Saturday, October 15, 2005

رمزي بين من و دوستان نيک سرشتم !!!!!!


دوستان عزيزم خبر مهمي براي شما دارم .
تصميم گرفتم زين پس عفت کلام را رعايت کرده و به تمامي
کساني که تا حال ميگفتم مادر جنده زين پس بگويم مادر جي جي !!!!!!
و زين پس با اين روش جديد تقاضا مندم که با دقت کافي به تعداد
جي ها توجه کافي و وافي بنمائيد که تصميم دارم براي مادر جندگي
مادر جنده ها!!!!!!!! به آنان با جي ...دنباله و تعداد آن نمره دهم تا با
رمز !!! و راز!!!!! به شما برسانم که کدام يک مادرجنده تر !!! هستند .نانا
اخ تف باران رحمت !!!!!!!!!

به ..به ..به ..به ...سوفياي فرمانيه اي !!!!! مانند گوينده يک کلاب
استريب تيز !!!!!! که در حقيقت جنده خانه اي بيش نيست !!!!!! که
نام کلاب استريپ تيز را براي رد گم کردن !!!! روي خودش گذاشته
رفته سر سن !!!!!!!! و با نثري کاباره اي( البته کاباره هاي اسلامي )
اعلام کرده که :

اميد ميلاني اخ تفي !!!! اکنون روي صحنه ميايد و مانند شلنگ !!!!!
همه شما را با اخ تف هاي چون اسپرم خود اخ تف باران ميکند !!!!!!
و براي تکميل اين صحنه خنده دار !!!!!!! اضافه کرده که :
اين اخ تف باران !!! به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان است !!!!!!!! نانا
گوژپشت نتردام !!!!!!!!!


خوبه والله ....... براي يارو با يکي از هزاران فکت و فيگور !!!!! نشون
ميدم که اين حزبي که بهش اعتقاد داري !!!!! خيلي سال قبل از انقلاب
اسلامي مردم فروشي رو شروع کرده بود و هنوزم داره ادامه ميده !!!!!

بجاي جواب ميگه :
- تو جينالولو بريجيدائي !!!! و من آنتوني کوئين !!!!!!!!!!! نانا

Friday, October 14, 2005

مردم فروشي !!!!!!


هي ......زيستن توده اي !!!!!! گوش کن ببين چي ميگم ؟

پسر عمه اي داشتم ( و متاسفانه هنوز هم دارم !!!!!) که از اعضاي
اصلي حزب توده ايران در آلمان در دوره شاه بود .
اين که ميگم از اعضاي اصلي به اين معني که ماهي يکبار از برلن غربي
به برلن شرقي رفته و با ايرج اسکندري ملاقات حضوري داشت !!!!!!!
پس از رفتن شاه به ايران آمد ولي سالها بود که من با او کاري نداشتم
و ناديده اش ميگرفتم !!!!!!!

روزي که اگر خاطرت نيست و کوچک بودي !!!!! من خاطرت مياورم!!! که
اتحاديه کمونيست ها که به آنها خط ۳ هم ميگفتند جزوه اي منتشر
کردند که در آن نام تمامي عوامل ساواک در خارج از ايران بود !!!! من در
صفحه چهار يا پنج نام اين پسر عمه مادر جنده خود را ديدم !!!!!!!!

کاملا خاطرم هست که ساعت نه شب بود با همان لباس راحت خانه اي
که تنم بود به پشت فرمان پريده و به در خانه عمه خود رفته و به درون
رفتم او را يافته و جزوه را به صورت او کوبيده و گفتم :
- نام تو اينجا چه ميکند ؟
در پاسخم گفت :
- آري من سالها جاسوس حزب توده در ساواک بودم!!!!!!! ما براي حزب
همه کار ميکنيم !!!!!!!!!

ميداني به او چه گفتم ؟
به او گفتم :
- فقط به من يک سئوال را پاسخ بده ؟ خوب اگر تو مامور حزب توده در
ساواک بودي قاعدتا بچه هاي فعال توده اي !!!! کنفدراسيون دانشجوئي
را که لو نميدادي !!!!!!!! مگر نه ؟
پس چه ميکردي براي اين که ساواک به تو اعتماد کند ؟ قطعا و بدون
ذره اي ترديد بچه هاي مائوئيست فعال و يا جبهه ملي فعال و يا بگير
و بروي فعال غير توده اي ها را لو ميدادي !!!!!!!!!!!!!!!!!

هي .......زيستن اين ماجرا و اين منطق ..... چيزي نيست که بتواني
هيچ گونه توجيهي براي آن بياوري نام اين کار در هر فرهنگي ميداني
چيست ؟
اگر نميداني بدان .....نامش مردم فروشي است و بس !!!!!!!
برو به سلامت ................نانا
لکاته و پورنوگرافي

و اما سهميه مهشيد راستي دندان طلاي وبلاگستان را تا فراموش
نکرده ام بنويسم !!!!! تا خداي ناکرده فکر نکند که دست از سر
لکاته اش برداشته ام !!!!!!!!!

در حالي که لينکي که راجع به تجاوز به بچه هاي کوچک ايراني که
براي شما گذاردم از جائي به نام استکهلميان است !!!!! در همان
استکهلم !!!!!! رجاله اي به نام مهشيد راستي در وبلاگش
نوشته :

((مرد گفت : پرنوگرافی ابدا ضد زن نیست . زنان هم از پرنوگرافی
استفاده میکنند . مخالفت با پرنوگرافی احمقانه است. ))


و به عنوان فاحشه کهنه کار شهر نوي تهران که اينک بازنشسته
گشته و نماينده فرهنگي رژيم اسلامي گرديده !!!!!! براي معطوف
کردن حواس ما ايرانيان !!!!! به جاي ديگر !!!!! و از زير ضربه خارج
کردن رژيم به مبحث پورنوگرافي که آخرين مبحث جدي موجود در
جهان براي ما ايرانيان است پرداخته !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا
با درود به دوستان عزيزم

متاسفم که با لينکي که گذاردم شما انسانهاي پاک سرشت
و با وجدان خواننده را متاثر کردم
فجايع و جنايات اين رژيم بسيار بيش از آن که مستقيم باشد به
شکل غير مستقيم بوده و خواهد بود تا زماني که ايرانيان به خود
آمده و با خروشي سهمگين به بساط اين جانيان يورش برده و
خانه حکومت را بر سرشان خراب کنند .

تنها تصور اين که بخش عظيمي از نسل فرداي اين سرزمين را از
سنين کوچکي چنان زخمي به جسم و روحشان با اين گونه تعرض
ميزنند که تا لحظه مرگ از آنان موجودي مريض و رواني ميسازد
براي بعدي از ابعاد اين فاجعه از زياد هم زياد تر است .
تصورش را بکنيد که متجاوزان به اين کودکان احتمالا خود هم در سن
آنان مورد تعرض قرار گرفته و به نحوست رژيم جانيان اسلامي و
گسترش فقر و بي عدالتي توسط اين جانيان نسل در نسل يک
ملت را از انسان تبديل به موجودي پر از عقده و کينه و دفورمه
ساخته اند .

براي ما ايرانيان مطلقا راهي باقي نمانده جز تلاش شبانه روزي و
سازمان دهي براي سرنگون کردن اين جانيان آدمکش . نانا

Thursday, October 13, 2005



بريد اينجا


بچه ها اين لينکي که براتون گذاشتم مطلب دلخراشي بود که از لحظه اي
که خوانده ام به مرگ مادرم قادر به جلوگيري از عربده و گريه هاي وحشتناک
خود نيستم .
به تمامي پاکي هاي عالم تنها مرگ ميخواهم و بس
بخوانيد ببينيد ما چه بدبختيم و چه داره بر سر بچه هاي معصوم ما مياد
مرگ و نفرت ابدي بر اين رژيم جاني و بس .....نانا
CONFORMIST

