Thursday, July 28, 2005

مولانا

اي آنک اندر باغ جان آلاجقي بر ساختي
آتش زدي در جسم و جان روح مصور ساختي

مرغ معما گوي را رسم سخن آموختي
بازـ دل پژمرده را صد بال و صد پر ساختي

عاشق درين ره چون قلم کژ مژ همي رفتش قدم
بر دفتر جان بهر او پاکيزه مسطر ساختي

روزي بيايد کاين سخن خصمي کند با مستمع
کاب حياتم خواندمت تو خويشتن کر ساختي .

No comments: