Friday, January 22, 2016


نامه سرگشاده به استیون بالدوین


It echoed loudly within him because he was hollow at the core.
 Joseph Conrad


عرضم به خدمت شما برساند که دو سه شب قبل فیلمی از
شما را در یو تیوب دیدم که در جمعی از جوانان در کنسرتی
بودی و روی صحنه رفته و سخنانی گفتی که بر من مادر
بشریت پاسخ به شما از وظایف بر دوش خود نهاده ام است
بس که بیکارم و حوصله ام سررفته است



گفتی در هالیود و میان شیطان پرستان آرامش
می یابی زیرا تمامی باندیج های گناه را دور ریخته
و رها میشوی


وا وی لا .........مگر تو مارکی دو ساد هستی که میخواهی
مفهوم گناه را از خودت دور کنی یا چنگیز خان و تیمور
مغول یا همین محمد اسلام ؟


شما بس که الاغ هستید و قصد فریب جوانان را با
لذت های جنسی و جسمی دارید (( گناه )) را عملی
فقط در رابطه جنسی می بینید که حتی دو قاطر
زخمی نر و ماده هم قادر به این فانکشن بدوی هستند
پریود

گناه و احساس گناه معنائی بی نهایت وسیع تر از دو کرم
که روی همه افتاده اند دارد


احساس گناه یعنی داشتن وجدان مگر الکی است ! البته
که در شما چیزی به نام وجدان مرده است برای همین
هرگز از لذت های خودتان لذت کافی نبرده دنبال بیشتر
و بیشتر و بیشتر هستید تا کارتان به کشتن نوزادان
و سر کشیدن خونشان و خوردن گشت بدنشان رسیده
است
کتمان نمیتوانی بکنی که مرکز و پایگاه شیطان پرستی
زدودن احساس گناه در شما هالیوود است مگر نه ؟



بعله ...احساس گناه را شما هرگز نمیتوانید تجربه کنید
احساس گناه یعنی من دلم به بچه های کوچولوی نادیده
که شما قربانی لذت های شیطانی بدون احساس گناه
خود میکنید ...بد جوری بسوزد وخودم را به عنوان
یک انسان سرزنش کنم که در قرن بیست و یکم شاهد
دوره نرون و کالیگولا که همه کاری مجاز بود البته
فقط برای برده داران بیفتم و مصمم تر برای نابودی
شما بکوشم


برو بدون احساس گناه کمی دیگر لذت ببردست مفیستو
پشت و پناهت برادر


نانا زولا

No comments: