Thursday, May 03, 2007



دنباله آینده روبرو


این بحث را ادامه خواهم داد زیرا باید به شکل جدی
روی آن حساب و فکر کنیم

تمامی مدارس از مهد کودک تا دکترا باید مختلط باشند
زن و مرد در یک جامعه سکولار دموکراتیک که هدف نهائی
ما ایرانیان است برابر هستند و همدوش

تمامی قوانین ضد زن عرفی سنتی ایران باید به قوانین
مدرن مدون حقوق زنان کشورهای مترقی تغییر یابد

از تبلیغات مذهبی هر مذهبی به شکل نماد لباس
تنها از ورودشان به موسسات دولتی و آموزشی
که سکولار است باید جلوگیری کرد والسلام

به این معنی که یک زن مسلمان چادر مشگی نمیتواند با
این چادر که نماد تبلیغی اسلام اوست وارد شرکت نفت گردد
او میتواند با لباس پوشیده خود و روسری چادر را دم شرکت
نفت تا کرده در کیف نهد و سپس وارد این سازمان شود
همانطور که یک یهودی ایرانی حق ورود به شرکت نفت را با
این کلاه های گرد کوچک که وسط کله میگذارند ندارد
همچنان که هیچ اخوندی با عمامه و عبا حق ورود به شرکت نفت
را ندارد
و یا هر ارمنی با کلاه های اورتدوکسی خود

اینان با پوشش تبلیغی در سطح شهر و کشور آزادند که بگردند ولی
در نهادیهای دولتی و آموزشی و نظامی ابدا و اصلا

در ایران آزاد آینده به هیچ چیز نه نمیگوئیم
برای چیزهای غیر مردمی و انسانی راه چاره کنترل پیدا خواهیم کرد
ما با حذف کاری نداریم
هرچه را هست می پذیریم و تغییرش میدهیم

میتوانیم زیرا بادهای موافق مردم ایران شروع به وزیدن کرده است و
کسی را یارای مقاومت در برابر این باد دیگر نیست گارانتی .... دنباله
دارد ولی معلوم نیست کی ؟؟؟؟؟؟؟نانا


برای کنجکاو عزیزم


گفته بودم هیچ چیز یادم نمیره ...فقط بایگانی
میشه ....................................نانا

بی وفائی !


و اما دوستان با این مطلب وبلاگ استفراغ که برایتان نوشتم
با خودم فکر کردم هرچه از روابط انسانی بیشتر انسان بگوید
گویا راه دوری نمیرود و شاید شاید شاید ذره ای مفید باشد
حقیقتا که خیلی از مطلب مورد ذکر تعجب کردم به نظرم رسید
که همه به گونه ای گیج و منگ هستند که تمامی ارزش هایشان
بهم ریخته و اعمالی از سر تشنج روانی میکنند
نه از روی عقل و منطق

به هر حال میخواهم کمی راجع به روابط بین زن و مرد برایتان نقطه
نظراتم را بنویسم

معمولا روبرو شدن با جذابیت جنس مخالف ( در مورد همجنسگرایان
جنس موافق ) از سنین بلوغ شروع میشود و تا پایان عمر بدبختانه
ادامه مییابد !!!!!!
ولی هر دوره ای شکل خاص خود را دارد

از نظر من جذب سکس به شخصی شدن معنائی جز میل به فین
فین کردن ندارد
عملی است که قصد و حقه بازی و مکر و حیله و بگیر و برو
در آن عمدتا دخالتی ندارد

بنابراین از سن بلوغ تا سن ازدواج من معتقدم باید تمامی امکانات
سکسی را با در نظر گرفتن خطرات تجربه کنید چه دختر چه پسر

و هنگامی که به سن ازدواج و انتخاب شریک برای الی غیر النهایه
میرسد بروید سراغ کسی که با او بیشتر نقاط مشترک و تفاهم
فکری دارید
سکس دیگر برای شما عقده نیست چه دختر چه پسر

در رابطه سکسی یک زن و یا شوهر با شخصی دیگر هم من ابدا
چیزی جز یک فین فین آنرا نمیدانم

ولی به یک شرط
که زن و مرد توافق کنند که اگر هر یک روزی خواست با کسی
دیگر برود و به دیگری نگوید

یا توافق کنند که اگر کسی روزی خواست با دیگری برود حداقل
قبلش به طرف بگوید و تصمیم را به عهده او بگذارد !!!!!!

من با دید بی اهمیت فین فین به کثافت کاری زن برادر خودم نگاه
کردم و بغل مردان دیگر خوابیدنش را برای سالها !!!! ابدا اهمیتی
ندادم
ولی برادرم به من گفت که ما بر سر نقطه اگر روزی کسی خواست
با دیگری برود (( باید )) ابتدا به طرف بگوید و این حق انتخاب را به
او بدهد و سپس برود توافق کرده بودیم و راجع به آن حرف زده بودیم
و او بهتر از هر کس میدانست

این یک مورد کامل رجاله گی زنانه است
ورنه حتی نگاه برادرم هم به سکس شاید همین نگاه من باشد زیرا
مرا بسیار دوست دارد و قبولم دارد !!!!!!!

یعنی به شکل کلی میخواهم برایتان بگویم که زنی که به شوهرش
خیانت میکند
به نظر من گناهش خیانت نیست بلکه دروغ گوئی است و دو روئی
یا مردی که به زنش خیانت میکند فرقی نمیکند

آنچه که از خیانت ٬ مرد و زن را آزار میدهد اگر دقیق نگاه کنید سکس
نیست بلکه ((شر ))کردن روابط اختصاصی با یک بیگانه است

این است که غیر قابل تحمل میکند بی وفائی را نه کنتاکت جسمی

برای این بالائي بهترین فکت این است که شوهر جنده باز را هرگز
شوهر بی وفا نمی خوانند میگویند
بیچاره زنیکه شوهرش جنده بازه خوب چیکار کنه باید بسازه اینم یه
نوع مرضه !!!!!!!!

در واقع چشم پوشی زنان بر جنده بازی شوهرانشان نشان دهنده
بی اهمیتی سکس است و بس !!!!!

بعنی زنان از رقیب است که میترسند نه از بدن برهنه

به هرحال به نظر من حسادت بدترین خصلت در یک زن یا مرد است
حسادت زندگی را زهر میکند
و این زهر به کام حاسد از همه تلخ تر است

برای از بین بردن حسادت در خود باید برای دیگران حق حیات و داشتن
پرایوسی قائل بود و در کارشان فضولی نکرد
هنگامی که در کار کسی فضولی نکنی و برایش استقلال قائل باشی
از این که فکرش جای دیگر باشد ناراحت نخواهی شد زیرا خیالت راحت
است که بخش بزرگی از فکرش با توست زیرا با تو میباشد

یعنی اتوماتیک رابطه ای درست برپا کردن
باید تا روز آخر یک رابطه در آن با شادی و امید باقی ماند و فکر تخریبی
را راجع به طرف از سر بیرون کرد
چه زن چه مرد فرقی نمیکند

ولی با تمامی این سخنان بالا روان انسان به اندازه ای پیچیده است که
هیچ مطلقا هیچ قانون و نظمی به خود نمیپذیرد
لامصب به قدری گسترده است که بهتر است انسان لالمانی گرفته و
خود را به سوت زدن و نمیدانم چی بزند ........................نانا


آینده !


و اما با درود بر تمامی دوستان و همفکرانم نمیدانم کی بود
که گفته بود :

ز هرچه که بگذری سخن دوست خوشتر است

به دلیل روزهای سرنوشت ساز آینده و شرایط حساس کنونی
فکر کردم از فرصت استفاده کرده کمی راجع به کارهائی که باید
به محض رفتن قدرت به دست مردم برای ایجاد یک جامعه سکولار
انجام دهیم بنویسم

به شکل مطلق مذهب ( از هر نوعی ) باید کاملا از زندگی اجتماعی
مردم بیرون رود پریود

تمامی کتابهای مدرسه باید از بنام خدا پاک شود
تمامی ادارات دولتی باید از سر نامه های بنام خدا پاک شود
تاریخ اسلام باید به شکل تاریخ در مدرسه ها تدریس شود
مراسم خرافی اسلامی در شکل تبلیغ خشونت مانند قمه و بگیر و برو
باید حذف شد
دعاهای مدارس باید منحل شود
دین رسمی شیعه باید از روی نام ایران برداشته شود
ایران کشوری است با ملیت ها و مذاهب گوناگون که هیچ یک بر دیگری
برتری نباید داشته باشد صرف نظر از اقلیت بودن یا اکثریت بودن

تمامی نمادهای مذهبی باید از زندگی اجتماعی ما خارج شود والسلام

ما به اکثریت شیعه ایران دیگر اجازه تعیین سرنوشت برای باقی (( مردم))
را نخواهیم داد والسلام

حق کشتن گوسفندان را در ملا عام ندارند برای این کار میتوانند با گری
گوری های دور و بر خود به بیابانهای مخصوصی که باقی مردم ایران تعیین
میکنند رفته و سر حیوان را گوش تا گوش بریده و قساوت و وحشیگری
خود را به رخ یکدیگر بکشند
برای باقی مردم ایران این صحنه نفرت انگیز است والسلام

تمامی حوض های اماکن مذهبی را سیمان ریخته و پر خواهیم
کرد و مجبورشان میکنیم از آب لوله کشی استفاده کنند
زیرا خودشان به جهنم درک
برای باقی مردم ایران که مثل اینان کثافت نیستند اپیدمی وبا میاورند

بلندگوهای مساجد باید رو به داخل مسجد باشد ورنه مزاحم مردم ایران
هستند و هر همسایه ای میتواند آنان را به دادگاه کشد
زیرا مزاحمت مذهب دیگر تمام شد پریود

قم را واتیکان ایران میکنیم و همگی را با اردنگی به قم فرستاده و بودجه
را هم باید مسلمانان پولدار فراهم کنند و هر گهی میخواهند در حوزه
خود بخورند

ازدواج رسمی در دفتر شهرداری اتفاق خواهد افتاد و باقی به خود عروس
و داماد مربوط است که آخوند بیاورند یا نه

ولی ابتدا باید در شهرداری مانند دو سیتی زن متمدن کاغذ ها را امضا
و سپس بروند سراغ آخوند مفت خور آنهم در خانه های شخصی !!!!!

از نظر مسلمانان معتقد به آخوند اینان هر چی هستند برای باقی مردم
ایران مهم نیست برای باقی مردم اینان اینان مرد مقدس و خدا نیستند
هریک نامی در شناسنامه دارند که آقای فلان یا بهمان است
و برای مردم همان شناخته میشوند بدون آیت الله و حجت الله و بگیر و برو
و در برابر قانون کاملا مساوی با دیگر شهروندان هستند پریود

مصلی بزرگ تهران ....تبدیل به پارکی برای ابراز عقیده سیاسی تمامی
مردم ایران با هر طرز تفکر و عقیده ای خواهد شد
در گوشه و کنارش مامورین قانون ناظر خواهند بود و اگر کسی دست به
خشونتی علیه دیگری بزند بلافاصله از پارک اخراج و در صورت تکرار به
زندان منتقل خواهد شد و خود ایرانیان باید باید باید به شدت ناظر بر عمل
کرد افراد مختلف باشند و خاطی خشونت پرور را به قانون بسپارند

به دلیل شرایط خاص ایران و سابقه انقلاب اسلامی باید روی دهات و کار
فرهنگی تمرکز ویژه ای گردد
به این معنی که ده برابر آخوندهای به دهات رو باید افرادی که ترقی و
پیشرفت را حتی در زندگی این روستائیان ساده تبلیغ میکنند قرار داد
که خوشبختانه به دلیل جوان بودن مردم ایران کاریست ساده که هر گروه
دوستانی میتوانند همگی با هم به دهی رفته و کار مفید را انجام دهند
و مخارج این کار هم باید با دست و دلبازی از پول نفت پرداخت گردد

به این کار میگویند گرس روت .....و بسیار اقدام اساسی و ریشه ای
میباشد

دیگر چه بگویم ؟
میدانید هموطنان

ضرب المثلی چینی میگوید :

هنگامی که درختی کج رشد کرد باید برای راست ایستادنش طنابی
به آن ببندی و به اکستریم مقابل بکشی و مدتی به همین شکل
نگاهش داری و سپس اگر ول کنی به جای اصلی یعنی مستقیم
خود خواهد برگشت و خواهد ایستاد

این جامعه فرو پاشیده از همه نظر حتی روانی را باید با قوانین مدرن
و مترقی به شکل حداکثر اکستریم با طنابی ببندیم
تا شاید سالها بعد که من و بعضی از شماها دیگر نیستیم !!!! کمی
ملو شود و فرزندانتان شروع به لذت بردن از ـ آزادی ـ کنند ........نانا

Wednesday, May 02, 2007



مولانا


دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان
از عاشق حق توبه وز باد هوا انبان

گر توبه شود دریا یک قطره نیابم من
ورخاک در آیم من آن خاک شود سوزان

در خاک تنم بنگر کز جان هوا پیشه
هر ذره درین سودا گشتست چو دل گردان

خاصیت من اینست هرجا که روم اینم
چه دوزد پالان گر هرجا که رود پالان

گویند که هرکی هست در گور اسیر آید
در حقه تنگ آن مشک نگذارد مشک افشان

در سینه تاریکت دل را چه بود شادی
زندان نبود سینه میدان بود آن میدان

اندر رحم مادر چون طفل طرب یابد
آن خون به ازین باده وانجا به ازین بستان

گر شرح کنم این را ترسم که مقلد را
آید بخیال اندر اندیشه سرگردان
EZE
Provence -Alpes-Cote d'Azur .....France
یکی دیگر از بهشت های روی زمین .....نانا

























































لیبرتی والانس !!!


بینندگان کور شده گرامی ....همانگونه که ملاحضه
میفرمائید رهبر مادرجنده شما را به داخل وانی برده اند
که ان و گه های این اواخر را از بدنش بشورند

ولی متاسفانه از جائی که او به تریاک عادت مداوم دارد
اون تیکه مثل کله قند را که در کنار ماتحت چروکیده اش
می بینید به عبارتی میشود کل یک شاخه تریاک که در
وان گاهی گداری به ماتحتش فرو میکنند تا کله اش گرم
گردد

اون دو قبول مونقل کنار هم
هم دو بسته محتوی تریاک اعلای
خود افغانستان است که به شکل شیافهای کوچک در قوطی
میباشد که گاهی گداری یه مشت بریزه بالا

به ولای بوش یعنی:

مردی که رهبر گوزوی اسلامی را کشت .......نانا

معرفی فیلم

McCabe & Mrs. Miller


در امریکا دراگ استور سابقه اش بر میگردد به سالها
قبل که هنگامی که عده ای کارگر را برای شهر سازی
یا جاده سازی یا معدن به بخشی میاوردند ابتدا یک سری
خانه های بسیار ساده و ابتدائی با چوب برایشان میساختند
و همه را اسکان داده و استخدام میکردند
به دلیل دور بودن از آبادی خود کمپانی بعد از مدتی تصمیم
گرفت که مغازه ای بین خانه ها بسازد و از جان آدمیزاد تا
شیره مرغ !!! را به کارگران بفروشد
و به این وسیله حقوقی را که به آنان میدهد دوباره به جیب
خود برگرداند

این مغازه های کمپانی ها بیشترین شیره را از کارگران بدبخت
میکشیدند و به گونه ای بود که در همه حال کارگر بدبخت مانند
برده ای در ازای غذا و مکان و لباس باید تا عمر دارد کار کند !!!!

درگیری های بسیاری در تاریخ امریکا بین کارگران و کمپانی ها
پیش آمده
ولی سوپر اصلی همواره برنده بوده و این مغازه ها از میخ داشته اند
تا پارچه لباس زنانه


در سال ۱۹۷۱ رابرت آلتمن کارگران خوب امریکائی فیلمی ساخت به
نام مک کیب و خانم میلر
این فیلم که از روی کتاب فردی به نام Edmund Naughtonنوشته شده بود
کلیشه ای
است از کتابهای وسترن که مثلنی قمار بازی جوان مرد با جنده ای
با قلب طلائی برخورد میکند و دبرو که رفتی !!!!!!

ولی آلتمن تکه کوچکی از این کتاب را گرفت و سناریو را واقعی کرد

اتحاد یک مرد مرموز قمار باز با یک خانم رئیس جنده خانه بر علیه
کمپانی ئی که شهر کوچکی را میخواهد کامل در اختیار خود گیرد

فیلم به ما نشان میدهد که به محض سکنی کارگران به دلیل عزب
بودن بسیاری
روزی یک درشگه زن فاحشه را خانم میلر برای
بی زی نس به این شهر معدنی میاورد
و به قدری همه چیز بی زی نس وار است که ابدا کسی از خوردن
نان جاکشی و جندگی ابائی ندارد
و هرچه سرش شلوغتر یعنی بی زی نس شکوفا تر !!!!!!!!

بهر حال برای دانستن تاریخ اون اولا که هنوز امریکا امپراطور نشده
بود فیلم خوبیست اگه ندیدید بد نیست نگاهی کنید .............نانا
بگو بارالها شکرت !!!!


میگما نیک آهنگ ..............خوب شد دنده هات
نشکست !!!!!!!!!

میدونی خیلی شانس آوردی برایت میگویم چرا ؟؟؟


اگر تو عابر پیاده را زده بودی و کشته بودی ترا ابتدا
به جرم
((رانندگی تحت تاثیر مذهب تخمی اسلام )) دستگیر
میکردند
و بعد از غیظ قیافه نکبت ایرانیت ترا به زندان ماکسیمم
سکوریتی فرستاده و تا میامدی بگی های و هوی
تو بغل یک عدد رمبوی زشت خالکوبی نشسته بودی
و داشت برات زیر ابروهات رو با موچین میکند !!!!!!

این بدتره یا دنده شکسته خاک عالم بر سرت ........نانا
منم خودشم !!!!!!!


(('مذاکره نکردن به انزاوی بیشتر ایران می انجامد' نیکلاس برنز))


کی بود ...بهتون گفتم عینهون عقاب از چهار طرف این مادرجندگان
اسلامی را محاصره کرده و پرهایش را گشوده و نشسته و با چشمان
با نفوذ خود این جانیان اسلامی را نیگا نیگا میکنه و تا گردنهایشان را
نشکنه ...به جان نانا از جاش تکون نمیخوره

و دیشب فهمیدم که وتوی جورجی بوی دیگه راهی نداره جز قبول
مخارج هنگفت نظامی تا ته ماموریت برای کشتن رهبر ایران... آقای
پرزیدنت بوش

راستی یکی از ایران تلفنی یه جوک بامزه گفت برای کسانی که
خارج هستند مینویسم

گفت بالاخره بعد از همه بالا پائین ها بوش و حمقی ملاقات کردند
بوش رفت جلو دست حمقی را گرفت و گفت :
سلام من بوش هستم
حمقی کمی فکر کرد و گفت :
منم خودشم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا
یاد آتا تورک !


با درود بر تمامی دوستان


از اتفاقاتی که در ترکیه میگذرد غافل نشوید که شهروندان
در تلاش جلوگیری از به قدرت رسیدن حاشیه نشینان شهری
هستند و جلوگیری از رفتن این عبدالله گل قهوه چی !!! به
کاخ ریاست جمهوری
و جمهوری اسلامی گه ما را هم به عنوان نمونه جلوی چشم
ملت خود میگیرند !!!!!!!!!که به والزاریاتی رسیده ایم که طبقه
بورژوای ما اکنون کاپری و نیس اش شده سواحل ترکیه !!!!!!
یعنی بورژواهائی که به سواحل یونان میگفتند پیف پیف !!!!!
تبدیل شده اند به توریست های مثلنی کنار ساحل ترکیه

ماجرا از جائی شروع شد که عبدالله گل خود را کاندید حزب
عدالت و توسعه کرد و ارتش پیام داد که اگر او برنده شود
ما برای لائیک ماندن ترکیه کودتا خواهیم کرد
بلافاصله یک میلیون نفر در انکارا راه پیمائی کردند که نباید
اسلامگرایان به کاخ ریاست جمهوری بروند زیرا کلی اسناد
هست که باید سیکرت بماند
و عبدالله گل در پاسخ گفت :
- من هم اکنون به عنوان وزیر بر تمامی مدارک سیکرت نظارت
دارم !!!!!


تیتر این خبر را که میتوانید در رادیو فردا بخوانید میگوید :




((اردوغان: برای انتخاب رییس جمهوری به مردم مراجعه می کنیم))



و خلاصه طرح انتخاب ریاست جمهوری را با رفراندم مردم زین پس دنبال
خواهند کرد

نکته ای که برایم جالب بود برخورد انگلیس و امریکا به ترکیه است بخش
زیر را بخوانید تا برایتان بگویم :



((به گزارش خبرگزاری سی ان ان ترک، اتحاديه اروپا و به ويژه تونی بلر،
نخست وزير بريتانيا، خواستار عدم مداخله ارتش ترکيه در سياست
شده اند. همزمان وزارت خارجه آمريکا از جمهوری لاييک، قانون اساسی
و ترکيه دمکراتيک حمايت کرده است. ))


بازی سیاسی این دو کشور به شکل اخطار تونی بلر به ارتش که یه وخ
خر ورتون نداره بپرید وسط ای نظامی ها
و مال امریکا به شکل کاملا روشن دفاع از طرف بخش غربی یعنی همگی
خودمون است و ایستادن در کنار جبهه ماها

چون حقیقتا در این زد و خوردهای اجتماعی که لازمه رشد دموکراسی
است همواره خطر کودتای نظامی وجود دارد
زیرا گپ قدرت به وجود میاید
و قدرت اصلی مردم هنوز (( ستل )) نشده است

بهر حال ترکیه داستان شیرینی است یاد آتا تورک به خیر ...............نانا

Tuesday, May 01, 2007

حافظ
در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی
خرقه جائی گرو باده و دفتر جائی

The Blue Period


مدت کوتاهی بعد از رفتن از بارسلونا به پاریس پیکاسو شروع
به کشیدن تابلوهائی با رنگ های آبی و فضائی بسیار افسرده
نمود که به دوره آبی معروف شده است
علت این کار خودکشی یکی از نزدیک ترین دوستانش به نام
کاساگماس بود
کارهای دوره آبی بسیار سانتی مانتال هستند البته باید توجه
کنیم که پیکاسو آن زمان تازه در اواخر تین ایجری خود بود تازه
از خانه دور شده بود و در شرایط خوبی زندگی نمیکرد
به همین دلیل ابتدا در آبی غم غرق شد ................نانا














































































































































روز دسته خر - الهذیانات !!!


بچه ها میدونید ....من به قدری از این روزهای مختلف بدم میاد
که نگو

این چیه خاک بر سر ها روز پدر روز مادر روز رئیس روز سکرتر روز
معلم روز وکیل و وزیر بگیر و برو تا خلابان مسجد شاه و آفتابه !!!!

خوب الاغ ها یک روز بشر بگذارید و خلاصمان کنید

بابا جان من چرا هی خط میکشید و خود را نظم میدهید ؟؟؟؟؟؟

مگر تا کنون نفهمیده اید که لازمه حیات (( کارگر )) حیات (( سرمایه
دار مادرجنده )) است و بس

یعنی که اینان لازم و ملزوم عشرتی بی نشاط برای کارگر ها
و نشاط دار برای غیر کارگر !!!! ها هستند

یعنی نظم فرمول احمد بدبخت شاملو را هم بهم زده و خود را
داخل بی نشاطی کرده و کمی نشاط برای بخش پولدار واریز
کرده اند

بنابراین برای ما همه بشر هستند به غیر از پولدارها !!!!!!
بنابراین ما فقط یک جنگ میشناسیم و از همین اکنون همگی بازنده
هستیم
زیرا متعلق به طبقه کارگر گوزو وحوالی او هستیم و میدانیم که
پیامبران الهی کون برهنه و گرسنه رفته اند در بغل منقل تریاک کنار
رهبر مافنگی و زار زار به حال خود و سابقه محترم خود کنار او گریه
میکنند ولی او وقعی نمی نهد و میگوید شماها خفه

الهم و صل علی الهذیانات النانا الجون ال اگه الشخصی الفهمید
به المنم یک الایمیل البزنه النزد هم النزنه الکون اللقش .......النانای




A toi

واه واه !


به حق چیزهای ندیده و نخوانده !!!! داشتم وب گردی
میکردم به وبلاگ این شخص که نامش استفراغ است
رسیدم و چیزهائی نوشته که اگر حقیقت باشد من
یکی حیدرم !!!!!!!!!!!

برایتان کمی توضیح میدهم

این خانم که نامزد مردی مسلمان است و قرار است پنجاه و
یک روز دیگر ازدواج کنند او را دوست ندارد و به دلیل اختلاف
نگاه به مذهب هر روز از او بیزار تر میشود ولی صبر کرده و
میخواهد این باقی روزها را هم صبر کند با او ازدواج رسمی
کند و سپس از او جدا شود !!!!!
روی کله من چند علف سبز شد !!!!برایتان کمی میشکافم
نوشته :


((نمی دونم همه زنهایی که متاهل می شن و تن به ازدواج می دن
دچار همین مشکلات می شن یا نه . می خواد خود منو از من بگیره .
می خواد منو اونجوری کنه که دوست داره . دلش می خواد حتی
شده به ضرب گوشت کوب هم شده اما دستهام زشت بشن تا توجه
هیچ مردی ! بهشون جلب نشه . می گه این که تو فکر می کنی
هر آدمی حق داره که آزاد باشه و هر موقع که یه ارتباط مریض افتاد
به جونش و به جای اینکه سیر صعودی و عمودی داشته باشه افقی
شد و بعضا عمقی ، باید تحمل کنه ولی جدایی ، حتی فکر جدایی
هم دیوانه کننداس . من براش مصداق کامل شهوتم . من براش
مصداق شیطانم . یه آدم باطل و جهنمی . و خیلی از اوقات نجس ! ))



بسیار خوب تا اینجا به ما میگوئی که مرد تو یک مسلمان است که
دیدگاه های شووینیستی دارد و حسود هم میباشد






((از اینکه نمی تونه جواب سئوالهایی که از دینش ازش می پرسم و
نمی تونه جواب بده ناراحته و منو یه آدم کفر گو می دونه . ))




بعله ..اینجا هم که ایشان میخواهد کنترل را به دست گیرد ولی به دلیل
بی سوادی از پسش بر نمیاید
یادت نرود هدف از این مباحث دین و کفر بین زن و شوهر
به دست گرفتن کنترل است
و معمولا مسلمانه میبره و کافره خفه میشه نمیدونم چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟


((معتقده که من برای هر کاری باید از اون اجازه بگیرم . از اینکه مثل
خیلی از زنهای مخ تعطیل دیگه (سوء تفاهم به همه نشه ) نیستم و
برای هر کاری دلیلی دارم که منطقیه و اما با خواست اون جور
نیست ، خیلی ناراحته . ))


اینجا هم که باز همان بحث کنترل است که شکل مذهبی گرفته



((از اینکه بهش می گم نمی تونه دنیا رو بدون در نظر گرفتن هیچ دین و
اعتقادی نگاه کنه عصبانی می شه . دقیقا فکر می کنه دنیا فقط و
فقط از دید اسلام و اونهم شیعه قابل تامل و نگاه کردنه . ))



خوب معلومه ...مگه تو میتونی دنیا رو بدون در نظر گرفتن جنسیت یعنی
زن بودنت نیگا کنی که او بتونه
در خانواده ای مسلمان به دنیا آمده و تحت رژیم مثلنی مسلمانی بزرگ
شده و هنوز داره میشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


((من با دین و مذهب و یا هر اعتقاد و مسلکی مشکلی ندارم . اما اینکه
بخواییم دیگران رو به زور دگنک به سمت و سوی فکری و ذهنی خودمون
بکشیم اشتباهه . ))



اینجا هم باز یکی از اساسی ترین اشتباهات حضرت عالی
شما نمیتوانید با دین سازگاری داشته باشید ابدا و مطلقا زیرا هر دینی
مفهومش یعنی با زور و دگنگ دیگران را به سوی فکر و ذهن خود بردن
مسیحیت هم دوره خودش را داشته و اکنون آب نمی بیند ورنه شناگری
است بسیار ماهر و هاکذا ...باقی دین ها



((یادمه یه بار صحبت لباس پوشیدن بود ، بهم گفت شاید تو هم یه روزی
به من تعصب پیدا کنی و بخوای من بعضی لباسها رو نپوشم ! نتونستم
جلوی خندم رو بگیرم و بلند بلند خندیدم . اونجا بود که متهم به بی مهری
و بی عاطفگی هم شدم .))



با توجه به مکنونات قلبی شما برای آینده !!!! ایشان کاملا حق داشته
مگر نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



((توی چارچوب فکری و اعتقادی خودش مرد بینهایت خوبی است .
خیلی خوب . شاید خیلی ها عاشق چنین مردی باشند . اما هر چه
می گذره از چشم من بیشتر می افته . چیزهایی می گه که هرچه
خوبی کرده بود با اون از بین می ره . ))




عرضم به خدمتتون که ایشان احتمالا از ابتدا از چشم شما افتاده بوده اند
ولی برای خود توجیه میکرده اید که بذار ببینم چی میشه !!!!




((5۱ روز تا عروسیم مونده . شاید خیلی پستی باشه . اما فقط می خواهم
بعد از ازدواج جدا بشم .

کسی هم برام کاری نکرده که وجدانم ناراحت باشه .از اون دوماد تا خونواده
خودم. تمام جهیزیه رو خودم با پول پسنداز و حقوق هام خریدم .

نصف پول اجازه خونه رو هم خودم دادم . یک میلیون دیگه هم دارم . می خوام
چهار میلیون دیگه هم بگذارم روش تا خرج عروسی ای که می گیره رو بهش
پس بدم تا فکر نکنه از لحاظ مالی مغموم شده .

می مونه فقط بار احساسی ماجرا . تقریبا می دونم که توی این زندگی خودم
رو جوری بار اووردام که به دیگران نه زود دل ببازم و نه سخت دل بردارم . این
رابطه هم که از ابتدا برام پر از تردید بوده و هست . نمی گم سخت نیست .
اما از تحملش بر می آیم .

اما می مونه اون . می دونم که الان اونقدر ها مثل اون اوایل آتشش تند
نیست . فقط مشکل دوست داشتنیه که می مونه و فراموش کردنم .
و لحظه های نابی که به اون نشون دادم و لذتی ناب تر که از هم آغوشی
می شه برد .

نمی دونم ولی فکر می کنم شاید یه جاهایی هم رنج این جدایی می تونه
حقش باشه که اول با من راه اومد و بعد یکی یکی زیر تمام حرفهاش زد .

تصمیم درست و غلط رو گم کردم . واقعا نمی دونم که درست اینه که با
اون بسازم و خودم رو از دست بدم و با این باور که مشکل قابل مطرحی
نیست که برای اون تشریح کنم که به این علت ! و یا اینکه درست اینه که
توی یه رابطه که می دونم تا دنیا دنیاست پیش بره نمی تونه و نمی شه
که اونجوری باشه که جفتمون نیاز هاش مرتفع بشه ، همه چیز رو رها کنم
و برم .

فکر کن همه فامیل و آشنا و همکار منتظر 51 روز دیگه و عروسی ما هستن.
در اینکه تصمیمم رو برای نموندن گرفتم شکی نیست . ولی الان چطور بهم
زدن خیلی برام مهمه . قبل عروسی منو به درد سر های وخیمی می ندازه
و زندگی تیره و تاری که بدتر از ادامه دادن این رابطه مریضه . ولی بعد از
ازدواج شرایط بهتری ممکنه در انتظارم باشه .

تنها چیزی که درونم فریاد می زنه اینه که به خودت فکر کن . تو باید بتونی
دوباره نفس بکشی . فقط 51 روز دیگه تحمل کن . مگه کل این زندگی سگی
تحمل نبوده برات ؟ مگه یه زمانهایی هم نبوده که از زور فشار و شرایط ب
کاری فقط دستت رو رو سرت می گذاشتی و بلند بلند گریه می کردی .
اینم بگذار روی همون . دختر 51 روز صبر کن . تو که می خوای بهم بزنی .
دیگه چه فرقی می کنه . یکم صبر کن . شاید خدا یکبار دیگه یه در از درهای
رحمتش بروت باز کرد .

2 نوشته شده در سه شنبه 1))




خانم محترم ......چرا شما شیپور خود را از سر گشادش میخواهید بنوازید
مگر عقل خود را گم کرده اید

بنا بر نوشته خودتان شما از ابتدا نسبت به این فرد بدبخت تردید داشته اید
چرا میخواهید مشگل شخصی خود را که نمیدانم چیست ؟ زیرا ننوشته اید
با بنا کردن یه زندگی خیالی و بعد از هم پاشیدنش برای مردی که همین
اکنون کمی از او متنفر شده اید ...حـــــــل کنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خودتان به جهنم
چرا یک انسان دیگر حالا (مسلمان باشد !!!!!)را آلت دست نقشه ها و
برنامه های خود میکنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگر این مرد را دوست ندارید بروید با کمال شجاعت به او بگوئید مرا ببخش
دیگر از تو خوشم نمیاید و چون مسلمانی و صداقت را دوست میداری !!!!
رک بهت گفتم
و بعد راست و مستقیم بروید سر مسائل شخصی خود هرچه هست و با
نیروی فکر خود حلش کنید

چه دلیلی دارد شما لقمه را دور سر خود بپیچید و در این پیچش عده ای
بی اهمیت از جمله خانواده خود و خانواده این فرد و خود این فرد را قربانی
کنید !!!!!

به هر حال در رحمت خودم را برایت باز کردم و راهنمائیت کردم
که از افتادن به چاهت جلوگیری کنم ..اگرچه خدا نیستم

برو دختر که دست الهه عقل و شعور پشتیبانت .....................نانا


میدونی برادر ابطحی


این مطلبی که نوشته ای راجع به آیت الله میلانی
خدمتت عرض کنم که ما آخوند خوب و آخوند بد
نداریم
یعنی با خوبی و بدی این فقره کاری نداریم به ولای
خودت

مشگل ما با خودت و میلانی و هر سید و غیر سید
((عمامه ))به سر است
و میخواهیم مانع حضور شمایان در سرنوشت سیاسی
کشورمان باشیم

درک باید بکنی که همین آیت الله میلانی اگر به قدرت
میرسید از خود خمینی بدتر میکرد علیرغم این سخنان
شسته و رفته
مگر خمینی کم وعده و وعید داد مگر زنان در انتخاب پوشش
خود آزاد نبودند بنا به فرمایشان گه بار همین خمینی مادرجنده
مگر کمونیست ها حق فعالیت قرار نبود داشته باشند همگی
را سر بریدند !و هزاران مگر دیگر مانند پول نفت در خانه ها !!!!


بگذار چیزی را همچین رک و بی رده در کف دستت بگذارم
مشگل ما با اسلام از هر نوعی توسط هر کسی و ممزوج
شدنش با سیاست است پریود

قوانین قرانی برای یک هزار و چهارصد سال پیش شاید
مترقی بوده
ولی برای اکنون کاملا ارتجاعی و عقب مانده است
خودت و ما را گول نزن
برو یه کمی برگ گل سرخ بو کن تا خدمتت عرض کنم ....نانا
با الهم صل الا گه و شاش به دهان تسلیم رهبر مادرجنده
یکدست مافنگی تریاکی ترسوی جانی رژیم اسلامیان
ترکمون ایران خبرهای امروز را شوخی جدی برایتان یک
عدد شکاف صل الا محمد هفنر مادرجنده زن باره میدهم
امید است که قبول نظرتان افتد و کنار حرم امام شکموی
اسلامی یک عدد اخ تف قوی انداخته و رد شوید و به قوبول
مونقول اون رجاله حتی نیگا هم نکنید که حیف چشمان
شهلا و شاید لوچتان !!!!!!!!



(( لاريجاني - سيستاني: ديدار در نجف ))




بعله ...یکی از نشانه های تسلیم رهبر مادرجنده




(( ۲۵ قرباني، حاصل خشونت هاي روز سه شنبه در عراق ))



ایران کشتار سهم خود را متوقف و این بیست و پنج تا سهمیه
ال قاعده بوده است به ولای مالکی انترکیب !!!!!



(( لوپن، انتخابات رياست جمهوري فرانسه را تحريم کرد ))




تو مادرجنده بیا برو ایران زندگی کن همونیه که میخوای !!!!!






(( وزارت امورخارجه آمريکا، در گزارش سالانه خود درباره «تروريسم در جهان»،
بار ديگر ايران را در صدر فهرست کشورهای حامی تروريسم جای داد. آمریکا:
ایران بزرگترین حامی تروریسم در جهان است
وزارت امورخارجه آمريکا، در گزارش سالانه خود درباره «تروريسم در جهان»، بار
ديگر ايران را در صدر فهرست کشورهای حامی تروريسم جای داد.




