Tuesday, August 31, 2010







کری و کارلا !



تئودر درایزر نویسنده قوی پنجه امریکائی کتابی دارد به نام
خواهر کری ٬

داستان دختر جوانی است که از شهری کوچک در حوالی شیکاگو
به شیکاگوی زمان حول و حوش دیپرشن برای کارگری میرود و با
دیدن شهر شیکاگو که برای خود متروپولیتی بوده است ناگهان میل
به کار کارگری و سخت و فقر را از دست داده و در تلاش یافتن راهی
شورت کات به قلب هنری متروپولتین های امریکا میکند !
او به اصول و اخلاق شاشیده و با مردی پیر و زن و بچه دار روی هم
ریخته از
او برای نفوذ در همه جا استفاده کرده و بالاخره در نیویورک روی سن
میرود و باقی آل دت گه ..................

کری اوائل قرن گذشته از مردان برای ترقی مانند نردبانی با مبادله
کالا به کالا استفاده میکند که بگوید من هم زنی هستم و سری
میان مردان دارم و به حساب میایم


یک قرن بلوغ زنان باعث میشود که کارلا خودش با همت و تلاش و
استقلال فکری خود که مدرن است ابتدا همه نردبان ها را بالا رفته
و بعد با عشق بدون هیچ نیازی به شهرت و پول و معروفیت با
کسی که دوست دارد ازدواج میکند و به همه از دم دهان کجی
زن مدرنی


از روی بلوغ بلوغ بلوغ بلوغ بشریت صدها هزار بار بنویسد ..........نانا زولا

No comments: