Friday, April 18, 2008

کیشمیشی شدن !


به دلیل خشم و عصبانیتم از این مرتیکه که نام مرا در
رده طنازان ایرانی نیاورده !!!!!!!!!! خاک بر سر خر

تصمیم گرفتم طنزی یونیک و ملغمه ای از هدایت و عبید و ایرج
میرزا و مارکی دوساد .............نوشته به او تقدیم شوم که
دماغش را گرفته بخواند و به من به به به به بارک الله صل الا محمد
هفنری حشری - غشی بگوید


بگیر که اومد بی حیا!







کشوری بود که بر آن شاهی قدر قدرت حکومت الدیکتاتوری المیکرد

این ملت تحت الدیکتاتوری برای ال هرکاری که میان خودشان بود
(( آزاد )) بودند و کسی کاری به کارشان نداشت فقط میباید عکس
قاب کرده این الدیکتاتور را به محل کسب و کارشان و بی زی نسشان
و جنده خانه ها و قهوه خانه هایشان و بگیر و برو بزنند
و اندکی هم هنگام تماشای فیلم در سینماها خبر دار بایستند و
تخمه نخورند تا عکس گهی این گه بزرگ از صفحه محو گردد


بنابراین تا اینجا ایران کشوری بود که با گه بیگانه بود و فقط بخشی را
قاب کرده و به در و دیوار و کسب و کار خود میزد انگاری مثلنی خیلی
افتخاره که گه را قاب بگیری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




در طول الدیکتاتوری این قاب گه مجسم در ماتحت
بخشهای بزرگی از مردم ایران گهی بسیار سفت
در روده ها دنس شده بود و کل مجموعه
که از بازار و حاشیه شهر و دهات بودند مانند حرمی
از گه خالص که بودند با پشه ها ومگس های دور و
بر
هی جری تر میشدند و هی میان مردم معمولی
از کون کیف ایران هی بیشتر خود نمائی میکردند

و کم کم چشم کج و کوله ما مردم ایران به دلیل این
قبول منقل همراه با مگس در سراسر کشور
عزیزمان که الدیکتاتوری هم بود عادت میکرد....و
گله ای نداشتیم

زیرا هنوز گه اصلی توی قاب بود والسلام

تا روزی که چشم همه دور و کور سر دسته
این بخش مگسی که حتی قبل از ورودش به
ایران خوش بو با قاب گهی !!!!!

بوی گهش را میتوانستی از دهانش که باز و بسته
میکرد بشنوی وارد ایران شد و از همه جاهای ایران
ابتدا ساحل خزر را برای به گه کشیدن انتخاب کرد زیرا
آب پاک است و باید در او ابتدا بشاشی و بعد دست
نماز بگیری که نمازت قبول تر باشد !!!!!

با لباسی چونان خادم مادرجنده کلیسا در قرون وسطی
به روی آب شفاف و دلپذیر بحر خزر نیشست و آی رید
آی رید آی رید .............که مسلمان بخورد کافر حتی
این گه را نبیند .


برای مختصر کردن این قصه تلخ واقعی باید
بگویم همه ایران را گه برداشت به شکلی که
اساسا ریدن و مالیدن و نفس عمیق کشیدن
شد یک عدد :

ارزش

خادم قرون وسطی مسلمان به همه گفت :

به سروش فرمان داده ام که حتی حروف و کلمات را
به شما با گه اسلام ابتدا قاطی کرده و بعد نشان دهد

بنابراین یادتان نرود در کودکستان ها مدرسه ها راهنمائی ها
دبیرستان ها دانشگاه ها و همه مدارس نازل و عالی باید
باید باید دروس ابتدا به گه اسلام ما آلوده و سپس تر کمی
آموخته شود



زیرا من تصمیم به مخلوط کردن گه با - هویت ایرانی ها - گرفته ام
و چیزی به جز گه و بویش نباید تبلیغ شود والسلام
و دیگه واویلا که از تاپه گه های سفید و سیاه
و سبز و سرخ و زرد و آبی که هی از هر گوشه
ایران شروع به سبز شدن کردند با بوی گه کامل
بی هیچ شرمی

دیگه از آبدار چی ادارات که یکشبه مدیر کل
با خدا شدند و گاهی قاطی کرده برای کارمندان
خودشان چای میاوردند و باجی های بیمارستان
که یکشبه شدند زنان خدای سین جیم کن دکتر
و نرس و بیمار
و طلبه های همدونی که از قم دیگه سوار ماشین
ضد گلوله بنز میشدند و به همدون میرفتند !!!!
( اینم باسه تو خاک بر سر .......نانا )

یا دستفروش خیابان چراغ برق که یه هویکی به
میرداماد اسباب کشی یکشبه کرد از سه راه
قپان !!!!!!! مثلنی چی براتون بگم که همگی از
دم به گه بزرگ و متعفن آغشته مع المتنان !!!!
بودند والسلام


و واویلا دیگه از روزنامه هاشون که همه اش
دروغ با کلماتی از گه

تضاد اصلی هم برای ملت به گه کشیده و سر زمین
به گه کشیده با گه بازار این بود که مثلنی نمیتوانستند
باور کنند که قصابی به اسم اسدالله لاجوردی میتواند
گه نامه نویس هم باشد

یعنی نگاهی به قیافه شریعتمداری که چونان سنده ای
که دوچرخه به دو قسمت مساویش کند با لاجوردی مرد
خدا !!!!! مو نمیزنه
به ما میگوید مگر میشود که این چهره قصاب بتواند روزنامه
راه اندازد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
غافل از این که برخلاف نظر ما خارج از ایرانیان که بوی گه
را استنشاق نمیکنیم و فقط حسش میکنیم ....آری میشود
روزنامه کیهان همان دروغ نامه با گه نوشته شده است

داخلی ها مرا تائید میکنند میدانم زیرا جادوگرم !!!!!!!!!!



به هر حال در زمینه علم - صنعت - فرهنگ - هنر
سیاست - اقتصاد - و............ این به گه آغشتگان
یک تنه بقدری زیاد میدانستند که همگی متفکرانشان
از انگشت دستی تجاوز نمیکرد
و مانند این مشتی گه که در عکس می بینید دور هم
جمع گشته از جمله سروش و احسان نراقی !!! و
مسعود بهنود و زن لکاته جلال آل الاغ و امثال اینان
و فکر کردند که چگونه

هنر و فرهنگ کاملا سکولار قبلی ما را که ریدنی بود
ولی بوی گه نمیداد هنوز !!!!!!(اینم سخن راست )
کاملا مانند خودشان گهی و سنده ای کنند

و دیگه واویلا که از همه جای خطه خایه مال پرور ایران زمین ٬
مشتی کله کرمی بیرون آمد که نام خود را نویسنده و شاعر
و نقاش و ایران شناس و روشنفکر دینی نهاد و واویلا که بوی
گه نه تنها روستاهای ایران بلکه بوی گه روستاهای کل کشورهای
خاورمیانه هم بلند شد !!!!!

از عاشقانه گو های به کس معشوق خود فتبارک الله الحسن الکسین
گویان میانمان زاده شدند تا آنان که دیدن دو پوستان ( پستان . نانا )
زهرا دختر همسایه آنان را به یاد قنبلی های حرم های نامطهر می اندازد

و واویلا از این چادر سیاهان و ریش گهیان جوان عاشق و معشوق دور
و برحرم های نامطهر که مانند دو کلاغ کون دریده وقیح بوی گه مخلوط
اسلام و عشق را به چشم و چال حیرت زده ما فلک زدگان یک درصدی
( اینم برات گل روت ورپریده ..........ماموشکا ) فروی مستراح پابلیکی
میکند





بعله ........تصمیم گرفتم این مطلب را دنباله دارش
کنم
زیرا گه و گه گرفتگی و گهستان .....مطلب کمی نیست که
با عجله از رویش بگذرم


ولی تا اکنونش را بهت ثابت کردم که ای مرده شور برده با چه
جراتی مرا نامم را در رده طنازان سیاه قلم کار تلخ هلاهل نمای
ایرانی نگذاشته ای کور شده مگر تو هم تراخمی هستی ؟؟؟


ولی اما عاقلی میدانم زیرا میدانی که نانا زولا را در هیچ کته گوری
نمیتوانی بنهی

او علویه خانم است و ولنگاری


مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نانا زولا


مطلب بالا دنباله دار است اگر عشقم بکشد .......نانا زولا

No comments: