Friday, October 28, 2005

گلهاي آفتاب گردان


يکي از سختي کشيده ترين نقاشان جهان وينسنت ون گوگ است اين
مرد تمامي زندگي خود را در گونه اي بي قراري روحي گذراند و تابلوهائي
که کشيد در واقع روح خود را با قلم مو و رنگ جاودان ساخت .
راجع به ون گوگ احتمالا بسيار شنيده ايد ميخواهم راجع به يکي از زيباترين
و معروف ترين کارهاي او برايتان بنويسم
ون گوگ در دوره اي از زندگي خود ترک خانواده کرد و به بخشي که معادن
ذغال سنگ و کارگران معدن بودند رفت و مدتها با اين کارگران بخت برگشته
و رنج کشيده در زير زمين و معادن زندگي کرد .
طرح هاي سياه و سفيدي که از اين کارگران و خانواده آنان کشيده هر يک
در نوع خود شاهکاري است .
در دوره زندگي با اين رنجبران دو ماهي به دليل سرما در زير زمين با آنان
زندگي کرد و خوراکش چون ديگر کارگران تنها و تنها سيب زميني پخته که
ارزان ترين طريقه سير کردن شکم بود گذشت
تنها تصور خوردن فقط سيب زميني پخته !!!!! براي مدت دو ماه ميتواند
براي هر انساني گوشه کوچکي از زجر و رنجي را اين زحمتکشان
بخت برگشته ميکشيدند تصوير کند .
به هر حال اين دو ماه بودن در زير زمين و قطع ارتباط با طبيعت دستاوردي
براي ون گوگ داشت که هنگامي که از زير زمين خارج شد اولين باري که
چشمانش به خورشيد افتاد ......تابلوي معروف گلهاي آفتاب گردان را
کشيد و گفت :
- من خورشيد را اين گونه ديدم .

با اين مقدمه که نوشتم اين نقاشي را باري ديگر با دقت نگاه کنيد تا تمامي
شکوه و عظمت خورشيد اين حيات بخش زندگي را در تکه تکه تابلوي ون
گوگ ببينيد و لذت ببريد . نانا

No comments: