Monday, August 30, 2010








لگدی به لاشه !


سید علی مافنگی عینهون این مار شده ای که فقط بیست
و چهارساعته در ایران مشغول ریدن سم از دهانی و تلاش
مار سمی سیاهانه !!!!! برای نجات خودت که بی فایده است

مادر فاکر پنجاه بسیجی که امروز در خانه کروبی فرستادی
از تخم هایش هم نمیتوانند بخورند پریود

زیرا دست زدن شماها به تخمان آنان یعنی انگاری لگد زدن به
تخم های خودتان و وایس وررررررررررررررسا !

شما عین کلاف بهم ریخته اکنون بهم ریخته اید و وصل هستید

عین بشقابی از کرم که در هم میلولند و هریک راه فراری می جورد
و این جوریدن به هیچ نتیجه ای برایش نمی رسد هستید .

تو در حالی که در حال ترکیدن از فشار اسهال هستی با چوب پنبه
سوراخ معقد خود را که نظامیان هستند سفت بسته ای خوب
از دهانت جریان اسهال بیرون می ریزد از گوش های تمساحی
و دماغ جنتی ئی و دهان حمقی الهی ات بیرون می ریزد و ........

فایده ندارد شانس از روی شانه شما سواران سیاه قلب سیاه
پوش تقی کرد و رفت روی بخش سفیدان سفید پوش سفید
قلب من خودم صدای تق را و لحظه این تق را شنیدم بعدها برایت
خواهم نوشت چه شکلی اگه زنده بودی

جمع کن این بساط شامورتی بازی صندوق سیاه اسلام با مجتویات
سرخ داس و چکشی را در ایران و گورت را با باقی کسانی که دستشان
به خون مردم ایران آلوده است به گورستان گم کنید رجاله های نفرت انگیز
ضد بشر ...............................نانا زولا

No comments: