Wednesday, April 25, 2012
قصه تلخ جایزه نوبل !
روزی و روزگاری جایزه ای به نام نوبل بود که هنوز قلم موی
گهی استالین روی ارزش آن !!! کشیده نشده بود و مانند هر
چیز دیگری معنای خاص خود را داشت .
هنوز فرهنگ و هنر و علم و دانش به شکل کاملا انحصاری در
دست وکلا و بالغان جوامع بشری نیفتاده و رویش لایه لایه لایه
گه دروغ و فریب ماکیاولیزم استالینی سرخ بلشویک کامرادی
کشیده نشده بود
از آن زمان سالیان طولانی گذشته است و روند بطئی جهانگیری
جاسوسان ستون پنجم دشمن یعنی احزاب کثیف برادر استالینی
به جوامع اجازه درک چیزی که میگذرد را نداده بوده است
و روابط با این گروه ماران سرخ به این شکل بود که همه گروه ها به
آنان اعتماد میکردند ولی آنان به هیچ گروهی نه اعتماد داشتند نه
دوستی و نزدیکی انسانی هر زمان موقعش میرسیده از ابراز دشمنی
خود با دیگران بی خبر کوتاهی نمیکردند
لفتی ها عین کرم و زالو هستند به همه چیز می چسبند و خونش
را میمکند
بعله بعد از افکندن دست خونین بیگ برادر بر نوبل و پولیتزر و اسکار
و کان و ونیز و برلن و جوایز مختلفه در تاتر و فشن و شعر و ادب و
زنان و کسب و کار و بواسیرررررررررررررررررر بالاخره به این جناتیکار
کثیف ضد امریکائی بی وطن خائن کثیف تر از آدولف هیتلر هم
به مناسبت ریدن و مالیدن و نابود کردن یک ملت کهن که ایرانیان
بوده اند جایزه نوبل دادند
این دو عکس بالا یک مرکز تفریحی زمان شاه است که من خودم
به آن سفر کرده ام و دیگری همان محل بعد از برنشست خمینی
که برایش کارتر نوبل گرفته است !
زندگی مرده است زیرا قصد کارتر با زدن تسمه عقب گرد به هزار
و چهار صد سال قبل یک قبیله نشین بربر وحشی
دقیقا کشتن
زندگی و سرمایه داری آزاد تازه جوانه زده به همت شاه سابق
ایران در ایران بدبخت بدشانس بود و تعقیب باقی طراحی های
پلید کثیف ضد بشری اش در سراسر جهان
شادی را در میهن من کشتند و یک ملت را به عزا نشانیدند
ناگهان بربران وحشی مسلمان معلوم نیست چه شکلی ارگانایز
حاشیه شهری شده ( مخارج سازمان سیا برای دخالت در ایران
یادتان نرود ) به جان ما بدبخت های بی خبر ساده لوح متمدن
و با فرهنگ و شهروند افتادند
با قمه و چماق و چاقو
حتی اسلحه های مرگبارشان قبیله نشینی و صدر اسلامی بود
از هر چیز که فانکشن میکرد یک خرابه و ویرانه دلگیر و سیاه و نکبت
و خاک گرفته ساختند و با لباسی که با زور و کتک و تیغ و اسید
تن زنان کردند از هر زن ایرانی یک سکینه دائی عین نه نه های
دهاتی گندیده مسلمانشان ساختند
افتخار به تمیزی و ادب و مدنیت و تحصیلات جایش را
افتخار به کثافت
وریش و کت چه گوارائی و بوی گه و بی قانونی و لجن و شاش و
اندماغ داد و لمپنیزم اسلامی به همت اکبر های گنجی و عطری ها
و افشاری ها ادبا و خطبای محفل کثافت و شپش و ریش و عقیق
دروغ و تظاهر و شارلاتانیزم به شکل مسابقه در آمد و هرکه آیه های
گهی کثافت لجنی قران یک بیمار روانی ضد زن شهوت پرست
کثافت بربر خون خوار را بلند تر ادا کرد یعنی مقدس تر و مومن ترررررر
واسطه گی و دلالی که هرگز بین ملت ایران حرمتی نداشت و تجار
بازار تهران به همین دلیل منفور بودند یک راه و رسم زندگی شد
برای دلالی از فاحشه تا تیر آهن و کشتی و ویسکی امریکائی و
دل و روده های بچه های بی گناه افغانی پاکدشت برای فروش
این مردی که نوبل برده است میهن مرا و نیمی از مردم آن را که
زنان بودند!!!!!!! مستقیم به داخل جهنم ساختگی خود فرو برد و
میزان مرگ و کشتار و شکنجه و تجاوز و چپاول و ستم و زوری که
بر همه این ملت نجیب بی گناه مهربان تحمیل عمدی و بازور کرد
به گفتار نمیاید
و چون کله جهان را با شعارهای فریبنده در کون جهان کرده بودند
به پاداش جایزه صلح نوبل گرفت هاهاها ها ها ها
آن هم صلح !!!!!! ن ها ها ها ها ها
به ملت امریکا و فرانسه و باقی جهان میگویم که استخرهای
مراکز تفریحی شما اکنون زنده و شاداب و گرم و سر حال است
بترسید که سرمایه داری دولتی همواره فقر وبدبختی را بین
همه عین عکس خالی استخر تقسیم به قسمت میکند
گول چپ ها را نخورید همان فاشیست ها هستند بی کم و زیاد
نانا زولا مادر نامقدس بشریت
Subscribe to:
Post Comments (Atom)


No comments:
Post a Comment