Democracy and human rights......
George Soros
FARAH PAHLAVI, FORMER EMPRESS OF PERSIA , IN A COACH WITH PRINCE
شبهای شعر گوته. تاثیری که آن ده شب در رویدادهای درون کانونی برجای گذاشت.
در مورد اول نیاز به توضیح چندانی نیست. کانون نویسندگان توانست گروه بزرگی از مردم را زیر چتر مبارزه با سانسور گرد هم آورد، و این گردهمایی – که ده شب و ده روز بطول انجامید – اگرچه خالی از مخاطرات نبود، اما از جهاتی امیدوار کننده بود. تمرینی بود برای دمکراسی. هرچند که سرانجام خوشی نداشت.
از آن پس نیز کانون و کانونیان، بخصوص به دعوت دانشجویان دانشگاه های مختلف، به شکل فردی و گروهی در تظاهرات علنی و غیر علنی روشنفکری و دانشجویی شرکت داشتند.
شبهای شعر سال ۵۶ مهمترین فصل فعالیتهای کانون نویسندگان است. در واقع تاریخ کانون را می توان به دو فصل پیش و پس از آن شبها تقسیم کرد. تا آن زمان کانون جایگاه اجتماعی محدودی داشت. هنوز حتی برای بخش بزرگی از دانشجویان ناشناخته بود.
و اما در مورد دوم می توان گفت که در سال ۵۶، کانون دوره جدید فعالیتهایش را پس از سالها رکود و سکوت در یک محفل دربسته آغاز کرد.
پس از برگزاری شبها اما کانون در روند درگیری های سیاسی حوادثی را پشت سر گذاشت، که در مجموع به زیان اهل قلم بود. در آن شرایط که فعالیتهای سیاسی هنوز محدود بود، و احزاب و سازمانها فعالیت علنی نداشتند، کانون تبدیل به پاتوق کسانی شد، که بسیاری از آن ها کاری به هنر و ادبیات نداشتند، و صرفا بخاطر برخی مقاصد سیاسی به کانون رفت و آمد می کردند.
حتی برخی از اعضای جدید کانون یک مقاله هم ننوشته بودند. با فرا رسیدن انقلاب، متناسب با اوجگیری شور و هیجانهای انقلابی، روز به روز بر وزن کیفی و کمی این گروه در کانون افزوده شد. از طرفداران حزب توده ایران گرفته تا دیگر نیروهای سیاسی.
از آن پس دغدغه «اهل قلم» مبارزه با سانسور نبود، بلکه متناسب با دیدگاه های سیاسی متفاوت صف بندی در برابر یکدیگر بود. نتیجه را هم همه می دانند.
جامعه در تب تسویه و تصفیه حساب می سوخت. کانون نیز جدا از آن «قانونمندی» نبود. تب تسویه در کانون آنچنان بالا گرفته بود، که حتی تصور نشستن پای میز و گفت و گو برای حل دشواری هایی که پیش می آمد و روز به روز بیشتر می شد، غیر ممکن می کرد.
چگونگی شکل گیری و برگزاری «شبها»:
در آن سالها کانون نویسندگان نمی توانست فعالیت علنی داشته باشد. تازه پس از سالها سکوت و «آسه برو آسه بیا...» اساتید گرامی در ساختمانی واقع در خیابان خردمند شمالی، که آقای مقدم مراغه ای در اختیارشان گذاشته بود، گاهی گرد هم می آمدند و با هم گپی می زدند.
در واقع – چنان که پیش از این اشاره کردم - کانون محفل دربسته ای بود که جمع اضدادی از روشنفکران اهل قلم- اغلب توده ای و نیروی سومی - پس از بگیر و ببندهایی که در دوره نخست فعالیت کانون در نیمه دوم دهه چهل پیش آمده بود، باردیگر گرد هم آمده بودند و گاهی بر سر اساسنامه کانون و گاهی بر سر نوشتن یک بیانیه و اعلامیه بحث و گفت و گو می کردند.
روزی در تابستان آن سال در انستیتو گوته به من پیشنهاد شد که در برگزاری شب شعری برای آن سال کمکشان کنم. قبول کردم. بعد از چند روز برنامه ای را پیش رویشان گذاشتم، که پیش از همه موجب شگفتی هانس بکر، رییس انستیتو گوته شد.
این در حالی بود که کانون نویسندگان اجازه فعالیت علنی نداشت. در این میانه اسلام کاظمیه راه گشا شد، و با هم به حضور هیئت دبیران کانون رفتیم. در آنجا نیز با شگفتی دیگری روبرو شدم.
م. الف به آذین- دبیر وقت کانون – به چشم یک مظنون به من نگاه کرد، و در چند باری که پیش از برگزاری شبها با او روبرو شدم، نمی توانست شک و شبهه خود را پنهان کند.
این خواست من هم بود، اما دست سانسورچی ها قوی تر از آن بود، که بتوان آن را عملی کرد.
رژیم شاهنشاهی نیز همچون رژیم جمهوری اسلامی به هیچ وجه نمی خواست کانون نویسندگان ایران را به رسمیت بشناسد.
از آن پس بیش از سه ماه برای برنامه ریزی و هماهنگی و سازماندهی کارها وقت گذاشتم. اصرار من بر این بود که هر یک از آن شبها با سخنرانی یکی از نویسندگان عضو کانون آغاز شود، و پس از آن شاعران شعر بخوانند.
برای پخش پوستر ابتدا دو سه نفر از بچه های کیهان، سپس چند نفر از دانشجویان هنرهای دراماتیک دست بکار شدند. پس از آن گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران – که بعدها فهمیدم اغلب آنها از نیروهای چپ بودند – به کمک ما آمدند و کار به سامان رسید.
شبهای شعر گوته. تاثیری که آن ده شب در رویدادهای درون کانونی برجای گذاشت.
در مورد اول نیاز به توضیح چندانی نیست. کانون نویسندگان توانست گروه بزرگی از مردم را زیر چتر مبارزه با سانسور گرد هم آورد، و این گردهمایی – که ده شب و ده روز بطول انجامید – اگرچه خالی از مخاطرات نبود، اما از جهاتی امیدوار کننده بود. تمرینی بود برای دمکراسی. هرچند که سرانجام خوشی نداشت.
شبهای شعر سرفصل دورانی بود که کانون نویسندگان به عنوان یک نهاد فرهنگی پا به میدان گذاشت.
از آن پس نیز کانون و کانونیان، بخصوص به دعوت دانشجویان
دانشگاه های مختلف، به شکل فردی و گروهی در
تظاهرات علنی و غیر علنی روشنفکری و دانشجویی شرکت داشتند.
و اما در مورد دوم می توان گفت که در سال ۵۶، کانون دوره جدید فعالیتهایش را پس از سالها رکود و سکوت در یک محفل دربسته آغاز کرد.
پس از برگزاری شبها اما کانون در روند درگیری های سیاسی حوادثی را پشت سر گذاشت، که در مجموع به زیان اهل قلم بود. در آن شرایط که فعالیتهای سیاسی هنوز محدود بود، و احزاب و سازمانها فعالیت علنی نداشتند، کانون تبدیل به پاتوق کسانی شد، که بسیاری از آن ها کاری به هنر و ادبیات نداشتند، و صرفا بخاطر برخی مقاصد سیاسی به کانون رفت و آمد می کردند.حتی برخی از اعضای جدید کانون یک مقاله هم ننوشته بودند. با فرا رسیدن انقلاب، متناسب با اوجگیری شور و هیجانهای انقلابی، روز به روز بر وزن کیفی و کمی این گروه در کانون افزوده شد. از طرفداران حزب توده ایران گرفته تا دیگر نیروهای سیاسی.
دوپ
چگونگی شکل گیری و برگزاری «شبها»:
در آن سالها کانون نویسندگان نمی توانست فعالیت علنی داشته باشد. تازه پس از سالها سکوت و «آسه برو آسه بیا...» اساتید گرامی در ساختمانی واقع در خیابان خردمند شمالی، که آقای مقدم مراغه ای در اختیارشان گذاشته بود، گاهی گرد هم می آمدند و با هم گپی می زدند.
روزی در تابستان آن سال در انستیتو گوته به من پیشنهاد شد که در برگزاری شب شعری برای آن سال کمکشان کنم. قبول کردم. بعد از چند روز برنامه ای را پیش رویشان گذاشتم، که پیش از همه موجب شگفتی هانس بکر، رییس انستیتو گوته شد.
سرانجام پس از موافقت انستیتو گوته، پیش از همه به سراغ دوستانم جواد طالعی و علی امینی نجفی در کیهان رفتم و با آن ها مشورت کردم. در نهایت به این نتیجه رسیدیم که باید با کانون تماس بگیریم.
این در حالی بود که کانون نویسندگان اجازه فعالیت علنی نداشت. در این میانه اسلام کاظمیه راه گشا شد، و با هم به حضور هیئت دبیران کانون رفتیم. در آنجا نیز با شگفتی دیگری روبرو شدم.م. الف به آذین- دبیر وقت کانون – به چشم یک مظنون به من نگاه کرد، و در چند باری که پیش از برگزاری شبها با او روبرو شدم، نمی توانست شک و شبهه خود را پنهان کناو خواستهایی را مطرح کرد، که انجام آنها تنها از یک مامور اطلاعاتی دوجانبه ساخته بود. مثلا اصرار داشت که حتما باید نام کانون نویسندگان ایران با حروف درشت روی پوستر شبها بیاید.
No comments:
Post a Comment