آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش او
صد کیر خر در کون او صد تیزسگ در ریش او
خر صید آهو کی کند خر بوی نافه کی کشد
یا بول خر را بوکند یا گه بود تفتیش او
هر جوی آب اندر رود آن ماده خر بولی کند
جو را زیان نبود ولی واجب بود تعطیش او
خر ننگ دارد زان دغل از حق شنو بل هم اضل
ای چون مخنث غنج او جون قحبگان تخمیش او
خامش کنم تا حق کند او را سیه روی ابد
من دست در ساقی زنم چون مستم از تجمیش او
مولانا
صد کیر خر در کون او صد تیزسگ در ریش او
خر صید آهو کی کند خر بوی نافه کی کشد
یا بول خر را بوکند یا گه بود تفتیش او
هر جوی آب اندر رود آن ماده خر بولی کند
جو را زیان نبود ولی واجب بود تعطیش او
خر ننگ دارد زان دغل از حق شنو بل هم اضل
ای چون مخنث غنج او جون قحبگان تخمیش او
خامش کنم تا حق کند او را سیه روی ابد
من دست در ساقی زنم چون مستم از تجمیش او
مولانا

No comments:
Post a Comment