Wednesday, August 27, 2008



به جانیان اسلامی !



فردا تمام را سخن از او بود .-
گفتند :

(( بر زمینه تاریک آسمان
تنها
سیاهی شنلش نقش بسته است ٬
و تا زمان درازی
جز جنگ ـ جنگ ـ لخت رکابش بر آهن سگک ـ تنک ـ اسب او
و تیک و تاک رو به افول سمش به سنگ
نشنیده گوش شب بیدارن
آوازی .))

تنها ٬ یکی دو تن گفتند :

((- در شگفت
از هیبت سکوت بناهنگام ٬
انبوه ـ ظلمتی متفکر را که می گذشته است
و اسب خسته ئی را که از دنبال
می کشیده است
از پشت قاب پنجره در کوچه دیده اند ٬
و سگ ها
احساس رازناک غریبش را
تا دیرگاه در شب پائیزی
لائیده اند ٬
زیرا چنان سکوت شگرفی با او
بر دشت نقش بسته ست
کاواز رویش نگران جوانه ها
بر توسه های آن سوی مرداب
چون غریو
در گوش ها نشسته ست !))


احمد شاملو

No comments: