شرح مصيبت !!!!
جونم براتون بگه به ميمنت و مبارکي !!!! اين ميهمان کوچولوي
من سه شنبه صد هزار بار شکر !!!!عازم شهر خود است .
اين روزها حسابي مرا کلافه کرده و حقيقتش را بخواهيد ديگه
حالم از هرچه بچه است بهم ميخوره !!!!! مردم چگونه اين
هيولا کوچولوها !!! را تحمل ميکنند ؟...واي ...واي
فرمايشات اين جن کوچولو پايان ناپذير است !!!!!!
وقتي حوصله اش سر ميره يه صدائي از خودش در مياره که
براي من شده کابوس !!!!
فکرش را بکنيد ميبرمش اسکيت روي يخ چهار ساعت !!!! بدون
اغراق چهار ساعت ميشينم کنار زمين !!!!! بعد مياد ميبرمش
غذا ميخوره بعد ميبرمش ويدئو کلاب براش فيلم ميگيرم بعد
ميائيم خانه
ميره فيلم ها رو نگاه ميکنه وسط نگاه کردن فيلم ها صد بار مرا
از کارم باز ميداره و اين را ميخواد و اون را ميخواد !!!!
وقتي فيلمش تموم ميشه مياد کنار من اون صدا رو ازخودش در
مياره که ميگه :
- اوهم ....اوهم ...اوهممم
اين صدا کابوس من شده !!!! يعني پاشو سرمنو گرم کن !!!!!
ديروز به دستورش !!! براش خورشت کرفس درست ميکردم يه
دفعه از اطاقش اومد بيرون و گفت :
- چي داري مي پوخي !!!!!!!!!!!! نانا
No comments:
Post a Comment