Sunday, September 15, 2013


شیطان و خدا



دیگر موقعش رسیده است که برایتان کمی دیگر از تفکرات مورچه ای خودم
را بیان کنم شاید این افکار به کسانی مانند من بیکار و بیعار کمک فکری
کند

پس سل فون ها را به مستراح افکنده و به یکدیگر هم تکیه ندهید زیرا برای
درک سخنانم که بی نهایت ساده و قابل فهمش کرده ام نیاز به تمرکز
دارید

ابتدا اعلام کنم که تمامی اظهار نظرهای زیرین زاده فکر و مخ مورچه ای
خودم است و اگر شباهتی به سخنان کسانی دیگر داشت ابدا کپی برداری
نیست بلکه ناب و خلص فر آورده مخ شخص نانا زولا میباشد

میخواهم به شما خدا و شیطان و بهشت و جهنم را به روایت خودم معرفی
کنم تا به آن باور کنید ..............دیدید گفتم تمرکز لازم دارید بحث کمی
نیست مگر نه ؟

ثبوت خدا و بهشت و جهنم ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها



خوب شروع کار این است که من مباحثی را مطرح میکنم و بعد بهم وصل
میکنم و به خورد شما میدهم


ابتدا باید باید باید بخش کره زمین و ماه و خورشید و سیارگان کل زمین
را که بخش گردوئی ما از کل یونیورس است جدا کنید و کاری به کار باقی
یونیورس نداشته باشید مگر فضولید به شما چه مربوطه

خوب این را فعلا داشته باشید تا برایتان بگویم


ما اگر به تولد خودمان دقت کنیم می بنیم که ما را که اندازه کف دست
هستیم وارد ضیافت زندگی میکنند و ما رشد کرده و بالغ شده و مسن
شده و پیر شده و می میریم
هنگامی که پیر میشویم کم کم کم کم نحیف و کوچک و قد کوتوله تر
هم میشویم مگر نه و خیلی پیرها پوست و استخوانی بیش نیستند
و تمامی دنده ها بیرون زده است
یعنی هی تحلیل میرویم و کوچک و کوچک و کوچک تر از نظر جثه
میشویم

این را هم داشته باشید تا بروم سر بخش بعدی


این بخش توضیح زمان است زمان یعنی چه ؟ زمان یعنی این که
من از سر خیابانی به ته آن خیابان بروم این فاصله زمان است
زمان یعنی من به مطب دکتر وارد شوم و تا دیدن دکتر در اطاق
انتظار او بمانم

ما برای اندازه گیری زمان همواره باید به جلو جرکت کنیم یعنی از
این نقطه به جلو

این را هم داشته باشید تا برایتان بگویم


حتما شما اصطلاح این که فرشته ای از بهشت آمد و روی شانه
من نشست مردم را شنیده اید
این را هم داشته باشید



بیائید فرض کنیم که خط زمان به جای جلو رفتن به شکل دایره ای
حرکت میکند
پس ما در یک جای کره زمین به دنیا میائیم و خط زمان ما مثلا
هشتار بار دور زمین دایره وار میگردد و بالاخره در همان جا که زاده
شده ایم یا جای دیگر می میریم یعنی خط زمان ما محو میشود

برای یکی دیگر این خط زمان بیست بار دور کره زمین میگردد و
او می میرد و برای یکی شش سال و یکی نود سال

حال بیائید فرض کنید که داروئی اختراع شود که انسان تا محو
شدن کامل نمیرد و انسان ها هی کوچک و کوچک تر شده تا
اندازه کف دستی از استخوان و پوست میشوند و محو میشوند
به شکل طبیعی

پس نتیجه گیری این است که این کالبدهای گوشتی پوستی
ما بر اثر گذشت زمان آب رفته و بالاخره در طبیعت محو میشوند



از این با خود میگوئیم خوب انسان فقط کالبد گوشتی قابل
فساد که نیست او صاحب روح است که همان وجدان میباشد
وحدان و روح انسان های مرده و خاک شده چه میشود ؟

من میگویم گوئی بلورین است به دور کره ما مرتبا می چرخد
و روح های پاک و تمیز و روشن و انسانی و شفاف همگی به داخل این
گوی بلورین میروند و به آن همان بهشت میگویند


من میگویم گوئی سیاه و زشت و ترسناک هم هست که دور کره
ما می چرخد و تمامی روح های زشت شیطانی کریه مفیستوی
مخرب خون آشام به داخل آن گوی سیاه میروند و نامش جهنم
است


من میگویم خدای در گوی سفید بلورین است........ که گاهی
از مرگ بازگشته ها از نورش برای ما میگویند و خدا هم در بهشت
است و این فرشته های خدائی روی شانه های بعضی ها از
همان گوی بلورین که خوبی است میایند

من میگویم شیطان زشت کریه در گوی سیاه ترسناک نشسته است
و جهنمی را که فرزندان کریه اش میان ما ساخته اند برای خود این کودکان
ابله ساخته و پرداخته است و منتظرشان است چه جهنمی زشت تر
و مخوف تر از کنار هم بودن این شیاطین ضد انسان خون خوار ؟

من کاری به خدایان باقی یونیورس ندارم ولی میگویم روی زمین ما
آری هم خدا هست هم شیطان هم بهشت و هم جهنم

من میگویم هنگامی که بهشتیان روی زمین شلخته و ولنگار و تنبل
و ابله میشوند....... ناگهان شیاطین جهنمی به روی زمین ریخته و
سخنان جهنمی خود را فشن و مد روز میکنند

من میگویم هنگامی که وجدان های انسان های خوب مرده روی زمین
در یک گوی بلورین باشد یعنی بهشت و همین وجدان ها بوده است
که پیروزی شیطان بر خدا را غیر ممکن کرده است
من میگویم به خوبی کمک کنید با خوب بودن والسلام


خیام شاعر بزرگ ایرانی میگوید

زین سقف برون رواق و دهلیزی نیست
جز با من و با تو هیچ تمییزی نیست




باقی بقایتان .............................نانا زولا

No comments: