Saturday, January 16, 2016

ز دلبری نتوان لاف زد بآسانی

هزار نکته درین کار هست تا دانی

بجز شکر دهنی مایهاست خوبی را
بخاتمی نتوان زد دم سلیمانی

هزار سلطنت دلبری بدان نرسد
که در دلی بهنر خویش را بگنجانی

چه گردها که بر انگیختی ز هستی من
مباد خسته سمندت که تیز میرانی

بهم نشینی رندان سری فرود آور
که گنجهاست درین بی سری و سامانی

بیار باده که یک حکایت راست
بگویم و نکنم رخنه در مسلمانی

بخاک پای صبوحی کنان که تا من مست
ستاده بر در میخانه ام بدربانی

بهیچ زاهد ظاهر پرست نگذشتم
که زیر خرقه نه زنار داشت پنهانی


حافظ


No comments: