Monday, October 24, 2005

وانت بار خميني !!!!!!!!!



خدا رحم کنه !!!!! که امشب افتادم به نوشتن ها !!!
بچه ها ميدونيد ميخوام براتون يه اعترافي بکنم .... من در تمامي مراحل
قبل از سوار شدن اين جنايتکاران بر قدرت در ماجراهاي قبل از انقلاب
از اين خميني جنايتکار متنفر نبودم تا روز بيست و دوم بهمن که هنگامي
که کنترل از دست خارج شد و مردم ريختند و سرباز خانه ها را بهم ريختند
و انقلاب شکل راديکالتري بخود داشت ميگرفت !!!!! ناگهان يه سري
وانت بار که بلندگو داشتند شروع به حرکت در سراسر خيابانهاي تهران
کرد و از بلند گو اين پيام پخش ميشد :
- برادران !!!! امام دستور جهاد صادر نکرده به خانه هاي خود برگرديد !!!!

درست در اين لحظه !!!! عرقي سرد بر بدنم نشست و در خيابان با خود
گفتم :
- مادر جنده ها ...مذاکرات خود را با هويزر کرده و قرار شده که نهادهاي
شاهي دست نخورده به يه سري پاپت منتقل بشه !!!!! و به ماشين
نظامي شاه دست نخوره که بعدي ها با آن به سرکوب مخالفان بپردازند

درست بعد از اين فکر تا همين اکنون براي من دشمني خونخوار تر و
قسي القلب تر و حتي با جرات ميتوانم بگويم دشمن تر از اين رژيم
جاني تبهکار از خميني بگير و بيا پائين نه براي خود قبول دارم نه براي
مردم ايران .
اينان دشمن من هستند
نه براي اين که قوانين عقب مانده اسلامي را آورده اند
نه براي اين که يک کشور را به لجني که وجود خودشان بود کشانده اند
نه براي اين که دزدي ميکنند
نه براي تمامي کثافت کاري هاي که کرده اند !!!!!!

اينان دشمن من هستند زيرا من نو هستم و اينان کهنه !!! والسلام
و براي نو بودن هر بشري نيازمند جنگيدن با کهنه است تا بتواند حيات
و هويت خود را حفظ کند . مگر نه ؟
يعني حيات نو در گرو جنگ با کهنه است و خلاص

پس براي تمامي انسانهائي که به تمدن و مدرنيسم اعتقاد دارند و
پيشرفت هاي بشر را تحسين ميکنند چاره اي جز جنگ با اين کهنگان
و اساسا واژه کهنگي نميماند . مگر نه ؟
اگر با من موافق هستيد هر کجا هستيد و هر کاري ميکنيد با کهنگي
و ارتجاع مبارزه کنيد در گفتار و در عمل ............... نانا

No comments: