گپی با سپیدان
دیگر وقتش است که کنار آتش بیائید و یاران و شراب های
خود را هم بیاورید و سر بر شانه های هم مهربانانه نهاده
و به سخنان مادر گوش کنید گنده بگ های غول بیابانی
ورپریده فضول
جانم برایتان بگوید که هیلاری در کوزه افتاد به به یام یام
ولی مساله فقط گه کاری های او نیست بلکه همین اکنون
یبوست دراز بد بو جان کری مشغول همان کارها است
و بیچاره بدبخت مک کارتی راست میگفت
هرکه بود و نبود این سخنانش که استیت دیپارتمان
را سرخ های کمونیست خورده اند درست بود و از همان زمان
این نهاد دست استالین بوده است وخوب کان سی کوئنس همیشه
شکستن ( قانون ) بوده است
استالین قانون شکن است و برایش هیچ قانونی الا رسیدن به هدف
معنا ندارد از هر راهی که بشود حتی خیانت و جاسوسی برای
بیگانگان و به زمین زدن کشورهای مادری
آری استیت دیپارتمان دست سرخان و یوسف استالین است
به دلیل ساده و قابل فهم
سرخان هرگز هرگز هرگز طعمه و فرصتی را که دارند
ول نمیکنند و مانند زالوئی خون آشام به آن می چسبند و
برای همین همه کل نهاد را عین خودشان فاسد و قانون
شکن و خائن میکنند
من در خلوت خودم نامشان را زالوان خون آشام نهاده ام
زیرا هستند
سرخان اکنون کشور ایران را که روزگاری برای خودش
کشوری کوچک و بی آزار و مهربان بود و با همه رابطه
خوب داشت در چنگال سرخ خود گرفته اند و به هیچ قیمتی
حاضر نیستند ول کنند زیرا زالو هستند و خون میمکند
و شکمشان گنده میشود
به شما از سرخ کردن کل جهان با کمک مسلمانان حق مسلمی
شده گفته بودم
و از هسته های کمونیستی ان جی او های طاق و جفت حقوق
بشر و زنان و گیان و محیط زیست و ارگانیک و سبز ریدن
کاشته در همه کشورها گفته بودم
و از نابود کردن ارتش های کلاسیک قدیمی گفته بودم
و از میلیشا - نظامی کردن جامعه گفته بودم
و از هزار چیز دیگر منجمله بهارهای ساختگی عربی
و به مردم اروپا و حتی خود روسیه هم اخطار داده بودم
امروز میخواهم لایه ای دیگر از ماجرا را برایتان کنار بزنم
روسیه و اقمارش با بیلدربرگی ها یک اختلاف بزرگ یافته اند
که چون همگی از بدن بهم چسبیده اند هیچ تکانی نمیتوانند
بخورند
چه شکل ؟
ما میدانیم که این پنج و یک و شش و دو و هفت و سه و باقی
گرد هم آئی ها به معنای گلوبالیزم است و اکنون جهان ما
گلوبالی میباشد
یعنی سران همه کشورهای جهان گلوبال هستند و به انتر ناسیونال
کمونیستی که اکنون نامش را گلوبالیزم نهاده اند تبدیل بدون اطلاع
گوسفندان طویله شده ایم
حال نگاه میکنیم که این سران حتما این گلوبالیزم را قبول کرده
بوده اند ولی اکنون اختلاف بینشان رخ داده و هی رو به هم کف
بیرون می ریزند
من شما مردم را از هر دو گروه کنار کشیده ام و نامش را گلوبالهای شرقی
و گلوبالهای غربی نهادم
که ما با هر دو میجنگیم پریود
چرا ؟
زیرا گلوبال های شرقی گلوبالیزم را قبول دارند ولی اینترونشنیزم پیشوایان
را قبول ندارند
و خوب گلوبالیزم غربی هم گلوبالیست است هم اینترونشنیست مگر نه ؟
حالا روشن شد چرا من جبهه خودمان (( آزادی خواهان )) را از
هر دو گروه جدا کردم
گلوبال های شرقی به ما میگویند نیمی از مسخره بازی سیرک را قبول
کنید نیمی را
بجنگید و قبول نکنید بس که ولادی دو بولبا ما مردم را گوسفند و خر
طویله می بینید
گلوبال های غربی میگویند مجاز و میتریکسی که ما ساخته ایم واقعیت
است وباچوب و چماق و قمه و ساطور به شما گوسفندان فرو خواهیم
کرد
حالا این با شماست که ترازوی شرق و غرب را شکسته
و فکر خود را رها و آزاد کنید و از هیچ یک نترسید و
کمر به نابودی هر دو مارببندید
مار تفکر ولادی دو بولبا که اکنون خود را نایس و گودگای
جا میزند
همان بیماری های استالین است انحصار طلب
و همه چیز دان و پیشوا
دولتمرد و دولتزنی که خودش را و وظیفه اش را موقت میداند
و برای خدمتی کوتاه به حضور مردم آمده است لایق و شایسته
نوکری مردم است
نه کسانی که تخت سلطنت برای خود و هفت جدشان میسازند
بعد از یکصد و پانزده سال تاخیر وریختن خون مردم
هنوز هیچ گروهی حاضر نیست ما را رها کند تا خودمان خودمان را اداره کنیم
چون ما را مخبث و کودک میشمارند
زنجیرها را هر شکل شده میخواهند نگه دارند
همگی را مانند جانوارانی درنده می بینم که زیر لایم لایت ها
تلاش های حیوانی میکنند تا مردم بیشتری را بکشند و تجاوز
کنند و نابود کنند
از شرق تا غرب از شمال تا جنوب زیرا روی ابری نشسته ام و
واید انگل می بینم
باقی بقایتان
نانا زولا
دیگر وقتش است که کنار آتش بیائید و یاران و شراب های
خود را هم بیاورید و سر بر شانه های هم مهربانانه نهاده
و به سخنان مادر گوش کنید گنده بگ های غول بیابانی
ورپریده فضول
جانم برایتان بگوید که هیلاری در کوزه افتاد به به یام یام
ولی مساله فقط گه کاری های او نیست بلکه همین اکنون
یبوست دراز بد بو جان کری مشغول همان کارها است
و بیچاره بدبخت مک کارتی راست میگفت
هرکه بود و نبود این سخنانش که استیت دیپارتمان
را سرخ های کمونیست خورده اند درست بود و از همان زمان
این نهاد دست استالین بوده است وخوب کان سی کوئنس همیشه
شکستن ( قانون ) بوده است
استالین قانون شکن است و برایش هیچ قانونی الا رسیدن به هدف
معنا ندارد از هر راهی که بشود حتی خیانت و جاسوسی برای
بیگانگان و به زمین زدن کشورهای مادری
آری استیت دیپارتمان دست سرخان و یوسف استالین است
به دلیل ساده و قابل فهم
سرخان هرگز هرگز هرگز طعمه و فرصتی را که دارند
ول نمیکنند و مانند زالوئی خون آشام به آن می چسبند و
برای همین همه کل نهاد را عین خودشان فاسد و قانون
شکن و خائن میکنند
من در خلوت خودم نامشان را زالوان خون آشام نهاده ام
زیرا هستند
سرخان اکنون کشور ایران را که روزگاری برای خودش
کشوری کوچک و بی آزار و مهربان بود و با همه رابطه
خوب داشت در چنگال سرخ خود گرفته اند و به هیچ قیمتی
حاضر نیستند ول کنند زیرا زالو هستند و خون میمکند
و شکمشان گنده میشود
به شما از سرخ کردن کل جهان با کمک مسلمانان حق مسلمی
شده گفته بودم
و از هسته های کمونیستی ان جی او های طاق و جفت حقوق
بشر و زنان و گیان و محیط زیست و ارگانیک و سبز ریدن
کاشته در همه کشورها گفته بودم
و از نابود کردن ارتش های کلاسیک قدیمی گفته بودم
و از میلیشا - نظامی کردن جامعه گفته بودم
و از هزار چیز دیگر منجمله بهارهای ساختگی عربی
و به مردم اروپا و حتی خود روسیه هم اخطار داده بودم
امروز میخواهم لایه ای دیگر از ماجرا را برایتان کنار بزنم
روسیه و اقمارش با بیلدربرگی ها یک اختلاف بزرگ یافته اند
که چون همگی از بدن بهم چسبیده اند هیچ تکانی نمیتوانند
بخورند
چه شکل ؟
ما میدانیم که این پنج و یک و شش و دو و هفت و سه و باقی
گرد هم آئی ها به معنای گلوبالیزم است و اکنون جهان ما
گلوبالی میباشد
یعنی سران همه کشورهای جهان گلوبال هستند و به انتر ناسیونال
کمونیستی که اکنون نامش را گلوبالیزم نهاده اند تبدیل بدون اطلاع
گوسفندان طویله شده ایم
حال نگاه میکنیم که این سران حتما این گلوبالیزم را قبول کرده
بوده اند ولی اکنون اختلاف بینشان رخ داده و هی رو به هم کف
بیرون می ریزند
من شما مردم را از هر دو گروه کنار کشیده ام و نامش را گلوبالهای شرقی
و گلوبالهای غربی نهادم
که ما با هر دو میجنگیم پریود
چرا ؟
زیرا گلوبال های شرقی گلوبالیزم را قبول دارند ولی اینترونشنیزم پیشوایان
را قبول ندارند
و خوب گلوبالیزم غربی هم گلوبالیست است هم اینترونشنیست مگر نه ؟
حالا روشن شد چرا من جبهه خودمان (( آزادی خواهان )) را از
هر دو گروه جدا کردم
گلوبال های شرقی به ما میگویند نیمی از مسخره بازی سیرک را قبول
کنید نیمی را
بجنگید و قبول نکنید بس که ولادی دو بولبا ما مردم را گوسفند و خر
طویله می بینید
گلوبال های غربی میگویند مجاز و میتریکسی که ما ساخته ایم واقعیت
است وباچوب و چماق و قمه و ساطور به شما گوسفندان فرو خواهیم
کرد
حالا این با شماست که ترازوی شرق و غرب را شکسته
و فکر خود را رها و آزاد کنید و از هیچ یک نترسید و
کمر به نابودی هر دو مارببندید
مار تفکر ولادی دو بولبا که اکنون خود را نایس و گودگای
جا میزند
همان بیماری های استالین است انحصار طلب
و همه چیز دان و پیشوا
دولتمرد و دولتزنی که خودش را و وظیفه اش را موقت میداند
و برای خدمتی کوتاه به حضور مردم آمده است لایق و شایسته
نوکری مردم است
نه کسانی که تخت سلطنت برای خود و هفت جدشان میسازند
بعد از یکصد و پانزده سال تاخیر وریختن خون مردم
هنوز هیچ گروهی حاضر نیست ما را رها کند تا خودمان خودمان را اداره کنیم
چون ما را مخبث و کودک میشمارند
زنجیرها را هر شکل شده میخواهند نگه دارند
همگی را مانند جانوارانی درنده می بینم که زیر لایم لایت ها
تلاش های حیوانی میکنند تا مردم بیشتری را بکشند و تجاوز
کنند و نابود کنند
از شرق تا غرب از شمال تا جنوب زیرا روی ابری نشسته ام و
واید انگل می بینم
باقی بقایتان
نانا زولا

No comments:
Post a Comment