بکوی میکده یارب سحر چه مشغله بود
که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشغله بود
حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست
بناله دف و نی در خروش و ولوله بود
مباحثی که در آن مجلس جنون میرفت
ورای مدرسه و قیل و قال مساله بود
ز اخترم نظری سعد در رهست که دوش
میان ماه و رخ یار من مقابله بود
حافظ
No comments:
Post a Comment