Wednesday, September 03, 2008




چاه جمکران !



میگما دکتر حمق الله و فرماندهان حقانی .......در شب
عروسی من به دلیل این که لباس من سبز بود نه سفید
و همه زنان حاضر خود را بسیار عروس تر از من درست
کرده بودند

بچه های کوچولوی میهمان مرا با فشار کنار زده و از من
می پرسیدند - عروس کوشش ؟
من هم با لبخندی میگفتم - همین دور و برها بود !!!!!!!!



به دلیل فوکوس کنونی شما بر امام زمانتان ..........اگر
اکنون خداوندگاری که در وجودش شک است ولی برای
شما قاطع میباشد هم از آسمان به زمین آمده و با صدای
خدائی خود بگوید که بابا از این گه کاری ها و جنایات دست
بردارید
شمایان او را کنار زده و خواهید گفت :

- رد شو بذار دهنه چاه جمکران را نگاه کنیم این مهدی
داره میاد بالا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به دلیل گردوئی بودن مختان به شکل همان کودکانی که از
من نشانی خودم را میگرفتند زیرا مخشان گردوئي و کودکانه
بود

تصمیم قاطع گرفته ام که اگر این بی زی نس امام زمان
و جمکرانتان را جمع نکنید همگی شما را به درون چاه
جمکران ریخته و رویش را بتون آرمه کنیم و یک تاپ لس
بار بجایش درست کنیم

امیدوارم همه شما را کاملا الاغ فهم کرده باشم زیرا از
نظر ما شمایان جمکرانیان الاغانی بیش نیستند والسلام ....نانا زولا

No comments: