به رضا پهلوی
بیچاره کسی که می ندارد
غوزه بسلف همی فشارد
بیچاره زمین که شوره باشد
وین ابر کرم برو نبارد
وین ابر کرم برو نبارد
باری دلمن صبوح مستست
وام شب دوش می گزارد
وام شب دوش می گزارد
گفتم به صبوح خفتگانرا
پامزد ویم که سر بر آرد
پامزد ویم که سر بر آرد
ساقیست گرفته گوشم امروز
یک لحظه مرا نمی گذارد
یک لحظه مرا نمی گذارد
جام چو عصاش اژدها شد
بر قبطی عقل می گمارد
بر قبطی عقل می گمارد
خاموش و ببین که خم مستان
چون جام شریف می سپارد
چون جام شریف می سپارد
مولانا


No comments:
Post a Comment