((احمدي نژاد: دليل نگراني قدرت ها از هستهاي شدن ايران ترس
از الگو شدن ملت است، ايرنا))
تفنگ من کو ليلي جون ؟ ....آخ تفنگ من کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نانا
Thursday, May 25, 2006
بازم دائي جون !!!!!!!
به اندازه اي از اين کار بي معني استعفاي از پن لاگ حسن آقا
عصباني هستم که نگو و نپرس !!!!!!
آخه مرد حسابي ...تو چرا اين همه خري بابا ؟ آخه الان هم وقتشه که
يه تجمع رو حالا اسمش هرچي که هست بهم بزنيم ؟
خوب مرد حسابي اساسا بگير که گل کو براي مثلني فياض مهدوي
نفوذ سازماني بکار ميبره !!!!!!!
ديگه بد تر از اين که نيست ؟
برو بابا عمو ....تمامي هست و نيستمان در گرو اين نبرد آخر است که
ميتواني حتي با بسيار بدبيني به معني آپو کاليس..نوووووووووو......اين
زمان بنامي !!!!!!!
و پيروزي رژيم جانيان اسلامي ايران ميتواند به معني قرباني شدن !!!!!
ميليونها مرد و زن ايراني باشد
و يا پيروزي امريکا به قيمت بمباران هسته اي ايران و کشتن ميليونها
ايراني در سالهاي سالهاي بسيار آينده
اونوقت تو و امثال تو از نفوذ سازمان مجاهدين خلق در پن لاگ ميترسيد ؟
بابا مگه فکر ميکني پن لاگ چيه که کله پاچه اش چه باشه ؟
ولمان کن مرد حسابي اين افکار توطئه اي را از سرت بيرون بريز
به ولاي
خود فني زاده من فکر نکنم که حتي خود دائي جان ناپلئون هم مانند تو
بود
احتمالا اگر الان زنده بود تو را کمي دلداري ميداد و مانند پرويز صياد تو را
به يک سانفرانسيکوئي ميفرستاد که کمي ريلکس باشي !!!!!!!!! نانا
به اندازه اي از اين کار بي معني استعفاي از پن لاگ حسن آقا
عصباني هستم که نگو و نپرس !!!!!!
آخه مرد حسابي ...تو چرا اين همه خري بابا ؟ آخه الان هم وقتشه که
يه تجمع رو حالا اسمش هرچي که هست بهم بزنيم ؟
خوب مرد حسابي اساسا بگير که گل کو براي مثلني فياض مهدوي
نفوذ سازماني بکار ميبره !!!!!!!
ديگه بد تر از اين که نيست ؟
برو بابا عمو ....تمامي هست و نيستمان در گرو اين نبرد آخر است که
ميتواني حتي با بسيار بدبيني به معني آپو کاليس..نوووووووووو......اين
زمان بنامي !!!!!!!
و پيروزي رژيم جانيان اسلامي ايران ميتواند به معني قرباني شدن !!!!!
ميليونها مرد و زن ايراني باشد
و يا پيروزي امريکا به قيمت بمباران هسته اي ايران و کشتن ميليونها
ايراني در سالهاي سالهاي بسيار آينده
اونوقت تو و امثال تو از نفوذ سازمان مجاهدين خلق در پن لاگ ميترسيد ؟
بابا مگه فکر ميکني پن لاگ چيه که کله پاچه اش چه باشه ؟
ولمان کن مرد حسابي اين افکار توطئه اي را از سرت بيرون بريز
به ولاي
خود فني زاده من فکر نکنم که حتي خود دائي جان ناپلئون هم مانند تو
بود
احتمالا اگر الان زنده بود تو را کمي دلداري ميداد و مانند پرويز صياد تو را
به يک سانفرانسيکوئي ميفرستاد که کمي ريلکس باشي !!!!!!!!! نانا
بفرما ....
اينم يکي ديگه از کار کردهاي سياسي وبلاگ
بايد بشينم و يه مطلب مهم راجع به اهميت
همين رابطه خودهامون و نقش بسيار حياتي
پخش کردن خبر را در اين لحظات حساس براي
خودم و شما بنويسم به ولاي بيل گيتز!!!!!!! نانا شنگوله و منگوله
Wednesday, May 24, 2006

خبري براي علاقمندان مولانا
Dear Friends
I recently saw a very special film, "Peaceful Warrior" starring Nick Nolte and
Amy Smart. The film was produced by a good friend, Mark (Mohamad) Amin, an
Iranian American, and is a contemporary retelling of Rumi's encounter with
Shamse Tabriz
مگه بهتون نگفتم !!!!!!