در سال ۱۹۷۰ برناردو برتولوچي کارگردان ايتاليائي از روي رمان
آلبرتو موراويا فيلمي ساخت به نام کنفورميست ( کساني که
خود را همرنگ جمع ميکنند ) .
اين فيلم از نظر تصاوير سينمائي ارضا کننده ترين فيلم برتولوچي
است .
بسيار از منقدين شفافيت ايده ئولوژيکي فيلم را زير سئوال بردند
داستان از زبان راوي همه چيز داني !!! بازگو ميشود و ماجراي
مرديست که هنگامي که پسر بچه اي بيش نبوده به دنبال ديدن
صحنه اي از عشق بازي والدينش به برخوردي همجنس گرايانه
کشيده شده و به دنبال آن در جستجوي بي پايان و بي اختيار براي
هم رنگ جماعت شدن و نرمال بودن به پيوستن به حزب فاشيست
کشيده ميشود .
فيلم کنفورميست جداي از اهميتش در بين کارهاي برتولوچي بريدن
کامل اوست از سينماي غير تجاري گدار .
برتولوچي اقرار کرده که در اين فيلم تاثير بسياري از شيوه هاي
استرنبرگ و اورسن ولز گرفته است .

داستان فيلم را تنها زماني که تا پايان با دقت ببينيد قابل توضيح است
زيرا در آن فلاش بک و فلاش بک در فلاش بک بسياري بکار رفته است.
کل فيلم با جابجائي - حدس و گمان - تکرار
کانسپتي است از فرويد که به آن - عمل نا آشکار رويا - ميگويند .

مارچلو کلوريچي شخصيت اصلي فيلم سفر ماه عسل خود از رم به
پاريس با زن جديدش را پوششي مينمايد براي ماموريتي سياسي
در خدمت حزب فاشيست .
در اين ماموريت وظيفه او حذف فيزيکي يک مزاحم ضد فاشيست
ايتاليائي به نام کوادري است که اکنون پناهنده اي سياسي در پاريس
است و استاد فلسفه دانشگاه ميباشد .
در راه اين ماموريت او با مامور ويژه رابط فاشيست ها با خودش به نام
مانجلينو و زن لزبين
آن استاد فلسفه برخوردي دارد که اين زن به او اجازه لاس زدن با
خود را ميدهد با نيت نزديکي به تازه عروس او .
داستان به يک سري فلاش بک پيچيده به لحظه اي که مارچلو و مانجلينو
استاد فلسفه ضد فاشيست را به داخل جنگلي تاريک تعقيب ميکنند که
او را بکشند شروع ميشود .
سپس حرکت فيلم به عقب بازگشته و به سال۱۹۳۸ و زماني که مارچلو
در جستجوي کامفورميتي و نرماليتي است و نتيجه آن که به پيوستن او
به حزب فاشيست مي انجامد باز ميگردد.
برخوردهاي او در اين مقطع به ترتيب
ازدواج او
سکس همجنس گرايانه او با شوفري به نام لينو
و ملاقات او با قربانيش يعني پرفسور فلسفه در پاريس هستند

اوج فيلم با کشتن پروفسور و زن او در اکتبر و پايان در سال ۱۹۴۳ و زماني
است که فاشيزم سقوط ميکند .
با اين گونه بازي با زمان برتولوچي به صورت بي مانندي در تله افتادن مارچلو
را در گذشته به بيننده منتقل ميکند .
جدا از فيلم-موراويا در کتاب جستجوي مداوم مارچلو را براي يافتن فيگور
پدر - اتوريته که هم ستايش ميکند و هم ميل به از بين بردنش را دارد
تصوير ميکند .
در فلاش بک شروع فيلم دوست کور مارچلو به نام مونتاناري که گوينده
تبليغي راديو براي تجليل از فاشيزم بوده به موسوليني ( سيماي پروس)
و هيتلر ( سيماي لاتين ) اشاره ميکند و بعدتر هنگامي که فاشيزم سقوط
ميکند مارچلو اين مبلغ را به مردم خشمگين ضد فاشيست لو ميدهد.
يکي ديگر از نمايندگان فيگور پدر - اتوريته در فيلم وزيري فاشيست است که
برخوردهاي مارچلو با او همواره در راهرو ها و اطاق هائي است که پنجره ها
ميله هاي آهني دارند و اين نماد تله اي است که مارچلو در آن گرفتار است .

به هر حال احساسي که مارچلو نسبت به استاد فلسفه اي که قصد
کشتنش را دارد همان احساس به فيگور پدر - اتوريته است که برتولوچي با
طنزي خاص در اين فيلم هنگامي که آدرس اين پروفسور را ميدهد آدرس :
شماره ۱۷ خيابان سن ژاک !!! است که در سال ۱۹۷۰آدرس واقعي گدار در
پاريس بوده .
برتولوچي راجع به اين طنز گفته :

- فيلم کنفورميست داستان من است با گدار ... با گذاردن آدرس و شماره
تلفن واقعي گدار در اين فيلم من دست به يک شوخي زدم ولي واقعيت
اين است که بعد تر به خود گفتم خوب شايد اين يک تصادفي بود که در خود
معنائي را نهفته داشت به اين شکل که من مارچلو هستم و فيلمي
فاشيستي ميسازم و ميخواهم گدار را بکشم زيرا او يک انقلابي است که
فيلم هاي انقلابي ميسازد و همچنين استاد من هم بوده !!!!!!!! نانا
جلو گيري از مرگ مردم !!!!!!!


با دلي سرشار از غم و چشماني اشک بار و دماغي به دليل
گريه سرشار از ان دماغ !!!!!!!
به استحضار دوستان عزيزم ميرسانم :
تمامي سوانح طبيعي اين اواخر از جمله سيل - زلزله - طوفان
دريائي تنها و تنها يک علت داشته که آن هم اعلام شد .
مهشيد راستي مادر جنده دندان طلاي مزدور رژيم جانيان اسلامي
بالاخره اقرار کرد که همه اينها زير سر او بوده و گفت :


(( راستش مدتي است كه در مورد فجايع طبيعي ننوشتم. ))


از تمامي وبلاگ نويسان تقاضا ميشود پتيشني در اين مورد !!!!
تهيه و امضا کنيد که به سازمان ملل بخش جغرافيا و سوانح
طبيعي بفرستيم !!!!!!!! شايد اين مادر جنده دوسه خطي بنويسد
و از مرگ ميليونها نفر در آينده جلوگيري شود ............. نانا
پرده خدائي !!!!!!!!!

از بس اين اصلاح طلبان مادرجنده !!!! راجع به پرده بکارت و بکارت بازي و
دوختن پرده بکارت و ديالوگي از اين قرار که :

- پرده بکارت زن من گل منگلي تره !!!
ـ نه خير پرده بکارت زن من را بايد با بلک اند دکر سوراخ کرد !!!!
- کجاش رو ديدي پرده بکارت زن من از مخمل نارنجيه !!!!!!
- پس خبر نداريد !!! روي پرده بکارت زن من عکس يکي از فيلم هاي ژان لوک
گدار نقاشي شده !!!!!!!!!

و ....اين قسم حرفها زدن خدا به شدت عصبي شد و حوصله اش سر رفت
و زد پرده بکارت اوزون رو پاره کرده ( با آن آلت خدائيش !!!) که بايد به شيوه
مسلمانان مادرجنده اصلاح طلب گفت - الله اکبر !!!!!!!!!!!نانا

Wednesday, October 12, 2005

براي خانم شهرزاد دوست ناديده ام


دوست عزيزي که برايم ايميل فرستاده اي و يک پسر يک ساله داري
ايميل شما باعث نهايت شادي من شد
اين ايده را که زبانم لال ممکن بود به شما توهيني بکنم از کجا آورده اي
دوست عزيز ؟

مگر من مرض دارم که به کسي بدون دليل توهين کنم دوست گرامي ؟
تمامي کساني که من به آنان بند کرده -آنان را سخره کرده - به آنان
توهين کرده ام از نخستين روزي که با اين بخش وبلاگستان درگير شده ام
تمامي از دم به قول معروف پا روي دم من گذاردند البته ندانسته !!!!!!
بسياري از آنان پس از درک اين نکته که من با کسي شوخي ندارم و
هيچ گونه استثنائي هم براي احدي قائل نيستم !!!!!
حساب کار خود را کرده و مرغ خود را خورده اند !!!!!
به عنوان مثال ميرزا پيکوفسکي که فکر کنم درسش را گرفت و ديگر هرگز
به مبحثي که به او مربوط نيست و يک طرف قضيه من هستم تا روزي که
زنده است دخالتي نخواهد کرد والسلام .

نمونه هاي بيشماري دارم که براي جلوگيري از آبرو ريزي آنان نامي از کسي
نميبرم .
ولي اين ميانه چند نفري هستند که قاطعيت و بي پردگي مرا شوخي فرض
ميکنند و مرتب دست ناپاک خود را به آتش پاک وجود من نزديک کرده و خوب
قاعدتا ميسوزند !!!!!!! مگر نه ؟
زيرا اين آتش ساليان درازيست که در من شعله ميکشد و هرگاه که با ابلهي
برخورد ميکنم شعله ها سرکش تر ميشوند .

لکاته اي به نام مهشيد راستي که شما او را نميشناسيد هم از اين قاعده
مجزا نيست مضافا بر اين که از هر توهيني گذشته در عامل اين رژيم بودن
مهشيد راستي و يکي از دوستانش به نام اميد ميلاني اکنون ديگر شکي
براي من مطلقا باقي نمانده و بنا بر تجربه سالها فعاليت سياسي در
کنفدراسيون دانشجوئي زمان شاه در خارج از ايران
و همين طور فعاليت هاي سياسي داخل ايران چه قبل و چه بعد از انقلاب
غريزه اي در من براي شناختن ماموران چه در زمان شاه و چه درزمان شيخ
وجود دارد.
و اين غريزه بر مبناي مواضع اين تفاله ها به من ميگويد که کي کي هست ؟
در مورد باقي اين گروه بايد خدمتتان عرض کنم که آنان را مامور مستقيم
رژيم نميدانم
ولي عملکرد آنان در وبلاگستان را در جهت منافع رژيم ميدانم بنابر اين زياد
هم براي من با مامور فرقي ندارند والسلام .

دوست عزيزم در مورد زبان و نثر من اين انتخابي بوده از طرف من و تعمدي
زيرا روزي که با زباني معمولي در وبلاگستان شروع کردم و گاهي از سخره
کردن براي تفهيم نظرم استفاده ميکردم
عده اي از جمله همين لکاته مزدور رژيم يعني مهشيد راستي براي خاموش
کردن سخنان روشنگرانه من با پتک ادب وارد صحنه مبارزه با من شد و من
مانند فيلمي از استيون اسپيلبرگ که عربي براي اينديانا جونز شمشيرش
را چپ و راست ميکرد !!!!!! اينديانا جونز حوصله اش سر رفت هفت تير را
از کمرگاه خود کشيد و با گلوله اي عرب مورد نظر را در حال ژست هاي
عجيب و غريب کاراته اي چون گوزي به زمين انداخت !!!!!!!
من هم مهشيد را چون گوزي نه تنها به زمين انداخته بلکه از او کهنه حيضي
ساختم که بو گند خون حيضي او حالا حالا در اين وبلاگستان پخش و پلا
خواهد بود .

ديگر جانم برات بگه که دوست عزيز اين وبلاگستان و نوشتن براي من در
حال حاضر تبديل به سرگرمي و مرکز تفريحي است که کساني را که خود
را خيلي جدي فرض ميکنند !!!!!! يکي پشت اون يکي
چون عرب مورد ذکر به زمين ميريزم و خلاص و از اين کار لذت ميبرم .
ناگفته نگذارم که هميشه از اين کار لذت ميبرده ام و در گذشته هم همواره
فقره هاي زيادي چون مهشيد را به گه کشيده ام .

در ضمن تا فراموش نکرده ام اين تواضع شما را راجع به خودتان نشانه اي از
فهم و شعور شما ميدانم و تحسين ميکنم و معتقدم فهم و شعور هيچ
ربطي به خواندن ندارد بسيار افراد هستند مانند همين اميد ميلاني که شما
نميشناسيد که خوانده اند که نمايش دهند و من شکي ندارم که اغلب
خودشان هم نميفهمند چه ميگويند تکه اي از اين نويسنده و جمله اي از اون
هنرمند را قاطي پاتي کرده و بي سوادان دور خود را به شگفت و کساني را
که خردي دارند به خنده واميدارند !!!!!!!!

