اعترافات یک شیطان پرست
اتو بیوگرافی مایلی سایروس
من که نامم امیلی سانست بود در خانواده ای خیلی فقیر و هرکی هرکی
و خود خواه به دنیا آمدم که وای از شلختگی و ولنگاری وای وای وای
ما یک خانواده هشت نفره بودیم که هفت پسر نره خر بیسواد مفت خوار
و یک پدر و یک مادر شلخته الکلی و من که آخرین سگ توله شان بودم
همه در یک خانه کثیف و شلوغ زندگی میکردیم
در این خانه ظرف های غذا سالی یکبار نزدیک کریسمس فقط شسته
میشد باقی مواقع با دستمال پاک میکردیم زیرا کسی حال و حوصله
شستن و تمیزی نداشت
ما لباسهای خود را هم سالی یک بار می شستیم آنهم در استخرهای
عمومی یعنی با لباس به میان استخر پریده و هم خودمان هم لباس مان
تمیز میشد و بوی کثافت میرفت
جایش بوی کلر و شاش بچه ها را میگرفت
خلاصه که چه بگویم از کثافت و شلختگی و بوی بد و عفن از خانواده ما
ما همگی از دولت کوپن غذا گرفته خرچ کثافت کاری میکردیم و همیشه
هم مثل گداها دنبال غذای مجانی بودیم
یک روز که من هفت ساله بودم و در سانست بلوار مشغول اسکیت کردن
ناگهان یک لرد انگلیسی به من نزدیک شد و دستی به سر من کشید و
گفت نامت چیست ؟
من گفتم مگر فضولی به تو چه بیست دلار بده تا نامم را بگویم
او هم ناگهان
چشمانش برقی زد و گفت می بینم از استعدادهای مادونا و بیانسه هم
داری گفتم چه استعدادی گفت ولش کن با تو نبودم و به جای بیست دلار
یک صد دلاری در دستم نهادو دستم را هم کمی فشار داد
و گفت اگر از این صد دلاری ها دوست دارم همراه مادرم به دیدن اش در
هتل معروف سانست بولوار که مخصوص مردان پیر بچه باز است بروم
و کارتی به من دادکه رویش نوشته بود ایشان های نس هستند و از دربار
کاخ ملکه انگلیس
ابتدا با پنجاه دلار آن پول کلی شکلات و آدامس و بستنی خریدم و به خانه
رفتم و به همه دادم و وقتی مادرم گفت پول از کجا آوردی فوری پنجاه دلاری
دیگر را به او داده گفتم از اینجا !!!!!!!!!!!!!!
مادرم که فوری قانع شده بود پول را گرفت و در سینه بندش جای دادکه
یک وقت برادران نره خر من ندزدند بروند برای خود خرچ کنند و گفت خوب
تعریف کن منهم تعریف کردم و فردا کله سحر مادرم مرا بیدار کرد و کمی
ارایش جین هارلوئی کرد و دستم را گرفت و به دیدن های نس انگلیسی
رفتیم
چه برایتان بگویم که به فرمان ملکه انگلستان تمامی کارکنان هتل پسران
جوان بودند و همگی لخت مادر زاد به بچه بازان پیر کفتار زشت مرد دربار
انگلیس سرویس هتلی میدادند
اگرچه هتل در امریکا بود و کالیفرنیا ولی ملکه دستور داده بود این یک
هتل را برای ابواب جمعی خودش که گی ها و بچه بازها بوده اند این
گونه اداره سلطنتی شود
من و مادرم را به اطاقی بردند و لرد انگلیسی ورود خدمه کون لخت پسر
را ممنوع کرد و به مادرم گفت شما بدبخت و بیچاره و کوپنی و بی ارزش
هستید میخواهید پولدار بشوید
مادرم چشمانش برق زد و گفت البته چه خری نمیخواهد پولدار بشود
لرد مربوطه برقی شیطانی و جهنمی به چشمانش آورددددددددددد و
خوشحال شد و گفت این دختر را اگر به ما و محافل سردابه ای ما
که خیلی الیتی است تقدیم کنی و هدیه بدهی ما او را پولدار و معروف
و خیلی مهم خواهیم کرد
هم مادرم و هم خودم کلی شاد شدیم و گفتیم ایشاالله هیچ دختر بچه
دیگری نباشد که فقط ما به همه چیز برسیم
و لرد معروف گفت اسمش را از امروز به جای امیلی سانست میگذاریم
مایلی سایروس
و او وظیفه دارد که راه و رسم و سنت و آداب جهان هالیوود را که توسط
شخص مفیستو و ندیمه گانش اداره میشود فرا گیرد و در میهمانی ها
که لازم است کودکی را کمی مجروخ کنند و خونش را بمکند شرکت
کند
مادرم فوری به من که ترسیده بودم خونم را بخورند گفت نترس چیزی نیست
اگر اینان خونت را بخورند فوری خون جایگزین میشود و همان گهی که بودی
میشوی و منهم قانع شدم وگفتم اشکالی ندارد
چه بگویم که گفته اند اگر از بلایائی که سرت آوردیم برای کسی غیر خودی
بگوئی مانند مایکل جکسون و توپک شکور و ویتنی هوستون و ادوارد
هستینگ و برایان تری و آمباسادور استیونس و برتبارت ات میکنیم
ولی من میگویم که تمامی خون بدن مرا بارها و بارها نوشیده اند و از همه
تشنه تر و مادر فاکر تر هم این شوهر ملکه فلیپ است و تام کوروز
که خون مرا نوشیده انگاری واقعا وامپایر
هستند
باقی تظاهر به وامپایری میکنند
به هر حال از روزی که پستان هایم شکوفه کرد و شاشم هم کف کرد
دیگر همه کاره محافل عیش و نوش هستم هم پسر میشوم هم دختر
هم دختر بچه هم مادام پیر و کهنه کار هم وامپایرم هم شیطان پرست
هم زبانم را هی در میاورم هم هی یک چشمم را می پوشانم
هم ...............بسه دیگه هرکاری مادونا و بیانسه میکنند من هم میکنم
و گویا تازگی ها کریستانا هم شروع کرده است
خانواده من اکنون همگی در عالم سیاست هستند و الیت شده اند
هفت برادر من همگی تحلیل گر سیاسی و مشاور زنان و مردان سیاسی
هستند و مادرم هم در کلاس های باربارا والترز و جی بی هار مشغول
فراگرفتن راه و رسم خبرنگاری میباشد
پدرم را از روز معروف شدنم ندیده ام میگویند دریکی از کازینو های لاس
وگاس پانسیون شده و هی پولهای مرا که با زحمت و خون و جون و
کون به دست میاورم قمار میکند و خوشحالی و شادی
من از موقعیتی که امریکن دریم در اختیارم نهاده متشکرم به همه آرزوهایم
رسیده ام الا یک بخش که دوست ندارم
همه ما شو بی زی های هالیوود دچار سفلیس کهنه دربار سلطنتی انگلیس
که باعث جنونی از نوع جک د ریپررررررررررر شده و در تاریخ هم ثبت است
هستیم
و با هیچ نوع دارو و درمان هم این سفلیس کهنه مداوا نمیشود زیرا ژنتیکی
است و با ژن های انسان ها به هم منتقل میشود
و چون شیاطین فقط با خودشان آمیزش میکنند و باقی را لایق آمیزش
نمیدانند این نوع سفلیس فقط بین خودشان پخش و رایج شده است
ای کاش دربار سلطنت ملکه انگلیس همگی سفلیسی ژنتیکی نبودند
جهان یک بهشت کامل برای مابود
میگما شما فقیر فقرا و بدبخت بیچاره ها و گری گوری ها چرا به ما
نمی پیوندید اینقده خوش میگذره خوش میگذره که نگوی
مایلی سایروس
اتو بیوگرافی مایلی سایروس
من که نامم امیلی سانست بود در خانواده ای خیلی فقیر و هرکی هرکی
و خود خواه به دنیا آمدم که وای از شلختگی و ولنگاری وای وای وای
ما یک خانواده هشت نفره بودیم که هفت پسر نره خر بیسواد مفت خوار
و یک پدر و یک مادر شلخته الکلی و من که آخرین سگ توله شان بودم
همه در یک خانه کثیف و شلوغ زندگی میکردیم
در این خانه ظرف های غذا سالی یکبار نزدیک کریسمس فقط شسته
میشد باقی مواقع با دستمال پاک میکردیم زیرا کسی حال و حوصله
شستن و تمیزی نداشت
ما لباسهای خود را هم سالی یک بار می شستیم آنهم در استخرهای
عمومی یعنی با لباس به میان استخر پریده و هم خودمان هم لباس مان
تمیز میشد و بوی کثافت میرفت
جایش بوی کلر و شاش بچه ها را میگرفت
خلاصه که چه بگویم از کثافت و شلختگی و بوی بد و عفن از خانواده ما
ما همگی از دولت کوپن غذا گرفته خرچ کثافت کاری میکردیم و همیشه
هم مثل گداها دنبال غذای مجانی بودیم
یک روز که من هفت ساله بودم و در سانست بلوار مشغول اسکیت کردن
ناگهان یک لرد انگلیسی به من نزدیک شد و دستی به سر من کشید و
گفت نامت چیست ؟
من گفتم مگر فضولی به تو چه بیست دلار بده تا نامم را بگویم
او هم ناگهان
چشمانش برقی زد و گفت می بینم از استعدادهای مادونا و بیانسه هم
داری گفتم چه استعدادی گفت ولش کن با تو نبودم و به جای بیست دلار
یک صد دلاری در دستم نهادو دستم را هم کمی فشار داد
و گفت اگر از این صد دلاری ها دوست دارم همراه مادرم به دیدن اش در
هتل معروف سانست بولوار که مخصوص مردان پیر بچه باز است بروم
و کارتی به من دادکه رویش نوشته بود ایشان های نس هستند و از دربار
کاخ ملکه انگلیس
ابتدا با پنجاه دلار آن پول کلی شکلات و آدامس و بستنی خریدم و به خانه
رفتم و به همه دادم و وقتی مادرم گفت پول از کجا آوردی فوری پنجاه دلاری
دیگر را به او داده گفتم از اینجا !!!!!!!!!!!!!!
مادرم که فوری قانع شده بود پول را گرفت و در سینه بندش جای دادکه
یک وقت برادران نره خر من ندزدند بروند برای خود خرچ کنند و گفت خوب
تعریف کن منهم تعریف کردم و فردا کله سحر مادرم مرا بیدار کرد و کمی
ارایش جین هارلوئی کرد و دستم را گرفت و به دیدن های نس انگلیسی
رفتیم
چه برایتان بگویم که به فرمان ملکه انگلستان تمامی کارکنان هتل پسران
جوان بودند و همگی لخت مادر زاد به بچه بازان پیر کفتار زشت مرد دربار
انگلیس سرویس هتلی میدادند
اگرچه هتل در امریکا بود و کالیفرنیا ولی ملکه دستور داده بود این یک
هتل را برای ابواب جمعی خودش که گی ها و بچه بازها بوده اند این
گونه اداره سلطنتی شود
من و مادرم را به اطاقی بردند و لرد انگلیسی ورود خدمه کون لخت پسر
را ممنوع کرد و به مادرم گفت شما بدبخت و بیچاره و کوپنی و بی ارزش
هستید میخواهید پولدار بشوید
مادرم چشمانش برق زد و گفت البته چه خری نمیخواهد پولدار بشود
لرد مربوطه برقی شیطانی و جهنمی به چشمانش آورددددددددددد و
خوشحال شد و گفت این دختر را اگر به ما و محافل سردابه ای ما
که خیلی الیتی است تقدیم کنی و هدیه بدهی ما او را پولدار و معروف
و خیلی مهم خواهیم کرد
هم مادرم و هم خودم کلی شاد شدیم و گفتیم ایشاالله هیچ دختر بچه
دیگری نباشد که فقط ما به همه چیز برسیم
و لرد معروف گفت اسمش را از امروز به جای امیلی سانست میگذاریم
مایلی سایروس
و او وظیفه دارد که راه و رسم و سنت و آداب جهان هالیوود را که توسط
شخص مفیستو و ندیمه گانش اداره میشود فرا گیرد و در میهمانی ها
که لازم است کودکی را کمی مجروخ کنند و خونش را بمکند شرکت
کند
مادرم فوری به من که ترسیده بودم خونم را بخورند گفت نترس چیزی نیست
اگر اینان خونت را بخورند فوری خون جایگزین میشود و همان گهی که بودی
میشوی و منهم قانع شدم وگفتم اشکالی ندارد
چه بگویم که گفته اند اگر از بلایائی که سرت آوردیم برای کسی غیر خودی
بگوئی مانند مایکل جکسون و توپک شکور و ویتنی هوستون و ادوارد
هستینگ و برایان تری و آمباسادور استیونس و برتبارت ات میکنیم
ولی من میگویم که تمامی خون بدن مرا بارها و بارها نوشیده اند و از همه
تشنه تر و مادر فاکر تر هم این شوهر ملکه فلیپ است و تام کوروز
که خون مرا نوشیده انگاری واقعا وامپایر
هستند
باقی تظاهر به وامپایری میکنند
به هر حال از روزی که پستان هایم شکوفه کرد و شاشم هم کف کرد
دیگر همه کاره محافل عیش و نوش هستم هم پسر میشوم هم دختر
هم دختر بچه هم مادام پیر و کهنه کار هم وامپایرم هم شیطان پرست
هم زبانم را هی در میاورم هم هی یک چشمم را می پوشانم
هم ...............بسه دیگه هرکاری مادونا و بیانسه میکنند من هم میکنم
و گویا تازگی ها کریستانا هم شروع کرده است
خانواده من اکنون همگی در عالم سیاست هستند و الیت شده اند
هفت برادر من همگی تحلیل گر سیاسی و مشاور زنان و مردان سیاسی
هستند و مادرم هم در کلاس های باربارا والترز و جی بی هار مشغول
فراگرفتن راه و رسم خبرنگاری میباشد
پدرم را از روز معروف شدنم ندیده ام میگویند دریکی از کازینو های لاس
وگاس پانسیون شده و هی پولهای مرا که با زحمت و خون و جون و
کون به دست میاورم قمار میکند و خوشحالی و شادی
من از موقعیتی که امریکن دریم در اختیارم نهاده متشکرم به همه آرزوهایم
رسیده ام الا یک بخش که دوست ندارم
همه ما شو بی زی های هالیوود دچار سفلیس کهنه دربار سلطنتی انگلیس
که باعث جنونی از نوع جک د ریپررررررررررر شده و در تاریخ هم ثبت است
هستیم
و با هیچ نوع دارو و درمان هم این سفلیس کهنه مداوا نمیشود زیرا ژنتیکی
است و با ژن های انسان ها به هم منتقل میشود
و چون شیاطین فقط با خودشان آمیزش میکنند و باقی را لایق آمیزش
نمیدانند این نوع سفلیس فقط بین خودشان پخش و رایج شده است
ای کاش دربار سلطنت ملکه انگلیس همگی سفلیسی ژنتیکی نبودند
جهان یک بهشت کامل برای مابود
میگما شما فقیر فقرا و بدبخت بیچاره ها و گری گوری ها چرا به ما
نمی پیوندید اینقده خوش میگذره خوش میگذره که نگوی
مایلی سایروس
No comments:
Post a Comment