بابا جمعش کنید معلومه که ایران تروریسته
معلومه که وقتی شما میگید تروریستن یعنی تروریستن خوب
مردم هرچی شما بگید میگن چشم میگی چطوری ؟

یه نیگا به همبرگر و مایکل جکسون و مادونا بکن تا بفهمی چی میگم



((تونی بلر تاریخ کناره گیری خود را اعلام می کند))


چه حیف ..من این تونی بلر را خیلی دوست دارم حرفهای نئو کانها را
با زبان زیبای شکسپیر و فیگورهای جسمی خود به بهترین شکلی
بیان میکرد
بخصوص وقتی که رو به مردم و مجلس انگلیس گفت :
اگه الان با اینان روبرو نشوید در آینده نزدیک خواهید شود !!!! این
ویژن را دارد که کاملا درست است




(( بازار مطبوعات ايرانی در دبی
گالری عکس ))



وای وای وای ...بچه ها این خبر برای من خیلی عجیب بود
یعنی در دبی صدها نشریه در میاد که اجازه ندارند از مسائل
سیاسی ایران بنویسند !!!!!!!
یعنی مطبوعات ما ....در یک کشور دیگر هم سانسور میشود
آخر یکی به من بگوید چگونه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



((کاريکاتور رهبر ایران و اوضاع بحرانی دانشگاه امير کبير ))




وای که این حقه کثیف اگزکتلی از کارهای ژاکوبن های مادرجنده
فرانسه بود رونوشت برابر اصل





((«تلاش برای ربودن رییس سندیکای اتوبوسرانی تهران» ))




این اسانلو هم از مردان بزرگ ایران است باید مراقبش باشیم



((آمریکا: ایران بزرگترین حامی تروریسم در جهان است ))



بفرما خط جنگ طلبها !!!!نانا
نانا بی صبر !!!!!



با درود بر تمامی دوستان و همفکران گرامی

عرض کنم به حضورتون که امروز میخواهم کمی در مورد
شرایط ایران که همگی ناظر و شاهد هستیم بنویسم

جانم برایتان بگوید که اکنون در کاخ سفید دو سیاست کاملا
هم پای یکدیگر جلو میروند

یک - سیاست نئوکانها که خواستار جنگ و نابودی رژیم اسلامی
ایران است

دو - سیاستی که بر مبنای آن میگوید رژیم ایران را باید با گفتگو
و فشار بین المللی وادار به گردن خم کردن کرد

هدف هر دوی این دیدگاه ها فاندمنتال های رژیم ایران
هستند
ولی یکی معتقد است که هیچ کاری جز از بین بردن اینان به شکل
ملا عمر و صدام وجود ندارد
و دیگری معتقد به وادار کردن ایران به تغییر رفتار خود است

اگرچه بوش تاکنون به (( تغییر رژیم )) ایران مصمم بوده ولی این
دیدگاه جدید میگوید باید رژیم ایران را مجبور به (( تغییر رفتار )) کرد


این سخنان متضادی که ما از جبهه امریکا میشنویم به دلیل همین دو
دیدگاه است که هر گروه کار خود را جلو میبرد بی توجه به دیگری

گویا کاندی رایس نماینده گروه دوم است

میخواهم برایتان پوزیسیون خودم را در هر دو مورد بنویسم

در شکل حمله نظامی به ایران برای تمامی ایرانیانی که این سالها
رنج برده فعالیت سیاسی و اجتماعی کرده ولی هم کردیتش به
جانیان اسلامی رسیده و هم توسط آنان سرکوب شده اند واجب و
مستحب !! است که بی توجه به بمباران و جنگ از داخل به شکل
فعال به جان رژیم افتند و خودشان کار رهبر و تیمش و فرماندهان
نظامی را از داخل بسازند شاید بمباران هم به مردم کمک کند برای
ضربه نهائی
متاسفانه در شکل جنگ خود ارتشیان امریکا پیش بینی کشته شدن
یک میلیون ایرانی را کرده اند !!!!!!

ولی اما در صورت پیروزی سیاست مجبور کردن رژیم ایران به تغییر
رفتار که باز هم به نظر من ایده آل ترین شکل است
وظیفه تک تک ما ایرانیان داشتن آمادگی و شجاعت برای حمله به
کسانی که مثلنی رفتار خود را تغییر داده اند !!!! میباشد
و خواست
حقوق و آزادی های کامل اجتماعی و سیاسی و (( آزادی بیان مطلق))
با خیال راحت
زیرا که چشمان جهان به ایران و ایرانیان است و کار مردم بسیار آسان


به نظر من میرسد که رهبر تسلیم شده است و خواهان بیرون رفت از
مشگل بدون تخریب و بمباران میباشد

اگر من اشتباه نکنم ....این روزها باید پر بار ترین روزهای عمر همه ما
باشد برای انجام وظیفه خود و کار سیاسی اجتماعی به هر شکلی
که قادریم
هر اندازه ایرانیانی آگاه به منافع خود باشیم سرنوشت کودکانمان روشن تر
و شایسته تر خواهد بود
به همه مخالفان تا دندانی مانند خودم !!!! توصیه میکنم که با حفظ موضع
روشنگری خود کمی صبور باشند
زیرا باید برای این مرحله گذار از گروهی هیولا به گروهی کمتر هیولا !!!!
صبور باشیم صبور باشیم صبور باشیم صبور باشیم صبور باشیم صبور
باشیم ...................................نانا بی صبر