به نام آزادی و آزادگان
با درودهای گرم بر تک تک سپیدان فخر بشری
امروزخیال دارم قصه ای تلخ را برایتان بگویم
پس لازم است که دقت کنید زیرا تراژدی - کمدی
میباشد
هنگامی که مایو تسه تونگ در کشور چین
انقلاب یک کمی از این و یک کمی از اون یکی
کرد
یعنی انقلابیون دهاتیش (نیمی دهات ) و انقلاب
فرهنگیش ( نیمی شهر )
پدر و مادر مستر شا-شو
ریاست نامحترم طمعکار عقده ای کنونی چین او را
زیر بغل زده مانند یک هندوانه گرد و قلمبه و عازم
امریکا ( که برایشان بهشت بود و امپریالیزم خون آشام
نبود )رفتند و پدر و مادرش فوری یک رستوران
چاینیز فودباز کردند و شروع به دادن گوشت
سگ و گربه ها به مشتریان کردند
میگفتندگاهی که پیش خدمتی عملی
زشت میکرد او را به زیر زمین برده
عین یک گوسفند ذبحش کرده و به مشتری
میفروختند
همیشه پدر و مادرش از او میپرسیدند
دوست داری در این سرزمین فرصت ها
چکاره شوی و او هم میگفت میخواهم
هنرمند شوم
مادرش که بین سه نفر عاقلتر بود گفت
بابا هنرمند باید در چیزی استعداد فوق العاده
داشته باشد تا بهش بگویند هنر...مند
و مستر شا - شو را سخت نا امید میکرد تا
زمانی که شش ماهی رفت و از او خبری نشد
و بعد از شش ماه نامه ای از لاس وگاس
دریافت کردند با یک عکس که عین جاکشان
روی مبلی بزرگ نشسته بود و خود را به رخ
نه نه بابایش میکشید
والدینش یک هفته ای رستوران سگ و گربه
وگاهی انسان خوری را بسته عازم لاس وگاس
شدند
و واوی لا که هر دو به سر کوبیدند و
او را که روی صندلی جاکشی اش نشسته
بود با توسری و اردنگی پاُیین کشیده که ناگهان
صدای جیغ ترسناک یکی از زنان استریپر که
مشغول استریپ تیز بود بلند شد که میکروفون
را زمین نهاده و همانشکل جیغ زنان به سراغ
والدین مستر شا- شورفت و آنان را با کتک
از جاکش محترمش که مستر شا- شو بود
جدا کرد
مادرش هنگامی که میرفت رو به هر دو کرد
با مشت به سینه اش کوبید و گفت
شما دو نفر از کل حزب فاسدتر هستید
بهتر است به چاینا رفته و کل چاینا را
تبدیل به هورهاوس کنید
مستر شا - شو فوری با استریپر ازدواج
و عازم چین شدند
وزان پس چین مرکز همه فسادها و بی عدالتی ها
وخودی بیخودی کردن ها شد
واکنون اوباش جاهل مسلک و فواحش
کهنه کار اداره اش میکنند
پروردگارا..........ملت نور اندینگ چین
را از شر این کثافات پست فطرت بی وجدان
رها کن
همگی بگید.....آمین
نانا زولا

No comments:
Post a Comment