Thursday, July 21, 2005

LA DOLCE VITA

فدريکو فليني کارگردان معروف ايتاليائي از نظر من کارگرداني است
که بيننده يا کارهاي او را درک کرده و دوست دارد و يا ندارد حد مياني
ندارد و تقريبا کسي نميتواند ادعا کند که بعضي از کارهايش را
دوست دارد و بعضي را نه .
يکي از مهمترين کارهاي سينمائي او فيلم زندگي شيرين است .

قهرمان اين فيلم خبرنگاريست که راجع به طبقه سرمايه دار ايتاليا
در رم و ماجراهاي عشقي و سکسي آنها و بطور کلي تفريحات
اين طبقه مطالبي در مجله هاي سطحي رم مينويسد و خود او
اميدوار است که روزي خبرنگاري جدي شود !!!!
به مدت هفت روز و شب در تکاپوي بدست آوردن خبر نوعي از زندگي
اشرافي را به بيننده ارائه ميدهد.
در اين عرضه بيننده با پوچي و کسالت باري زندگي ثروت منداني که
نميدانند !!! با خود چه کنند و دم غنيمت بودن زندگي مشتي انگل را
به ما نشان ميدهد .

در شروع فيلم شبي در کافه اي قهرمان فيلم مارچلو با زني از طبقه
اشرافي به نام مادلين آشنا ميشود و با او به نايت کلابي ميرود
سحرگاه در بازگشت به آپارتمان خود متوجه اقدام به خودکشي دوست
دختر خود ميگردد و او را به بيمارستان برده ولي بلافاصله براي
تهيه خبري راجع به ورود ستاره سينمائي معروف بيمارستان را ترک
کرده و به فرودگاه ميرود و تصميم به تعقيب اين ستاره سينما ميگيرد
تا از طريق او بتوانند از زندگي ثروتمندان اخباري به دست اورد.
پس از گذران شبي در کافه ها و خيابانهاي رم با اين ستاره سينما
به ميهماني دوست خود که برعکس او خبرنگاري معروف و جدي و
متفکر است ميرود و اين خبرنگار که استاينر نام دارد با زن و دو کودک
خود براي مارچلو نمونه ايده آلي براي زندگي ميباشند .
روز بعد او براي گرفتن خبر به ميهماني اشرافي در قصري قديمي
ميرود و در اين ميهماني به مادلين زن ثروتمندي که در شروع فيلم با
او آشنا شده ميگويد که عاشق او شده است . ولي در نهايت امر در
ماجراهائي که در قصر ميگذرد با زن ديگري ميخوابد .
فرداي آن روز با خبر ميشود که استاينر با قصد قبلي زن خود را دنبال
نخود سياه فرستاده و در غياب او ابتدا با شليک گلوله به سر دو کودک
خود آنان را کشته و سپس با شليک گلوله اي به مغز خود خودکشي
کرده است .
در پايان فيلم باري ديگر مارچلو را در قصري قديمي ملاقات ميکنيم که
در يک ميهماني و اورجي شرکت کرده وبا باقي ميهمانان در طلوع
خورشيد به ساحل ميروند که شاهد صيد يک ماهي عظيم الجثه
باشند .
و در صحنه پاياني فيلم در ساحل دريا در کافه اي به دختر جواني برخورد
ميکند که قبلا او را ديده و اين بار نه تنها او را به خاطر نمياورد بلکه حتي
حرفهائي که اين دختر ميزند را هم قادر به شنيدن نيست !!!!

فيلم زندگي شيرين يکي از عميق ترين و اوريجينال ترين نگاهي است
به دوران ما در واقع ميشود گفت که اين فيلم مرثيه اي است از فساد
و قلابي بودن يک جامعه که در ظاهر جوان و شاداب و در لايه زيرين در
حال گنديدگي است .
پس از ساختن اين فيلم دو کلمه(زندگي شيرين)به شکل متداول روزانه
در فرهنگ گفتگوي ايتاليائي به معني نامشخص لذائذ جسمي بکار
برده ميشود و همچنين نقش پديده اي به نام پاپاراتزي .

فليني پوسيدگي اشرافيتي را که با کله شقي در قصر خود در حال
گنديدن است نشان ميدهد
نمونه اي از محافل روشنفکري را نشان ميدهد
خرافات مردم ايتاليا را نشان ميدهد
و با خودکشي تنها کاراکتر جدي فيلم در واقع بابل مدرني را نشان ميدهد
که غرق لذات و شهوت پرستي است
در اين فيلم فليني در عين حال که نگاهي قضاوت گر دارد ديدي از سر
همدردي به تک تک انسانهائي که زندگيشان را تصوير ميکند هم دارد .

ويتوريو اسپنوزا در فوريه ۱۹۶۰ در ميلان راجع به اين فيلم نوشت :

فيلم زندگي شيرين بالاترين نوع بحران را در همه زمينه هارا به تصوير
ميکشد .
بحران اعتقادات مسيحي کارگردان که اميد و ايمان ش بر باد رفته
فيلمي که پاياني را در شروع نشان ميدهد همانند انتظاري براي طلوع
در روزي نامعلوم مانند سفري به درون شب به هنگامي که عقل خفته
است در جامعه اي فاسد و در شرف گنديدگي يک تمدن-در حالي که
همه چيز در حال فروپاشي است چه ارزش هاي قديمي چه سنت ها
و حتي همگانگي مدرني که فرم خود را گرفته است . نانا

No comments: