Sunday, April 27, 2008



تنبیه یک خبیث !



عرضم به عرضتون برسونه که یک دوستی داشتم
که یه بچه یکسال و نیمه تخس و تربچه داشت که نگوی و
نپرس خیلی هم عزیز بود

یه شب خونه شون مهمونی بود همگی روی مبل ها
نشسته بودیم و کنار من باقی مبل سه نفره خالی بود
و این توله سگ هی میامد سعی میکرد از مبل بیاد
بالا و چون توازن ندارند پدر سگ های بی شرف هی
من میترسیدم از عقب بیفتد و کله اش به میز قهوه خوری
بخورد
و تا بطرفش دولا میشدم یک عر صل الا محمد حشری -
غشی میکشید و سلیطه بازی در میاورد یعنی این تخم
جن یک نیم ساعتی در حال رفتن بالا از مبل بود و نمیتوانست
کمک هم نمیخواست عر عر میکرد
که خودم میخوام برم بالا به من دست نزن !!!!!

بالاخره من خسته شدم گفتم کون لقت و تا این حرف را زدم
او افتاد و پشت کله اش خورد به میز و دیگه واویلا از نعره هائي
که مسلمان بشنود کافر نشنود
همه دویدند و نه نه بابای خاک بر سرش هم رنگشان پرید و
هنگامی که مادر کله اش را میمالید پدر هم یک لگد محکم
به میز زد و گفت :

- اه این میز پدر سگ سر بچه ام را درد آورد

که من با فریاد الکی رو به بابای بچه گفتم :

- تو بیخود میکنی میز را لگد میزنی میز چه گناهی کرده !!!!!
و بچه هه ساکت شد و با چشمان موذی تراخمی انترکیب
گریه ئویش به من خیره

و بعد دیگه شروع کردم که هم این بچه و هم پدرش هر دو باید
از این میز معذرت خواهی کنند

اولا بچه کله خود را به میز زده و شخص میز سرش دردگرفته ولی
نمیتواند بگوید
دوما پدر بی ادبی کرده و لگدی حواله این میز سر دردی کرده است و درد
سر او را افزوده و به جان خودم آنقدر گفتم و گفتم و گفتم

که هم بابا و هم توله سگش هر دو از میز معذرت خواهی کردند
و بچه هه تمام شب یه جوری به میز نیگا میکرد انگاری آدمه و
سر درد داره !!!!!!نانا زولا

No comments: