Tuesday, December 27, 2011





نور افکن !








Tell all the Truth but tell it slant
Success in Cirrcuit lies
Too bright for our infirm Delight
The Truth's superb surprise
As Lightening to the Children eased
With explanation kind
The Truth must dazzle gradually
Or every man be blind


Emily Dickinson






با درود بر تمامی فرزندان سپید سر بلند مفتخر مادر
سل فون ها را خاموش کنید و با دقت این مطلب را
بخوانید


برایتان قبلا گفته ام هنر یعنی آزادی والسلام


هنرمند باید در کمال آزادی فکری و بدون هیچ زنجیری
از اسارت بر این (آزادی فکری )خلق کند پریود


هر خلل کوچکی به آزادی فکری هنرمند تاثیری بی نهایت
در کار هنریش و افول آن کار دارد
گوگن اگر لندن شلوغ را ترک کرد و مانند قبیله های ابتدائی
در هائیتی زندگی کرد و مرد برای آزادی فکری خودش بود
و هزاران نمونه از این دست




در سیستم فکری استالین هنر باید دولتی شود تا در خدمت
طبقه کارگر قرار داشته باشد و کنترلی رویش باشد


مگر میشود هر خر و الاغی هنرمند باشد و بیاید عرعر غیر از
عرعرهای طویله ما سرخان نماید


هنر و هرچه هست در خدمت پیشوا استالین باید باشد و
طبقه کارگر که دگنگ دست مردم کشی های اوست !


متاسفانه ما در امریکا هنر دولت بیگ برادر خجول راکفلری استالینی
داریم
معلمان دولتی استالینی داریم
کارگران دولتی استالینی داریم
مدیای استالینی دولتی داریم
ان جی او های فراوان استالینی دولتی داریم
کل هنرمندان هالیوود دولتی استالینی داریم




برایتان یک شعر به شدت دولتی استالینی را که شاعری
مادر فاکر سرخ ایرانی ریده است کمی چوب کاری میکنم








نود و نه درصدی ها
حسن حسام




جنگل می شوند
میدان ها و خیابان ها ر امی پوشانند
شاخه در شاخه
سبز در سبز
باغ در باغ
غرقه در رؤیا
شاداسر،
چشمی به امروز
چشمی به فردا
در سبدی بوسه
در سبدی فریاد
گردونه یِ زمین را می گردانند


پاسخ :


همه جا را سبز سبز سبز سیدی میکنند
باغ ها را خشک کرده و قبرستان
و زندان میکنند
چشمانشان کور تاریخی است و اگر داشته باشند
یک چشم هستند
بوسه هایشان بوی چکمه های کامرادان استالین
و دهان روزه مسلمانان را میدهد
به زمین تسمه عقب ماندگی فکری
پشگل مخی زده اند


التمام




از پارک ِسبز و رنگارنگ ِ«زوکوتی »
تاحلبی آباد های شهرجنگلها
و میادین ِ سرخ فام«التحریر»
راه
کوتاه می شود
چادرنشینان جنبش ِ فتح
چنگ در چنگ ِنفرین شدگان ِبه یغما رفته ،
خشت
بر
خشت
می نهند
تا جهان زیبا شود
از انفجار بارور داد
در دلِ بیداد




از بقایایشان در پارک زوکوتی
مشتی شیشه مشروب و
مشتی کاندوم استفاده شده و مشتی سرنگ اعتیاد و
گه و شاش باقی مانده را
شهرداری نظم و قانون جمع کرد
و به خاکروبه سپرد
حلبی آبادها همه به خایه های فاشیست ها چنگ زده اند
که ما را از شر این هواداران طبقه گهی کارگر نجات دهید
به نام مسلمان - کامراد هر خشتی را نابود و ویران کرده اند
داد و بیداد هم که چون سر به کون است میشود همان که
من میگویم
قرار است حلبی آبادها و زوکوتی ئی ها و التحریریان بیایند
و مانند ایران بیداد را ـ داد - کنند ها ها ها ها ها


التمام








در این بازی ِ سودایی
شبتازان ِ طنّازِ میدان هایِ توفان و رقص
شادمانه و بی توقع
سر،
هم می بازند
هیبتی ندارد این جا مرگ
هیچ است و پوچ است
حتی
تگرگ هم که ببارد
ازت انک ها و تفنگ ها،
باکی نیست!




در این کردن کله ها در کون ها
اخوان الپشگل المخین ها
و کامرادان که محتوم به مرگ بر اثر کهنگی و گندیدگی
هستند
بدون توقع !!!!!!! عرعرهای تعلیمی بیگ برادر
راکفلر را هی نعره میزنند و در برابر تفنگ و تانک
ارتش مصر هیچ ترسی ندارند
زیرا دلشان به ارتش ایالات متحده امریکا
که اکنون فرمانده اش
باس بوی سیاه بوگندوی نفت خوار است خوش است ها ها ها




التمام










باران می آید
میدان های ِ خونین را می شوید
مرگ،
زندگی می شود
در پرچم ها و چادرهای دوباره برافراشته
در شوق شادمانه یِ رقصندگان میدان ها
رقصندگان بی شماره یِ وال استریت
به سرتاسرِ جهان


۱۹/نوامبر/۲۰۱۱
پاریس






بعله در پاریس می نشینم و به خون های سیاه میدان التحریریها
نگاه میکنم و مانند شاعری دولتی برایشان شعرهای سر به کون
میگویم
از میدان التحریر نقب به مشتی بجه هیپی بازنشسته سالهای
شصت
و هشت در گه و استفراغ خود غوطه ور نقب اتصالی کرم کونی
میزنم و هر دو را یکی میدانم که هستند البته


و آنان را مشغول رقص و پایکوبی




که برایت متاسفم این بار قرار
است خون آنان ریخته شود و ما سپیدان در میدان ها برقصیم
و مرگ سیاهی و زشتی و خون و عفونت را جشن بگیریم و
وای از شراب خواری های بی حساب


مرگ بر فریب و دروغ و دروغگوی و کله به کونی


زنده باد زرتشت زنده باد آزادی ...........نانا زولا مادر نامقدس بشریت



No comments: