امشب بالاخره فرصتی دست داد که برای شما کمی تاریخ کشور گهی شاشی استفراغی
بربران پیس اف شت مسلمان عربستان سعودی را ورق ورق به شکل جرواجر دهم
بنابراین با شراب های خود به کنار آتش امده و در حالی که برای یکدیگر عشوه و نازهای
مدنی میکنید به هم لم دادهو به من دقت کنید
کشور قبیله نشینان پیس اف شت بربر کمل جکی های شاش شتر خور عربستان اسمی
نداشت و به جایش ولایت هرتی پرتی ها و قبیله نشینان پیش از شهر نام نهاده شده بود
هرکه دلش کثافت کاری میکرد به کنار مستراح چهار گوش قبر محمد رفته از او یواشکی
اجازه میگرفت و د برو که رفتی برای گه کاری و شپش کاری و صیغه کاری و حرم کاری
و تخم شیطان کاری
ملکه که پوسی خود را روی همه جا افکنده بود و میگفت همه کلونی پوسی من هستند
روزی به یکی از بچه خوشگلان دربار خود که نامش لارنس بود و گی بود و از فلیپ هم
آن زمان کمی حامله بود کرد و گفت برایت ماموریتی دارم
لارنس دستی به شکم حامله اش کشید و گفت ماموریت باید داخل خاک انگلیس باشد زیرا
بچه من و فلیپ صدمه می بیند ملکه فکری کرد و گفت پوسی من مهمتر است فوری برو
بچه را کورتاژ کن
لارنس گریه کنان رفت و همان دکتری که اکنون چربی های شکم زن سید علی خامنه ای
رهبر
تریاکی اسلامی را لایپو ساکشن میکند کمی او را کورتاژ و بچه فلیپ را از کونش خارج
کرد
ملکه به او گفت .........به میان هرتی پرتی ها میروی و با گردن کلفت ترین هرتی
پرتی بربر رابطه گی ایزم پیدا میکنی و به او از من و پوسی کلونی سازم میگوئی که
اگر مایل بود به کلونی های پوسی من مرتبط گرددددددددددد
لارنس کمی بو کشید و گفت یا هائی ناس ......شما اگرچه جوانید این پوسی شما بد
جوری بوی گند و لجن و خون و ماندگی و کثافت میدهد راستی چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟
ملکه با غضب نگاهی به او کرد و گفت این گه خوری ها به تو نیامده برو هرچه میگویم
انجام بده
و لارنس هم سوار شتری شد و به میان بربران رفت ........ابتدا گیر شاه عثمانی افتاد
که او را به زندان افکند و مدتی فاک کرد و ولش کرد برود دنبال قرتی بازی های خودش
زیرا بین ترکان عثمانی شایع بود که هر انگلیسی به میان آنان برود کونش میخارد و
مایل به گی ایزم است تف تف تف تف تف بدبخت مردان غیر گی انگلیس را بگوی !!!
بالاخره بعد از شاش شتر خوری های فراوان به میان قبیله بربران ال سعود رسید و ریاست
قبیله که هفته ای یک کودک لاغر را کباب کرده و میخورد را ملاقات نمود
این جاکش ریاست قبیله که بی نهایت زشت بود عوادات عجیبی داشت او عقاب ها را
روی شانه اش و با عزت و احترام نگه میداشت و از ریدن عقاب به سرش هیچ باکی
نداشت ولی وای به زنان و کودکان مردم بدبخت کمل جکی قبیله اش وای وای وای
لارنس به او گفت اولا دوست داری شاه بشی یا نه نره خر کمل جکی گفت شاه یعنی
چی من خودم اکنون ریاست قبیله ام
لارنس گفت شاه یعنی برویم در شهرها و کشورها و تو شاه شوی
نره خر کمل جکی گفت مگر مرض داریم برویم در کشورها و شهرها میان گند و گه
خود دست و پا میزنیم و خوشیم
لارنس که تیرش به خطا میرفت چاره ای ندید الا نشان دادن کون قلمبه اش که بلوند
بود و سوراخ کونی آبی رنگ داشت به عرب بدبخت وحشی کون بلوند غربی ندیده
و واوی لا
که شاه یک دل نه صد دل عاشق لارنس بی پدر شد و به راه بنا نهادن شاهنشاهی
عربی که بوی پوسی ملکه را از روز نخست میداد رفت
ملکه از انگلستان بوی نفت را زیر خاک های هرتی پرتی ها استنشاق رویالتی کرد
و فوری رفت برای خودش سلسله های شاهی دست و پا کرد وپدر قرمساق جاکش
بی شرف همین نره خر کنونی که لیاقت دوستی مرا نداشت!!!! را اختراع و نصب
انگلیسی کرد
رابطه عشقی لورنس را هم با بابای جاکش شاه کنونی مادر فاکر کنونی عربستان را
هم با تصادفی عین تصادف دایانای فتان بست ولارنس و کونش سه فینی
لارنس با تمامی شاهان عرب قراری نهاده است که از آن هنوز که هنوز است فرار
نمیتوانند بکنند پریود
هر ساله در زیرز مین کاخ باکینگهام همه سران کمل جکی که نوکران ملکه هستند
جمع شده و در مراسمی مخفی و خاص به کون ملکه لیس های عربی شتری قاطری
کمل جکی ئی میزنید و به به و یام یام میگویند و قرارهای زمان لارنس را تجدید
کپکی والسلام
ننگ و نفرت ابدی بر کون قلنبه سفید و آبی لارنس عربستان که مشتی شاه دزد بی شرف
کثیف را روی چاه های نفت کشور مردم قبیله نشین عبرستان مانند دسته خری بالا برد
مرگ بر ملکه و پوسی او مرگ بر سر لارنس اف عربیا
نانا زولا


No comments:
Post a Comment