Thursday, December 21, 2023

جهانی نوین 



Confusion heard his voice, and wild uproar Stood ruled, stood vast infinitude confined; Till at his second bidding darkness fled, Light shone, and order from disorder sprung.

John Milton

برنی سندرز عنصر فعال کمونیست که در جوانی مانند هیلاری و بیل و امثالهم فعال
سیاست بوده اند و همین گلوبالیست های کنونی که به کعبه آمال خود رسیده اند 
اکنون
پیر زن و پیر مرد شده  خاُین بی مردم بی وطن ( گلوبالیست )هستند و خیال
و تصور و توهم میکنند که در آستانه دفن همیشگی ایده یولوژی ارتجاعی ضد مردمی
تازه زنده و سر حال شده اند 
البته با کلاه برداری از مردم و نگفتن حقیقت برای 
تغییر به این بزرگی یعنی تغییر کمونیستی !!!!!!از مردم پنهان نگه داشته شده و در
اطاق های درب بسته تصمیم گرفتن برای میلیاردها انسان بی خودی خس و خاشاکی 
در سراسر جهان 

 humanitaria  disaster in Gaza

 

جناب آقای برنی ساندرز عقب مانده از زمان و مکان 
چنان غرق در توهمات خود هستی , مانند باقی کامرادان 
که میخواهی شکست مفتضحانه خود را پیروزی 
انگاشته و بر خود وظیفه این را دیده ای که برای مشتی
تروریست و تروریست پرور 
دلسوزی

و اما بروم بر سر بلینکن خاُین لایق دستگیری و محاکمه آزاد باوکیل و مجازات برای خیانت به سیصد میلیون 
ملت امریکا است 
ایشان از راشا اگرشن میگوید انگاری به خودش در آینه نگاه نکرده و از بی آبروُیی و ماده پرستی خودش 
و یاران ( یکی از یکی ثروتمند ترش )پاک و منزه هستند ها ها ها ها ها 

و اما بروم بر سر دلسوزی این پیر مرد خرفت برای مشتی 
تروریست و تروریست پرور 
سُوالی از شخص برنی میپرسم منتظرپاسخ هم نیستم

آیا به نظر تو وضع سوریه کنونی بهتر از زمان قبل
از گلوبالیزم است  ؟
سوریه کنونی کشور نومن لند است که در آن همه تروریست ها 
لانه ای برای خود ساخته اند و مشغول تروریست بازی به حساب 
مردم سوریه هستند
 
من به چنین وضعی گفته ام قهوه خانه ترانزیت 
مانند ایران - عراق - لبنان - افغانستان - و تمامی کشورهاُيی که
تعمدا به این روز افتاده اند  
حال من به برنی ساندرز میگویم که به دلیل ( نو من لند ) بودن سوریه کنونی من
به همه کشورها و مردم جهان اعلام میکنم که ما این گروه های مفت خوری را که 
برنی سندرز برایشان دلسوزی
 را به کشور سوریه منتقل کرده نامش را
سو فستان آباد 
باقی خاک مال اسراُییل است وهیچ راهی جز این راه که من میگویم راه 
درست نیست 
این دو گروه برای پایان جنگ و مخاصمه با هم دست دوستی داده و 
به دلیل دوری فیزیکی و باقی نفرت ها هریک کار خود را بکند یعنی
ماست خود را بسازد 

حال میروم بر سر مساله ای ذهنی و روانی 

ذهن من به من میگوید که کمی در کار پروپاگانداهای باور ناکردنی این گروه 
چپ ماکیاولی و ارتباط مافیاُيی سراسر جهانی آنان با هم تحقیقات کنم 
و اکنون نتیجه را به شما میگویم 

همان گونه که قبلا به شما گفته بودم ما در امریکا صاحب یک حزب متشکل
از لیبرال دموکرات و جمهوری خواه که صد در صد با هم موافق و ضد
مردم امریکا هستند 
از نیمه به پاُیین لیبرال دموکرات ها ویروسی مخ پشگلی جا مانده در زمان و مکان 
ولی بخواهند یا نخواهند بخشی از این یک حزب هستند

ولی از نیمه به پاُیین جمهوری خواهان آزادگانی هستند که نام خود را کاکوس آزادی
نهاده اند 
در رابطه با این تحقیقات همان گونه که قبلا به آن اشاره کرده ام جای آزادی را با کلمه دموکراسی 
تعویض کردند و هی دموکراسی ما و دموکراسی آنان و صندوق رای و مدنی و مدنیت و .... پر 
کردند که مردم یادشان رفت اولین خواسته هر جامعه ای آزادی است 
یعنی لفتی های حرامزاده پیس اف شت حواس مردم را به ادغام خودشان در جوامع با شکلی که 
جین شارپ و محسن سازگارا میگفتند پرت میکردند

حال برایتان مورد دیگری میگویم که در تحقیقاتم به آن رسیدم 
زمان جوانی من ما 
فاشیست 
محافظه کار 
کمونیست 
داشتیم 
از چه زمانی ( محافظه کاران جمهوری خواه )تبدیل به راست فاشیست شدند
میشود یکی به من بگوید 
مگر نمیشود بگوُيی جمهوری خواهان خر و الاغ یا بد و زشت یا ال و بل 

ولی وقتی خودت ( چپ ) هستی بهتر است 
لکه ننگی به شکل راست و فاشیست به رقیب خود بگوُیی 
که هم بی زنس هم لذت 
 
 من از روز نخست گفته ام که دولت فدرال استالینی - مایویی امریکا دو بخش دارد یکی همین 
کامرادان و مسلمانان 
و دیگری باقی مردم با تفاوت های بزرگ و کوچک 

بخش شما آقای برنی ساندرز ........غیر ممکن است بتوانید از مجازات فریب سیصد میلیون 
ملت با شعور و آزادی خواه امریکا فرار کنید 
لو رفته اید زالوصفتی شما را نجات نخواهد داد روزی برای اوباما نوشتم که بالای تپه بودی
و دستت را به کمر زده و از پشت بام مستراح کاخ سفید گفتی حسن برود حسین برود معمر
برود زیرا بهار گه باران عربی فرا رسیده ها ها ها عجب بهاری بود ها ها ها 

چنان با لگد از بالای تپه روانه ات کردم که بهمنی از گه راه افتاد و تا رسیدن و غرق شدن
در مردابی که از جوامع بشری ساخته بودید
 جان به جان آفرین بسپارید 

دیدار در جهنم 


نانا زولا 

No comments: