Wednesday, August 25, 2010






سوزنی به بادکنک !!!!!


درست عین خوک صورتی پر از دنبه راش لیمبو شده ام که
هر روز تک نفره میاید و درب رادیوی اسهال پراکنی والگر
خودش را باز کرده و مشتی اسهال و اخ تف ریسیستی
و والگرانه و عقب مانده و سطح فکری موتور سواران خالکوبی
امریکا به روی جهان میریزد ها ها ها ها ها

با این تفاوت که من یک پیرزن یک مشت پوست و استخوان
هستم که راش لیمبو مرا فوت کند باد می برد و فرق اساسی
این است که من راستش را میگویم او دورغشششششش
راااااااااااااااااااااا



میخواهم به دروغی به نام - مبارزات ملایان ایران - خاتمه مدرنی
بدهم
هم دستگیری هم زندان رفتنشان کاری نیکو از طرف شاهنشاه
آریامهر سابق بوده است و مفید به حال ملت ایران

کافیست برایتان شرحی از تفکر روح الله خمینی گوسفند گا با
تشریح میز کاررررررررررررررر دوره قجریش که این عکس بالاست
بدهم و
سوزنی نازک به بادکنک کلفت م ...ی ...ت ...ملایان و مبارزه در ایران فرو
کنم و کیف کنم ها ها ها ها ها


من صاحب تفکر شخصی که در این محل زندگی کند را برایتان میشکافم
و میروم

او سوادی در حد خواندن و نوشتن دارد و شش کلاس فکر کنم کافیست
روی طاقچه زمان قجر او قران مجید و صحیفه سجادیه و نهج البلاغه
است و بس زیرا همین برای او کافیست کتاب بی کتاب

این تشکچه زیر کون قجری گشادش شبها تبدیل به رختخوابش میشود
و روزها میز کار و هوکوس پوکوس های پای راست توی خلا یا پای چپ
و عمه را در زلرله چگونه میشود تصادفی گائیدددددددددددد

ولی اما واویلا از اون پرده که جلوی درب صندوق خانه ای که مانند کمد
بزرگ بی درب میبوده و با امثال همین پردها و به همین شکل مانند
مخفی گاه تاریک میشده و در آن صندوق های لباس عهد زنان قاچار
و طاقه های پارچه نبریده به عنوان آینده نگررررررررررررری قجر در
نفتالین غوطه میخورد هست
و در صندوقی دیگر تمامی مایملک صاحب این میز کاررررررررر از قبیل
سند و شناسنامه و پول نقد و النگوی طلای بتول و بگیر و برو

به صاحب این میز کار دسته دسته اسکناس پهلوی در
پاکت های قهوه ای
از بازار شهر قجر تهران و فاندمنتال های مسلمان ایرانی ثروتمند که از
خدا میترسند و میخواهند کمی هم صدقه دزدی های خود را بدهند
تقدیم شهر قجری میشود و او همه را در این صندوقخانه مخفی برای
مصارف شخصی و غیر شخصی خودش و قبیله تفکریش مینماید
کروبی خودش گفت حساب کش فلوی شخصی با گوسفند گا داشته
یادتونه ؟

او جهان را نمیشناسد و نمیخواهد که بشناسد زیرا این شکل زندگی
برایش بهشت زمینی است پریود

او از سمبل های مدرنیزم مانند دانشگاه و راه آهن و جاده و های رایز
و زن مینی ژوپی و کاباره باکارا و میامی و فسق و فجور خانه کنار دریای
خزر و هواپیما و فرانسه و انگلیس و پیکان و ژیان و تکنولوژی و دولوپ
و تغییرررررررررررررررررررررر بد شکلی میترسد ؟

اگر مدرن شویم دیگر او امتیازی ندارد که سخنان خدا گفت و محمد رید
و علی شاشید
را به کون مردم فرو کند در برابر این همه - تغییررررررررررررر -

پس امتی طلبه را در خرداد چهل و دو به خیابان ها ریخته و عرعرعرعر
اسلام به رهبری گوسفند گای کبیر میزنیم

و زدند و شاه گفت فاک اف مادر فاکر و اردنگی را به کون گوسفندگای
مرتجع کثیف زددددددددددددددد

از آن روز هر طلبه و ملا حتی طالقانی مادر فاکر شریعت باز نرم تن
به وسط کس نه نه های شمسی خود و بتول باهم خندیده اند که
نام سماجت خود را برای ارتجاع در ایران - مبارزه - نهاده اند

درست به وسط کس بتول اروحنا فدا ........................نانا زولا

No comments: