در دل هر خيالي با ملال
تا فرود آيم بدان سوهاي تو يک روز من

کاش بودم در وطن - اي کاش بودم در وطن
گنجي و حلاج

به درون تاريخ گذشته ميبرمتان
مردي را کنار چوبه دار نگاه کنيد که هنگامي که يکي از مردم
شاهد به دار کشيدن او از او پرسيد :
- عشق چيست ؟
پاسخ داد:
- امروز بيني و فردا بيني و پس فردا بيني ......
اين مرد بزرگ حلاج بود که حافظ در باره اش گفته :

چو منصور از مراد آنان که بر دارند - بردارند

تمامي مردمي که گرداگرد چوبه دار حلاج بودند چه کردند !!!!
ايستادن و شکنجه و مرگ او را تنها نگاه کردند!!!!!!

همگي آنان ساليان درازيست که مرده و پودر شده اند ولي تاريخ
خونين سرزمين ما حلاج را تا قيام قيامت به ياد خواهد داشت .

گنجي حلاج معاصر ماست .
باز هم همه ايستاده و تنها نگاه ميکنيم
چرا به قول فروغ بزرگ
ما که ناني که ميخوريم خونيست
و هوائي که استنشاق ميکنيم خونيست
و خاک باغچه هامان که خونيست
کاري نميکنيم ؟
کاري نميکنيم ؟ .........نانا

Friday, July 15, 2005

مولانا

از شهر تو رفتيم و ترا سير نديديم
از شاخ درخت تو چنين خام فتيديم

در سايه سرو تو مها سير نخفتيم
وز باغ تو از ترس نگهبان نچريديم

بر تابه سوداي تو گشتيم چو ماهي
تا سوخته گشتيم و ليکن نپزيديـم

چون سايه گذشتيم بهر پاکي و ناپاک
اکنون به تو محويم نه پاکيم و نه پليديم

شکرست که ترياق تو با ماست اگرچه
زهري که همه خلق چشيدند چشيديم
اهل درس و مدرسه !!!

بابا اين خاتمي بيچاره آدم حسابي اهل قدرت و بازي هاي
سياسي نبود که !!!! آدمي اهل درس و مدرسه بود که
بيچاره را وسط کشيده از او استفاده هاي نامشروع !!!!
کردند ميگيد نه ؟ پس خبر زير را بخونيد !!!!!

(محمد خاتمی که واپسين روزهای رياست جمهوری ايران می گذراند
در گفتگو با تلويزيون العربيه خود را 'داماد لبنان' خوانده و گفته است که
قصد دارد به کشورهای عربی سفر کند تا در آنجا تدريس و زبان
عربی ‌اش را تقويت کند.)

شايد هم داره ميره به اسم داماد لبنان !!!! خدمت عروس لبنان!!!
يه جورائي برسه !!!! مگه نه ؟ نانا
ف . م . سخن
در مطلبي ضمن بررسي وضعيت سياسي اجتماعي ايران در دوران
شاه ( البته با اختصار ) به زمان حال رسيده و در بخشي نوشته :

(ما مي خواهيم گفتن و نوشتن، جاي زدن و کشتن را از هر طرف و در
هر حال بگيرد. نگذاريد روشنفکران به آن نقطه ي نااميدي برسند.
در اين نقطه است که جنبش نابخردانه ي چريکي آغاز مي شود. اين
را تاريخ به ما مي گويد. بر درس هاي تاريخ چشم نبنديم.)


دوست گرام اين چيزهائي که نوشته اي خواست روشنفکران است
و خواست توده هاي تهي دست نان و گوشت ميباشد و حداقل زندگي
انساني .
متاسفم که بگويم هم خواست روشنفکران يک درصدي و هم خواست
توده هاي ميليوني هيچ يک با رژيم يکدست !!!! خامنه اي جور نيستند
و اين رژيم جاني فاقد توان و ظرفيت حل معضلات سياسي فرهنگي
اقتصادي ماست به همين دليل براي مردم ايران مفري بجز رفتن اين
جانيان وجود نخواهد داشت بيخود خود را گول نزنيم
نفرت( پدر - پسر - زن - شوهر - برادر - خواهر )مرده را هيچ آبي از چهره
اين ادمکشان حرامزاده پاک نخواهد کرد جز سيل خانمان برکن .
مخاطبان تو و ما اينان نيستند اينان فاقد انسانيت لازم حتي براي درک
خواسته هاي مردم ايرانند . ملت متحد پيروز است . نانا
ايميل تهديد

ايميل هاي تهديد آميزي از طرف گروه سينه زنان نوشي !!! به
دستم رسيده واي ....واي ....واي

وه که ديشب از ترس و وحشت بدون اير کانديشن خوابيدم !!!!!
و چندين بار در طول شب از وحشت از خواب پريدم !!!!!!! نانا
کل اگر طبيب بودي........


نظر به اين که ايران در بين تمامي کشورهاي جهان رتبه اول
را از نظر جاده ها !!! و اتوبانهاي بزرگ و امنيت مسافرت به
سراسر کشور را داراست و طبق آمار داده شده !!!! در
ساليان گذشته حتي يک مورد تصادف رانندگ ي در سراسر
جاده هاي ايران مشاهده نشده !!!!!!!! شريعت مداري اعلام
کرده :

(شريعتمداری: ايران در تاجيکستان جاده و تونل می سازد)
خبري از خزينه حمام نوشي !!!!!

نوشي شلخته در وبلاگش نوشته :


(من بارها اسیر خشم بی دلیل تو بودم. میدونی چیه؟ من از تنها
موندن جوجه ها با تو سخت میترسم. )

نوشي شلخته جان !!!! والله منم اگه مرد بودم و با گهي چون تو
زندگي ميکردم !!! به سختي ميتونستم جلوي خشم خودم را
بگيرم !!!!! آخه زني که عدس پلو رو يه هفته تو پلوپز ميزاره باشه
تا کپک بزنه که زن نيست بابا جان بلانسبت انـــــــه !!!!!!!نانا

Thursday, July 14, 2005


تحليلي تکان دهنده
راجع به کاتاستروف نوشي شلخته
که نبوي و بهنود هم در آن نقشي بازي ميکنند بشتابيد .....تا
داغ داغ است !!!!!!!!! نانا
الاغي امريکائي !! به نام سيرين سيونه از بنياد کارنگي ميگويد :



(وي مي گويد: به نظر من يك رئيس جمهوري محافظه كار در مذاكرات با
اروپا انعطاف سياسي بيشتري مي تواند نشان دهد، زيرا بدون قراردادها
و سرمايه گذاري خارجي براي رئيس جمهوري جديد بسيار مشكل خواهد
بود اقتصاد ايران را بهبود بخشد. )


يعني اين الاغ بنياد کارنگي تا حال نفهميده که در ايران رئيس جمهور خر
کيه ؟؟؟؟؟ تا وقتي که بيت رهبر واحد اليد هست رئيس جمهور را چه
به گه مفت خوردن !!!!!!!!! نانا
عشق من منتظري

اين مرد پير شجاعي که من حاضرم دستانش را ببوسم نوشته :


(آیت الله منتظری خواهان اداره امور کشور بکمک «خرد جمعی» و
کوتاه کردن دست ولی فقیه از سیاست شد )


اي درد و بلاي منتظري بخوره وسط ملاج هرچي آخوند جاني رژيم
اسلامي بخصوص وسط فرق بوگندوي خامنه اي جنايتکار . نانا

Wednesday, July 13, 2005

اکبرگنجي

چه کسي سر ترا براي نگاه آخر به نور
خورشيد بالا خواهد گرفت ؟
چه کسي بدنت را هنگامي که به آرامي گرماي
خود را از دست ميدهد در آغوش خواهد فشرد ؟
چه کسي برويت لبخند خواهد زد ؟
چه کسي نگاه ملامت بار تو را براي آخرين بار خواهد
ديد ؟
چه کسي بر قهرمان بزرگ تاريخ سفله پرور ما براي
آخرين بار پوزخند خواهد زد ؟
هان چه کسي ؟


چه کسي مرگ گنجي ما را نظاره خواهد کرد ؟ نانا
سرگرد خر در چمني !!!! براتون مژده داره !:


(سرگرد حميد اندرزچمني در حالي پس از انتصاب اسماعيل
احمدي مقدم به فرماندهي نيروي انتظامي جمهوري اسلامي،
از اقدامات سختگيرانه جديد پليس ايران خبر مي داد )

من هم بهتون قول ميدم اين جوانان يکي يک شيشکي نثار
رهبر و سرگرد خردر چمني !!!! خواهند داد
نوشي شلخته اي با دو جوجه قرباني !!!!!! حماقتش


به ..به ...به ..به چشم همه روشن دوباره مجلس حمام زايمون !!!!
و ختنه سوران !!!! و پاتختي !!!!! مشتي خاله شلخته وبلاگ نويس
به راه افتاد !!!!!!!
و به دنبال هياهوي اين خاله شلخته هاي متعدد در وبلاگستان مشتي
الاغ از نوع الاغان قبرسي همه به هم پيوسته و اين حمام زايمون رو
حسابي شلوغ کرده و در تبليغ براي زنک شلخته اي به نام نوشي !!!!
شروع به شکستن سر و دست هم کرده اند !!!!!!!

زنک نمايشي ابلهي که زندگي دو کودک خود را چون مارکي هاي ميدان تيمز
نيويورک مرتب در حال روشن و خاموش کردن و به اين وسيله ايجاد ترحم
در مشتي زن ابله !!!! و ايجاد ترحم به اضافه تحريک قوه باه مشتي مرد
ابله تر از آن زنان کرده بوده !!!!!! ناگهان توسط شوهرش اين دو بچه
احتمالا بنا بر دلائلي که احدي نميداند از او دور شده !!!!!!! خوب همين
دليل که اين زنک الاغ زندگي خصوصي دو کودک خود را جار زده و در
معرض خواندن مشتي آدم قرار داده بزرگترين دليل از عدم صلاحيت
اين لجاره است !!!!!!
کدام يک از شما ايراني هاي غيور حاضريد که براي شير خشک بچه
خود کاسه گدائي به دست گيريد بخصوص که تحصيل کرده هم باشيد !!!!
کثافت کاري که امثال نوشي شلخته کرده و ميکنند هيچ چيز عجيبي
نيست ولي حماقتي که زنان خاله شلخته و مردان خاله شلخته تر مرتکب
شده اند گناهي نابخشودني است و متاسفم که اعلام کنم که اين کار
را به نام همدردي و دلسوزي براي دو بچه کرده اند که حداقل از نعمت
داشتن بابا و ننه برخوردارند
شرم بر همه شما باد که رجالگاني هستيد که يک هزارم اين هياهو را
براي بيست و پنج کودکي که براي دل و روده خود در پاکدشت کشته
و سوزانده شدند نکرديد
تف بر روي شما وبلاگ نويساني که يک هزارم اين هياهو را براي پسر
جواني که در متروي کرج به دست يکي از عوامل اين رژيم جاني با
شليک گلوله اي به مغزش کشته شد نکرديد !!!!!

خاک بر سر از دم تمامي وبلاگ نويساني که به درون خزينه گه گرفته
اين حمام زنانه با کله شيرجه زده اند !!!!!!!! نانا

Monday, July 04, 2005

نيما

سوي شهر آمد آن زن انگاس
سير کردن گرفت از چپ و راست
ديد آئينه اي فتاده به خاک
گفت - حقا که گوهري يکتاست!
به تماشا چو برگرفت و بديد
عکس خود را - فکند و پوزش خواست
که - ببخشيد خواهرم ! به خدا
من ندانستم اين گهر ز شماست !

ما همان روستا زنيم درست
ساده بين ساده فهم بي کم و کاست
که در آئينه ي جهان بر ما
از همه نا شناس تر - خود ماست .
دوستان عزيزم

ديگر سر سوزني نگران نيستم اينان خواهند رفت و جوانان و
دانشجوياني که اين سالها مبارزه کرده اند بايد جايشان را
بگيرند .
خوشبختانه گروه دموکراسي خواهان آنچنان وسيع هستند که
از قدرت گيري هر فرد و يا گروهي به تنهائي جلو گيري خواهند
کرد .
مقاله اي در گويا نيوز هست به نام اخرين منزل علي شاه !!!!!
که تحليل گر گاردين نوشته و حتما بخوانيد امکان مداخله امريکا
را در صورت مقاومت آدمخواران داده است .
ميدانم که همه مردم ايران در حالت نگراني و اضطراب و انتظار
بسر ميبرند ولي ظاهرا جبهه مقاومت هم بسيار خوب کار ميکند
و آزاده گاني چون زر افشان و گنجي هم با مقاومت افسانه اي
خود در برابر کثيف ترين بخش رژيم به هيجان و اعتراض مردم
کمک ميکنند .
چند روزي ننوشتم چون راستش حوصله نداشتم ولي همه جا
رفته و وبلاگهائي را که ميخواندم خواندم .
دوستان سر و کله زدن را با هم تمام کنيد اکنون همه يک خواست
داريم والله !!!!!!!
براي از چپ ترين ها مثل ح ک ک تا راست ترين ها مثل درخشان
اکنون کساني که سرزمين ما را به طرف فاجعه ميبرند دار و دسته
آدمخوران هستند و بايد باشند
باقي مشگلات را ميشود در حين ساختن جامعه اي دموکراتيک
به سازش رسيد .
ملت متحد پيروز است . نانا