Wednesday, June 11, 2014

استمداد

من هیلاری کلینتون هستم که خیلی گدا بوده ام و ورشکسته از همان جوانی
با بیل که عاشق هم بودیم میرفتیم کنار خیابان ها برای مردم بای بل می خوانیدم
و کمی پول خورد برای زندگی تین ایجری دانشجوی مترقی ئی خود گدائی
میکردیم بس که گدا و بی پول بودیم نمیدونم چرا




ولی در دانشگاه مخصوص دیوید راکفلر نفت خوار مادر فاکر بیل ناگهان شد
شاه دانشجویان که همیشه های بودند و روی علف های مشغول دست مالی
کون و کپل یکدیگر و شپش های یکدیگر را می یافتند بس که حمام که بورژوائی
بود هم نمیرفتندددددددد و بنده هم شدم ملکه دانشچویان شپشوی وود استاکی
کون گشاد جنگ نکن عشق بورزی و هر دو از همان زمان با فقر کامل
دست به یقه بودیم ولی رویاهای رسیدن به کاخ سفید داشتیم

تبصره = فقر را میشود همراه با بلاهت در صورت هر دو دید .....دکتر یونگ



بر اثر فقر مداوم و از بیکاری گائیدن یکدیگر صاحب یک بچه شدیم که بس که
فقیر بودیم به نوبت انگشت های خود را میدادیم بمکد تا بلکه سیر شود اکنون که
یادم میاید دلم برای خودم و انگشت هایم و چلسی میگیرد هیهات از فقر و نداری


بالاخره گریه های شبانه من و بیل از فقر و نداری باعث شد که او فرماندار
دهات آرکانزاس شود و من زن فرماندار و زندگی فقیرانه کشاورزانه ساده ای
را در آرکانزاس بگذرانیم چلسی بزرگ شده بود و غذا میخورد اگر ما پولی
برای خریدن غذا داشتیم در این عکس چون غذا نخورده غمگین است بس ما
فقیر بودیم و عمدتا گرسنه حتی زمان فرمانداری دهات آرکانزاس


بعدتر با این که ریاست جمهور امریکا و فرست لیدی شدیم برای تفریح چون
بی پول و فقیر بودیم میرفتیم لانگ آیلند روی دک های چوبی نشسته کوکاکولا
میخوریدم پول حتی خریدن هات داگ لانگ آیلندی را هم نداشتیم بس که بدبخت
و فقیر و کاخ سفید نشین بودیم



من هنوز هم فقیرم خواهش میکنم کتاب شر و ورهای تاریخی مرا بخرید تا
کمی پول بسازم
تمامی زندگی در فقر دست و پا زده ام کمک کنید پلیز


هیلاری رادهام کلینتون ملقب به مادام دو پمپادور

No comments: