Friday, October 14, 2005

مردم فروشي !!!!!!


هي ......زيستن توده اي !!!!!! گوش کن ببين چي ميگم ؟

پسر عمه اي داشتم ( و متاسفانه هنوز هم دارم !!!!!) که از اعضاي
اصلي حزب توده ايران در آلمان در دوره شاه بود .
اين که ميگم از اعضاي اصلي به اين معني که ماهي يکبار از برلن غربي
به برلن شرقي رفته و با ايرج اسکندري ملاقات حضوري داشت !!!!!!!
پس از رفتن شاه به ايران آمد ولي سالها بود که من با او کاري نداشتم
و ناديده اش ميگرفتم !!!!!!!

روزي که اگر خاطرت نيست و کوچک بودي !!!!! من خاطرت مياورم!!! که
اتحاديه کمونيست ها که به آنها خط ۳ هم ميگفتند جزوه اي منتشر
کردند که در آن نام تمامي عوامل ساواک در خارج از ايران بود !!!! من در
صفحه چهار يا پنج نام اين پسر عمه مادر جنده خود را ديدم !!!!!!!!

کاملا خاطرم هست که ساعت نه شب بود با همان لباس راحت خانه اي
که تنم بود به پشت فرمان پريده و به در خانه عمه خود رفته و به درون
رفتم او را يافته و جزوه را به صورت او کوبيده و گفتم :
- نام تو اينجا چه ميکند ؟
در پاسخم گفت :
- آري من سالها جاسوس حزب توده در ساواک بودم!!!!!!! ما براي حزب
همه کار ميکنيم !!!!!!!!!

ميداني به او چه گفتم ؟
به او گفتم :
- فقط به من يک سئوال را پاسخ بده ؟ خوب اگر تو مامور حزب توده در
ساواک بودي قاعدتا بچه هاي فعال توده اي !!!! کنفدراسيون دانشجوئي
را که لو نميدادي !!!!!!!! مگر نه ؟
پس چه ميکردي براي اين که ساواک به تو اعتماد کند ؟ قطعا و بدون
ذره اي ترديد بچه هاي مائوئيست فعال و يا جبهه ملي فعال و يا بگير
و بروي فعال غير توده اي ها را لو ميدادي !!!!!!!!!!!!!!!!!

هي .......زيستن اين ماجرا و اين منطق ..... چيزي نيست که بتواني
هيچ گونه توجيهي براي آن بياوري نام اين کار در هر فرهنگي ميداني
چيست ؟
اگر نميداني بدان .....نامش مردم فروشي است و بس !!!!!!!
برو به سلامت ................نانا

No comments: