Wednesday, April 16, 2008


خشم و هیاهو


کتاب خشم و هیاهو که به نظر خود ویلیام فالکنر و کلیه منقدانش
بهترین کتاب اوست کتابی است بسیار سخت که برای خواندنش
نیاز به معلم است
برای علاقمندان چالش با این اثر ادبی یگانه کمی راجع به کتاب و
تکنیک بکار رفته در آن میگویم .


خشم و هیاهو در سال ۱۹۲۹ چاپ و پخش گردید داستان کتاب سقوط
خاندان کامپسن است که از زمین داران بزرگ جنوب در دوره برده داری
بوده اند

این خانواده عبارتند از :

جیسون کامپسن سوم و زنش کارولاین

چهار فرزندشان :

جیسون پنجم ..پسر
کوئینتن -......پسر
کانداس ( کدی )........دختر
بنجامین .........پسر و مخبث

برادر کارولاین که به او عمو مورای میگویند
و فامیل بزرگی از سیاه پوستان خدمه زمان برده داری که با آنان مانده اند
و عبارتند از :

دیلسی زنی سیاه و شوهرش روسکوس و کودکانشان

ورش
تی پی
فرونی


زمان داستان که ۱۹۲۸ است دو فرد دیگر هم به این خانواده اضافه شده اند


کوئینتین ( دختر حرامزاده کانداس ) .........دختر
لاستر - (پسر فرونی ) ..........پسر

علت مشخص کردن جنسیت برایتان این است که اسم یک دائی و یک
خواهر زاده هر دو کوئنیتن است

هر سه فصل ابتدای کتاب توسط یکی از پسران کامپسن روایت
میشود

بخش اول توسط بنجامین روایت میشود که مخبث است
بخش دوم توسط کوئنتین برادر که اکنون خود را کشته است
بخش سوم جیسون برادری که اکنون مسئول همه است

بخش چهارم توسط ناظری روایت میشود که بسیاری معتقدند دیلسی
کلفت سیاه پوست میباشد


اگرچه داستان توسط سه برادر و کلفت سیاه بازگو میشود ولی فوکوس
در حقیقت روی کانداس میباشد


هر یک از این سه برادر دیدگاهی خاص خود را به خواهر هوسران خود
دارند

برای بنجی که مخبث است کانداس یک پرستار مهربان بوده که غیابش
به دلیل هوسرانی و متعاقبا ازدواج تمامی زندگی بنجی را با غم از
دست دادن روبرو کرده

برای کوئینتین سکسوالیته کانداس برابر است با غرور و افتخار جنوب
و در حادثه ای در همین رابطه او خود را می کشد

برای جیسون هوسرانی کانداس معنای از دست دادن (( شغل خوب ))
است و بهمین دلیل او خود را فروشنده ای میداند که کاری سخت و
پر از توقع و انتظار را انجام میدهد و تنها نان آور خانواده ای کج و کوله
که مادری با تنگی نفس و برادر عقب مانده و دختر خواهری حرامزاده
و ربل و مشتی سیاه پوست را باید نان دهد !!!!و همگی سربار او
هستند


دلیل اصلی برای این که کل داستان حول محور کانداس می چرخد
برای این بوده که اساسا فالکنر خیال نوشتن یک داستان تنهای کوچک
راجع به شخصیت کانداس داشته که سپس تر به شکل داستان کوتاهی
به نام Twilight
و بعد تر به دلیل علاقه فالکنر به نوول خشم و هیاهو
تبدیل میشود

سه بخش اول کتاب با تکنیکی نوشته شده که به آن Stream of consciousness
میگویند
در این سبک نویسنده افکار پنهانی کاراکتر خود را فرمی که بر او ظاهر
میشود بیان می کند
بدون کوچکترین توجهی به تقدم و تاخر حوادث و یا ادامه منطقی قصه
این تکنیک در بخش نخست بسیار گویا است


گونه ای که ذهن بنجی مخبث هی در زمان جلو عقب میرود و وقایع را بازگو
می کند در حالی که خودش در - حال - ایستاده

کوئینتین اما افکارش نظم بیشتری دارد ولی حتی او هنگامی که به هوسرانی
کانداس میرسد ناگهان زمان را قاطی میکند

بخش جیسون کاملا مرتب و منظم و بسیار محکم تر از دو برادر دیگر است


برای درک تفاوت های زمانی و رفت و بازگشت به آن
فالکنر ابتدا پیشنهاد کرد که زمان های گذشته را با رنگ های متفاوت در چاپ
مشخص کند ولی بسیار گران تمام میشد به هر حال برای چاپ نخست او با
نوع چاپ کلمات زمان ها را کمی مشخص تر کرده اگرچه حتی با این اشارات
هم خواندن کتاب خشم و هیاهو کاری سخت است

در سه روزی که داستان میگذرد اتفاق خاصی نمی افتد ولی تکنیک
Stream of consciousness به خواننده اجازه میدهد که تاریخ خانواده کامپسن را بازبینی
کند
خانواده ای آونگ در جنوب روابطی مشگل ساز و کل یک تراژدی ......نانا زولا

No comments: