براي خانم شهرزاد دوست ناديده ام
دوست عزيزي که برايم ايميل فرستاده اي و يک پسر يک ساله داري
ايميل شما باعث نهايت شادي من شد
اين ايده را که زبانم لال ممکن بود به شما توهيني بکنم از کجا آورده اي
دوست عزيز ؟
مگر من مرض دارم که به کسي بدون دليل توهين کنم دوست گرامي ؟
تمامي کساني که من به آنان بند کرده -آنان را سخره کرده - به آنان
توهين کرده ام از نخستين روزي که با اين بخش وبلاگستان درگير شده ام
تمامي از دم به قول معروف پا روي دم من گذاردند البته ندانسته !!!!!!
بسياري از آنان پس از درک اين نکته که من با کسي شوخي ندارم و
هيچ گونه استثنائي هم براي احدي قائل نيستم !!!!!
حساب کار خود را کرده و مرغ خود را خورده اند !!!!!
به عنوان مثال ميرزا پيکوفسکي که فکر کنم درسش را گرفت و ديگر هرگز
به مبحثي که به او مربوط نيست و يک طرف قضيه من هستم تا روزي که
زنده است دخالتي نخواهد کرد والسلام .
نمونه هاي بيشماري دارم که براي جلوگيري از آبرو ريزي آنان نامي از کسي
نميبرم .
ولي اين ميانه چند نفري هستند که قاطعيت و بي پردگي مرا شوخي فرض
ميکنند و مرتب دست ناپاک خود را به آتش پاک وجود من نزديک کرده و خوب
قاعدتا ميسوزند !!!!!!! مگر نه ؟
زيرا اين آتش ساليان درازيست که در من شعله ميکشد و هرگاه که با ابلهي
برخورد ميکنم شعله ها سرکش تر ميشوند .
لکاته اي به نام مهشيد راستي که شما او را نميشناسيد هم از اين قاعده
مجزا نيست مضافا بر اين که از هر توهيني گذشته در عامل اين رژيم بودن
مهشيد راستي و يکي از دوستانش به نام اميد ميلاني اکنون ديگر شکي
براي من مطلقا باقي نمانده و بنا بر تجربه سالها فعاليت سياسي در
کنفدراسيون دانشجوئي زمان شاه در خارج از ايران
و همين طور فعاليت هاي سياسي داخل ايران چه قبل و چه بعد از انقلاب
غريزه اي در من براي شناختن ماموران چه در زمان شاه و چه درزمان شيخ
وجود دارد.
و اين غريزه بر مبناي مواضع اين تفاله ها به من ميگويد که کي کي هست ؟
در مورد باقي اين گروه بايد خدمتتان عرض کنم که آنان را مامور مستقيم
رژيم نميدانم
ولي عملکرد آنان در وبلاگستان را در جهت منافع رژيم ميدانم بنابر اين زياد
هم براي من با مامور فرقي ندارند والسلام .
دوست عزيزم در مورد زبان و نثر من اين انتخابي بوده از طرف من و تعمدي
زيرا روزي که با زباني معمولي در وبلاگستان شروع کردم و گاهي از سخره
کردن براي تفهيم نظرم استفاده ميکردم
عده اي از جمله همين لکاته مزدور رژيم يعني مهشيد راستي براي خاموش
کردن سخنان روشنگرانه من با پتک ادب وارد صحنه مبارزه با من شد و من
مانند فيلمي از استيون اسپيلبرگ که عربي براي اينديانا جونز شمشيرش
را چپ و راست ميکرد !!!!!! اينديانا جونز حوصله اش سر رفت هفت تير را
از کمرگاه خود کشيد و با گلوله اي عرب مورد نظر را در حال ژست هاي
عجيب و غريب کاراته اي چون گوزي به زمين انداخت !!!!!!!
من هم مهشيد را چون گوزي نه تنها به زمين انداخته بلکه از او کهنه حيضي
ساختم که بو گند خون حيضي او حالا حالا در اين وبلاگستان پخش و پلا
خواهد بود .
ديگر جانم برات بگه که دوست عزيز اين وبلاگستان و نوشتن براي من در
حال حاضر تبديل به سرگرمي و مرکز تفريحي است که کساني را که خود
را خيلي جدي فرض ميکنند !!!!!! يکي پشت اون يکي
چون عرب مورد ذکر به زمين ميريزم و خلاص و از اين کار لذت ميبرم .
ناگفته نگذارم که هميشه از اين کار لذت ميبرده ام و در گذشته هم همواره
فقره هاي زيادي چون مهشيد را به گه کشيده ام .
در ضمن تا فراموش نکرده ام اين تواضع شما را راجع به خودتان نشانه اي از
فهم و شعور شما ميدانم و تحسين ميکنم و معتقدم فهم و شعور هيچ
ربطي به خواندن ندارد بسيار افراد هستند مانند همين اميد ميلاني که شما
نميشناسيد که خوانده اند که نمايش دهند و من شکي ندارم که اغلب
خودشان هم نميفهمند چه ميگويند تکه اي از اين نويسنده و جمله اي از اون
هنرمند را قاطي پاتي کرده و بي سوادان دور خود را به شگفت و کساني را
که خردي دارند به خنده واميدارند !!!!!!!!
در خاتمه براي محبت شما نسبت به خودم تشکر ميکنم روزهاي خوبي
براي شما و باقي هم ميهنانم آرزو ميکنم هر کجا که هستند
و آرزوئي جز ديدن سقوط و نابودي اين رژيم کثيف آدمکش جاني که يک ملت
را به اسارت کشيده اند ندارم باشد که کودکان ايران و کودک شما در سرزميني
با آزادي و عدالت اجتماعي رشد کنند . شاد و سبز باشيد نانا
No comments:
Post a Comment