گنجي و حلاج
به درون تاريخ گذشته ميبرمتان
مردي را کنار چوبه دار نگاه کنيد که هنگامي که يکي از مردم
شاهد به دار کشيدن او از او پرسيد :
- عشق چيست ؟
پاسخ داد:
- امروز بيني و فردا بيني و پس فردا بيني ......
اين مرد بزرگ حلاج بود که حافظ در باره اش گفته :
چو منصور از مراد آنان که بر دارند - بردارند
تمامي مردمي که گرداگرد چوبه دار حلاج بودند چه کردند !!!!
ايستادن و شکنجه و مرگ او را تنها نگاه کردند!!!!!!
همگي آنان ساليان درازيست که مرده و پودر شده اند ولي تاريخ
خونين سرزمين ما حلاج را تا قيام قيامت به ياد خواهد داشت .
گنجي حلاج معاصر ماست .
باز هم همه ايستاده و تنها نگاه ميکنيم
چرا به قول فروغ بزرگ
ما که ناني که ميخوريم خونيست
و هوائي که استنشاق ميکنيم خونيست
و خاک باغچه هامان که خونيست
کاري نميکنيم ؟
کاري نميکنيم ؟ .........نانا
No comments:
Post a Comment