در خاتمه براي محبت شما نسبت به خودم تشکر ميکنم روزهاي خوبي
براي شما و باقي هم ميهنانم آرزو ميکنم هر کجا که هستند
و آرزوئي جز ديدن سقوط و نابودي اين رژيم کثيف آدمکش جاني که يک ملت
را به اسارت کشيده اند ندارم باشد که کودکان ايران و کودک شما در سرزميني
با آزادي و عدالت اجتماعي رشد کنند . شاد و سبز باشيد نانا
به تمامي پاکي هاي عالم من نميدانم اين چه مرضي است
که من با خودم همه جا حمل ميکنم که باعث شر ميشود !!!!!
خودم که دارم از خنده روده بر ميشوم !!!!! به جان مادرم !!!!!
حرف ساده هم که ميزنم از توي آن يک شري به پا ميشود
ميگيد نه ؟ بريد به وبلاگ کسوف که من رفتم و نظرم را نوشتم
باز هم يه نيمه جنجال بر پا شد ........اکه هي .......... نانا
خبر زير را بخوانيد تا بگويم :


(هيات مذاكره كننده اتمي ايران بيش از آنكه مذاكره كننده باشند بازجو
هستند: يك ديپلمات اروپايي مقيم تهران )


مادر قحبه ها از بس که بيست و هفت ساله که مردم ايران را بازجوئي
کرده اند مانند چارلي چاپلين در عصر جديد که معتاد به سفت کردن
پيچ تو کارخونه شده بود شدن !!!!!!!!!
ديگه براشون فرق نميکنه اگه خلا هم برن خلابان بيچاره را بازجوئي
ميکنن جاکشا !!!!!!!!!!!!!!! نانا
صادرات عطر مهشيد به دادستاني انقلاب !!!!!!!


به به به به !!!!!!!! مهشيد راستي جنده کهنه کار شهر نوي زمان شاه
و سرپرست تمامي خانه هاي عفاف رژيم اسلامي !!!!!!! و مزدور
شاخ شمشادي چون مرتضوي قصاب !!!!!! باز هم رفته سر منبر و با
تلاشي چندين شبانه روزي !!!! براي بي غلط نوشتن بالاخره پستي
تقريبا بي غلط نوشته !!!!!ولي ماجرا به اين جا ختم نميشه !!!!! زيرا
باز هم از دستش ناخود آگاه در رفته و بين سوژه هاي بي خطر براي
رژيمي که مقرريش را تعيين ميکند چون همواره فحشا !!!!! در سوئد
را انتخاب کرده و از خوانندگانش پرس و جو !!!! کرده !!!!!!!!!

ولي از آنجائي که طرف حساب او در اين شغل شريفه !!!! يعني
جندگي- مردان هستند !!!!!!! معتقد است که دولت فخيمه سوئد
احمق است و نمي فهمد براي مردان کج و کوله و چپ و چوس چرا
مقرري براي رفتن سراغ او و امثال او تعيين نميکند !!!! که کار و کسب
اين پتياره بو گندو با دهاني چون چاه مستراح رونقي گيرد !!!!!!!!

ازهزاران مرد خجالتي که اميد ميلاني سراغ او فرستاده در گذشته
حرف زده !!!!! که اينان در مواجه با او سرخ و سفيد گشته و عرق
ميکرده اند و بوي عرق آنان با بوي مستراح دهان مهشيد !!!!! عطري
خاص !!!! براي مرتضوي و باقي رفقا فراهم ميکرده که مهشيد در
شيشه هاي کوچک عطر به دادستاني تهران ميفرستاده تا به اين
وسيله هم پولي بچاپد !!!!
يعني اين لکاته فاحشه کهنه کار جاسوس رژيم حتي از عرق بوگندوي
مرداني که با او بوده اند هم براي بسط جاه طلبي هاي !!!!! شش
کلاس سوادي خود نگذشته !!!!!!!
مردان عزيز :
از اين فاحشه دوري کنيد و اگر با ايميل خواستار پيراهن زير و شورت هاي
شما شد اکيدا مقاومت کرده و برايش نفرستيد . باشد که رستگار شويد . نانا
دوستان پاک سرشتم

هرگز با خود نگوئيد که واه ..واه اين نانا چه زبوني داره !!!!!!
اين زبون نيست که من دارم اين ميدانيد چيست ؟
اين سم تلخ حقيقت است و بس . نانا
آهوي گم کرده !!!!!!!!


به ..به ...به ...به ...يک توده اي دبش فرد اعلا !!!!! به نام زيستن
در وبلاگش اعلام کرده که آهويش را گم کرده !!!!!!!!!!!!

نميدانم منظورش احسان خان طبري است يا مامور رسمي ک .گ . ب
اون زمان نورالدين خان کيانوريست !!!!!!!

شايد هم منظورش فرخ خان نگهدار است يا علي خان کشتگر !!!!!!!!! نانا
شام ذلت !!!!!!!

سوفيا زن ساکن فرمانيه !!!!! گه گنده !! مغز متفکر مشتي پارازيت
رژيم جانيان اسلامي نا خواسته به آبي که من در لانه اين يک مشت
رجاله تفاله ريخته ام در آخرين پستش اشاره کرده و نوشته :

(خانواده ي خوشبختمون ترک خورده )

سوفيا خانم عزيز : حالا کجاش رو ديدي ؟ تازه سر گنده اش زير لحافه
اين که تازه يه ترک ناقابله خانم محترم !!!!!!!!! تمامي شما را مردم
ايران زنان را از کون و مردان را از خايه بد جوري دار خواهند زد !!!!!!
باش تا شام ذلت همگي تان بدمد ..................نانا
مقرري!!!!!!

مهشيد راستي مادر جنده نماينده مرتضوي دادستان !!! در
وبلاگستان - مزدور اين رژيم جاني براي ايز گم کردن در مستراحش
راجع به فيلتر شدنش !!!!!!! ارواح عمه جنده اش چنين ريده :

((احتمالا يكي نشسته اونجا و گفته بزار حالشو بگيرم))


نه مادر جنده مزدور اون يکي که اونجا نشسته و هم اون تو رو خوب
ميشناسه و هم تو اونو !!!!!!! ديده داره گندش در مياد که تو لکاته
اکله حقوق بگير اونا هستي !!!! خواسته که مثلني ايز گم کنه و
بگه که از تو هم دل خوشي ندارن !!!!!!!!

ولي اين حرفا ديگه کهنه شده خر خودتون و هفت جد و آبادتون هستند
مادر جنده هر وقت مقرري رفتن به کشورهاي ديگه و شرکت در
مجامع اپوزيسيون به عنوان جاسوس اين جاکشا رو قطع کردند
و ديگه به دستت نرسيد !!!!! اون وقته که از چشمشون افتادي
و اون وقته که بايد خودتو براي خيلي مجازات ها آماده کني مادر
جنده لکاته اکله !!!!!!خر فهم شد ............... نانا

حسن آقاي عزيزم

همان گونه که در پيامي برايت نوشتم که اين بار آنچنان کنترل از
دست همه خارج خواهد شد که حتي ما سبزها !!!!!هم دستانمان
قرمز!!!!!!خواهد شد شاهدي بر اين گفته ام از غيب رسيد اين خبر
را بخوان تا برايت بگويم :

((جمعیتی عصبانی به زندان محل نگهداری مظنونان انفجارهای بالی
یورش بردند و شعار قتل زندانیان را سر دادند ))


خوب دوست عزيزم با جهاني اين چنين اگر من و تو هم مابين گروهي
چنين باشيم و همراه آنان سراغ دادستاني انقلاب!!!!!!! برويم
کي گارانتي کرده که مثلا من و تو خون امثال مرتضوي را به اسم
پيف ...پيف ..خشونت اخه !!!!! سبک اصلاح طلبان مادر جنده !!!!
نريزيم ....هان کي ؟
باور کن که من هم اکنون خون دشمنان مردم ايران را که اين رژيم آدمکش
و عمله اکره آنان هستند روي دستان خود به وضوح ميبينم .......نانا

Tuesday, October 11, 2005

سئوال ؟


بچه ها بي رودر بايستي بهتون بگم که با اين که من هيچ پخي نيستم !!
ولي الان که درست فکر ميکنم ميبينم که از دوسال پيش اين دار و دسته
پاگنده که من از اين به بعد او را گه گنده خواهم ناميد تمامي توجه خود را
متمرکز کرده اند که هر جوري شده صداي مرا ساکت کنند !!!!!!!!!

ابتدا هنگامي که تنها پيام ميگذاشتم همين اميد ميلاني يکي دو باري
به من بند کرد که سابقه اش در وبلاگ حسن آقا موجوده و بعد ريختن دار
و دسته مهشيد راستي مادر خوانده اين رقصان !!!! بود که در همه جا
با دست آويز ادب خودش را به کون من بند کرد !!! بعد گه گنده
بود که با مموش بازي و گذاردن کس و شعر عاشقانه و از اين قبيل حواس
مرا به خودمعطوف کرد !!!!! و در اين بينابين حتي سعي به
خريد من کردند که با هوشياري جواب دندان شکني به همين اميد ميلاني
در وبلاگم دادم که هست !!!!!!!!!و نوع خريد هم پيامي اين گونه بود که
اگه تو گه گنده رو دوست داري بايد مهشيد و مهناز و سوفيا و خلاصه که
کل باند رو دوست داشته باشي !!!!!!!!!!!
آخرين تلاششان براي مثلني !!! بي آبرو کردن من ايميل گه گنده بود که
مادر جنده ها کور خوانده بودند !!!!!
به دليل رو راستي من با همه شما همواره نه تنها من سر شکسته و
خفه !!!! نشدم بلکه کلي هم از روابط اين مادر جنده ها و نحوه زندگي
فرمانيه ئي!!!!! گه گنده و سوفيا پرده برداشتم .
به تمامي پاکي هاي عالم من هنوز از اصولي پيروي ميکنم وگرنه تک تک
با نام کل وبلاگ هاي گه گنده و سوفيا را برايتان نام ميبردم که اين باند
عنکبوتي وابسته و حامي رژيم جانيان اسلامي را بيشتر بشناسيد .


گوش کنيد تفاله ها بيشتر از آني که فکر ميکنيد ميدانم چکار ميکنيد .
باور کنيد لقمه اي استخوان مفت از اين رژيم ارزش اين همه تنزل را ندارد
شما ها حتي براي شخص خود هم احترامي قائل نيستيد چه برسد به
مردم ديگر !!!!!!!!!!!!!!!
بس کنيد همان به شوکا رفته و وقت خود را بگذرانيد واگر دستي داد خواهر
و دختر يکديگر را بگائيد !!!!!!
چکار به کار زني پير که براي بچه هاي
نيک سرشت قصه ميگويد داريد ؟
آيا حرف هاي من اين همه شما را ميسوزاند ؟
آيا من شما را ياد شرف هاي به زير کون گذارده تان مياندازم و کمي در
خود شرمنده ميشويد ؟
آيا تا کنون آنچنان بدبخت بوده ايد که حتي انساني چون من نديده ايد که
تمامي سعي خود را براي کشيدن او به لجني که خود در آن غرقيد
ميکنيد ؟
اين چيست با شما ها که اين همه باعث نفرت از من شده ؟
حقيقتا ميخواهم بدانم ؟
به غير از مهشيد راستي که با ادب است !!!!! شما همه که بايد از نثر
من خوشتان بيايد چون اغلبتان غالبا حرفهايتان حول محور پائين تنه ميچرخد
و اثري از ادب در آن نيست !!!!!!!!
راستي اين چيست در من که شما را اين همه آزار ميدهد ؟‌

قبلا گفته ام باز هم ميگويم :
- نانا شکست ناپذير است .....زيرا دروغ نميگويد و طرفدار عدالت است و
مردم را دوست دارد و از همه مهمتر هرگز چيزي نداشته که بترسد که از
دستش بدهد با چنين اسلحه هائي همگي تان را درو ميکنم يکي يکي ....نانا