Thursday, April 01, 2010





معرفی فیلم ٬ تئورما



پس از خوکدانی پازولینی فیلم دیگری ساخت به نام تئورما
در این فیلم هم مانند خوکدانی پازولینی بینندگانش را با خود به
فضاي کاملا متفاوت با دیگر فیلم هایش برد همراه با میتولوژی های
ساخته ذهن خودش نه میتولوژی های شناخته شده و معروف .

این دو فیلم از همه کارهای دیگر پازولینی بیشتر ایده های شخصی
او را بیان میکند کل فیلم بر اساس یک ایده آبسترکت شکل گرفته
است

پازولینی از ما میپرسد

- چه خواهد شد اگر خدا یا قدرت برتر ناگهان در برابر خانواده ای از طبقه
متوسط ظاهر شود و رابطه ای با تمامی افراد برقرار کرده و سپس برود ؟

پاسخ پازولینی این گونه است که کل خانواده به یک خود آگاهی عمیق و
یک خود تخریبی فرو میروند

تنها کلفت روستا زاده به آرامش و آمرزش خود میرسد

و همان گونه که همه ما میدانیم پازولینی ارتباط سکسوال را تنها راه
آرامش و آمرزش میداند .

صحنه شروع فیلم که رنگی میباشد و به شکل داکومانتری گرفته شده
است کارخانه داری را نشان میدهد که بسوی کارگران خود میدود و ابری
به شکل ابرهای آتش فشانی او را تعقیب میکند
سپس قصه فیلم به شکل سیاه و سفید شروع میشود

کاراکترها

کارخانه دار - پائولو
پسرش - پیترو
دخترش - اودتا
همسرش - لوسیا
و کلفت - امیلیا

یک کات ناگهانی ما را به رنگی باز میگرداند و یک کوکتل پارتی
که نامه رسانی تلگرافی از طرف شخصی به نام آنجیولینو میاورد
که در آن به آمدن یک ویزیتور اشاره شده است
ویزیتور ناگهانی ظاهر شده و بعد از برقراری سکس با کلفت او
و پسر او و دختر او و زن او و نهایتا خود او در فضله های کنار
آتش فشان
ما وارد بخش دوم فیلم که در آن ویزیتور با تمامی فامیل
سخن میگوید میشویم

او چهره واقعی پسر را برملا میکند
او ارزش های قلابی مادر را برملا میکند
او باعث میشود دختر بیماری خود را بشناسد
او غرور خود پسندانه پدر را نابود میکند

تنها با کلفت سخنی نمیگوید و او به اصلیت روستائی خود باز گشته
و روزه میگیرد و به محل ساختمان سازی رفته و خود را زیر خاک دفن
میکند که آمرزش یابد !

دختر به حالت خلسه روانی میرود

پسر به نقاشی های خود شاشیده ولی به کشیدن ادامه میدهد

مادر در خیابان ها ولگردی کرده و مردان جوان غریبه را بلند میکند

پدر خود را کاملا لخت کرده و به ایستگاه قطار میلان میرود و در حالی
که دوربین پاهای او را تعقیب میکند به همان فضله های آتش فشان
میرود

بدون رجوع به قصه مسیح خط داستانی تئورما بی معنی است

در معمای ویزیتور همگی متوجه این که با نوع دیگری از تقدس روبرو هستند
هستند

عجیب ترین رابطه ویزیتور با کلفت و مرد خانه که صاحب کارخانه و
تولید است میباشد

کلفت به آمرزش خود میرسد
پدر کون لخت به منبع اصلی جامعه صنعتی که به ویست لندهای اطراف
آتش فشان مانند است باز میگردد

متافوری از شخص پازولینی برای پوچی ارزش هائی که طبقه او می پرستد


احتمالا در هیچ یک از دیگر فیلم های پازولینی او این چنین نفرت خود را
از طبقه متوسط نشان نداده است

البته یادمان نرود که نوک تیز این نفرت متوجه شخص خودش هم
بوده است ..................................نانا زولا


No comments: