با درودهای گرم به ب ب فتان زیبا روی خوش بوی مثل یک تیکه ماه
مدتی بود برایت نامه ای ننوشته بودم و دلم برای تو و ماری تنگ شده بود
به مناسبت آمدن موسیو الاغ شما و ملاقات با موسیو الاغ ما در کاخ سفید که
اکنون قهوه ای رنگ شده است
چه نشسته ای که دیشب واقعه ای
مخوف در کاخ سفید رخ داد که شما فرانسوی های و حتی امریکائی ها بی
خبرید فقط من خبر دارم زیرا از بالای ابرم دیدم
دیشب بعد از خوردن خوک و گوسفند و مرغ و بوقلمون کباب شده توسط
موسیو الاغ شما و شاه کنیا و قوم و قبیله اش همه رفتند و خوابیدند
نیمه های شب موسیو الاغ با داد و گریه و فریاد به اطاق خواب باراک رفت
و گریه کنان گفت که من باید وسط تو و میشل بخوابم زیرا میترسم
باراک گفت که پروتوکول اجازه نمیدهد تو وسط ما بخوابی من باید وسط
بخوابم میتوانی کنار من بخوابی
موسیو الاغ راضی شد و به تخت شاه کنیا
و ملکه کنیا پرید و زیر پتو رفت باراک از او پرسید چرا میترسی
واو گریه کنان گفت که هنگامی که کودک
بوده است روزی پدرش او را برای تنبه در خوک دانی تاریک با خوک ها
حبس کرده و او در تاریکی در حالی که تا صبح خوک ها خووم خووم خووم
میکرده اند خوابیده
و از آن زمان از تاریکی و تنهائی میترسد و باید وسط دو نفر بخوابد
و اساسا علت خیانت اش به زن قبلی اش همین میل به خوابیدن وسط دو نفر
بوده که زن او قبول نمیکرده و میگفته مرده شور خودت و فوبیایت را ببرند
میگما ب ب جونم چرا این کامرادها این همه اختلالات روانی جنسی روحی
جسمی مادی فیزیکی دارند ؟ فکر کنم علتش ریدن یوسف استالین در مخ هایشان
است
مرتیکه خرس گنده به اسم ریاست کشور فرانسه اومده امریکا نصفه شب گریه کنان
و عرعرعر زنان رفته اطاق خواب یک نفری که شاه کنیا در امریکاست و او هم
کامرادی مخلل یعنی خل وضع است و گفته من باید وسط تو و زنت بخوابم
ب ب جونم یادش به خیر روزی روزگاری سیاست مداران برای خودشان کسی
بودند و فهم و شعوری داشتند حیف حیف حیف که هرچه تفاله و رجاله و خود فروش
و جنده و جاکش و بی وطن و بی مردم است این روزها نامشان شده سیاست مدار
مگه نه ؟
با دوستی و عشق و احترام نانا زولا

No comments:
Post a Comment