((آمریکا از اظهارنظر در باره درخواست جمهوری اسلامی برای
مذاکره مستقیم امتناع کرد ))
خوب مگه امريکا عقلش کمه ؟
که تازه حالا که مردم ميرن که شما مادرجنده ها رو سرنگون کنن
تازه بياد با شما مذاکره کنه و خودشو گهي کنه ؟
بابا شما رژيم مادرجندگان اسلامي عجب الاغ هائي هستيد به
ولاي رهبر مادرجنده يکدست !!!!!!!
تصور ميکرديد که با الدرم پلدرم داريد خودتونو به جهان تحميل
ميکنيد و مردم ايران هم که بي بخار و تو سري خور!!!!!
خوب قرمساق ها امريکا بيست و هفت ساله منتظر اين آتشي که
تو آذربايجان روشن شده است و اين آتيشي که همزمان تو دانشگاه ها
روشن شد فقط کافيه الان کردها هم به اينا بپيوندند که يه دفه شما
جاني ها خودتون رو مثل عقرب تو محاصره حلقه آتيش ببينيد و شروع
کنيد همديگر رو نيش زدن جاکشا
مگه نگفتم تنکه منکه ها و شلوار سرجاليزي ها رو برداريد و جيم
شيد هنوزم دير نيست فرار کنيد قرمساق ها که هرکي بمونه ديگه با
مردم ايران طرفه
خودتون ميدونيد يعني چي ؟ مگه نه ؟ نانا
((آمریکا از اظهارنظر در باره درخواست جمهوری اسلامی برای
مذاکره مستقیم امتناع کرد ))
خوب مگه امريکا عقلش کمه ؟
که تازه حالا که مردم ميرن که شما مادرجنده ها رو سرنگون کنن
تازه بياد با شما مذاکره کنه و خودشو گهي کنه ؟
بابا شما رژيم مادرجندگان اسلامي عجب الاغ هائي هستيد به
ولاي رهبر مادرجنده يکدست !!!!!!!
تصور ميکرديد که با الدرم پلدرم داريد خودتونو به جهان تحميل
ميکنيد و مردم ايران هم که بي بخار و تو سري خور!!!!!
خوب قرمساق ها امريکا بيست و هفت ساله منتظر اين آتشي که
تو آذربايجان روشن شده است و اين آتيشي که همزمان تو دانشگاه ها
روشن شد فقط کافيه الان کردها هم به اينا بپيوندند که يه دفه شما
جاني ها خودتون رو مثل عقرب تو محاصره حلقه آتيش ببينيد و شروع
کنيد همديگر رو نيش زدن جاکشا
مگه نگفتم تنکه منکه ها و شلوار سرجاليزي ها رو برداريد و جيم
شيد هنوزم دير نيست فرار کنيد قرمساق ها که هرکي بمونه ديگه با
مردم ايران طرفه
خودتون ميدونيد يعني چي ؟ مگه نه ؟ نانا
الاغي به نام فواد خاک نژاد در وبلاگش نوشته :
((وبلاگی درست کرده ایم برای حمایت از مانا و رفع جنجال ها و سوءتفاهم ها . ))
حقيقتا که الاغي فواد جان ...ها
احتمال بسيار دارد که اين کاريکاتور مانا نيستاني مانند گلوله اي باشد که به
شاه پروس شليک شد و جنگ اول را راه انداخت
و يا مانند توهين به خميني باشد در روزنامه کيهان زمان شاه !!!!!!!يعني اين
چنين تاريخي و ماندني
اونوقت تو نگران او هستي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من که اگه مانا نيستاني بودم از خوشحالي در سلول قند در دلم در حال آب
شدن بود از اين همه اعتراضات در يک خطه پر خشم مانند آذربايجان سر
يک کلمه ترکي که من به مسخره گفتم !!!
تازه از اين گذشته تو فواد خان مگه کي هستي که ميخواهي اين همه سو
تفاهم را بر طرف کني ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اين سو تفاهم که تو ميگي ها -- براي خشم مردم ترک يه سابقه بيست و هفت
ساله از ظلم و جور رژيم اسلامي ايران داره و يه ريشه تاريخي تو تحقير ترکها
مگر کسي در ايران هست از هر قوم و قبيله اي که جوکهائي که براي ترکها
و رشتي ها ساخته شده نشنيده باشد ؟
تو را ببين که چي همه از ماجرا ها پرت و پروتي داداش !!!!!! من ميگم برو
يه دهن عماد رام!!!! گوش کن حالت بياد سرجاش .................نانا
((وبلاگی درست کرده ایم برای حمایت از مانا و رفع جنجال ها و سوءتفاهم ها . ))
حقيقتا که الاغي فواد جان ...ها
احتمال بسيار دارد که اين کاريکاتور مانا نيستاني مانند گلوله اي باشد که به
شاه پروس شليک شد و جنگ اول را راه انداخت
و يا مانند توهين به خميني باشد در روزنامه کيهان زمان شاه !!!!!!!يعني اين
چنين تاريخي و ماندني
اونوقت تو نگران او هستي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من که اگه مانا نيستاني بودم از خوشحالي در سلول قند در دلم در حال آب
شدن بود از اين همه اعتراضات در يک خطه پر خشم مانند آذربايجان سر
يک کلمه ترکي که من به مسخره گفتم !!!
تازه از اين گذشته تو فواد خان مگه کي هستي که ميخواهي اين همه سو
تفاهم را بر طرف کني ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اين سو تفاهم که تو ميگي ها -- براي خشم مردم ترک يه سابقه بيست و هفت
ساله از ظلم و جور رژيم اسلامي ايران داره و يه ريشه تاريخي تو تحقير ترکها
مگر کسي در ايران هست از هر قوم و قبيله اي که جوکهائي که براي ترکها
و رشتي ها ساخته شده نشنيده باشد ؟
تو را ببين که چي همه از ماجرا ها پرت و پروتي داداش !!!!!! من ميگم برو
يه دهن عماد رام!!!! گوش کن حالت بياد سرجاش .................نانا
خبري از گويا نيوز
((اوضاع اینجا واقعا جنگیست
صحن دانشگاه صنعتی امیر کبیر به شدت متشنج است و تشکلهای
غیر دانشجویی و مذهبی های بیرون دانشگاه که به دانشگاه وارد
شده اند با شعار الله اکبر،مرگ بر منافق،مرگ بر کمونیست، مرگ
بر انجمن آمریکایی و ... خواستار تعطیلی انجمن امیر کبیر و اخراج
اعضای شورای مرکزی این تشکل از دانشگاه هستند. حظور نیروهایی
که به بهانه ی یادواره ی شهدا از دیروز وارد دانشگاه شده اند به شدت
محسوس است و صدای بیسیم یک لحظه هم قطع نمی شود. تمام
نیروهای انتظامات در صحن دانشگاه حظور دارند اما قادر به کنترل
اوضاع نیستند . دانشجویان دانشگاه هم در حمایت از انجمن دانشجویان
در مقابل درب انجمن امیرکبیر تجمع کرده اند و هر لحظه درگیریهای
پراکنده روی می دهد.
اینجا یک جنگ واقعی در حال وقوع است ...
اخبار | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالاي صفحه ))
ديگه چي بگم ؟ جز حمايت حمايت حمايت حمايت حمايت از دانشجويان
توسط هرکي هست و نيست والسلام . نانا
((اوضاع اینجا واقعا جنگیست
صحن دانشگاه صنعتی امیر کبیر به شدت متشنج است و تشکلهای
غیر دانشجویی و مذهبی های بیرون دانشگاه که به دانشگاه وارد
شده اند با شعار الله اکبر،مرگ بر منافق،مرگ بر کمونیست، مرگ
بر انجمن آمریکایی و ... خواستار تعطیلی انجمن امیر کبیر و اخراج
اعضای شورای مرکزی این تشکل از دانشگاه هستند. حظور نیروهایی
که به بهانه ی یادواره ی شهدا از دیروز وارد دانشگاه شده اند به شدت
محسوس است و صدای بیسیم یک لحظه هم قطع نمی شود. تمام
نیروهای انتظامات در صحن دانشگاه حظور دارند اما قادر به کنترل
اوضاع نیستند . دانشجویان دانشگاه هم در حمایت از انجمن دانشجویان
در مقابل درب انجمن امیرکبیر تجمع کرده اند و هر لحظه درگیریهای
پراکنده روی می دهد.
اینجا یک جنگ واقعی در حال وقوع است ...
اخبار | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالاي صفحه ))
ديگه چي بگم ؟ جز حمايت حمايت حمايت حمايت حمايت از دانشجويان
توسط هرکي هست و نيست والسلام . نانا
پلي تکنيک !
((جو پلي تكنيك به شدت ملتهب است (همراه با عکس)، نشريه دانشجويي واژه))
بچه ها پلي تکنيک ميدونين يعني چي ؟
روي صندلي هاي چوبي پلي تکنيک هم اگر تنها بنشيني يعني کونت با
محلي که مردان شجاع و آزاده اي که اونجا نشسته بوده اند تماس کوتاهي
داشته باشه
چه بخواهي چه نه ؟ به جانت اندکي آزاده گي تزريق ميشه . نانا
((جو پلي تكنيك به شدت ملتهب است (همراه با عکس)، نشريه دانشجويي واژه))
بچه ها پلي تکنيک ميدونين يعني چي ؟
روي صندلي هاي چوبي پلي تکنيک هم اگر تنها بنشيني يعني کونت با
محلي که مردان شجاع و آزاده اي که اونجا نشسته بوده اند تماس کوتاهي
داشته باشه
چه بخواهي چه نه ؟ به جانت اندکي آزاده گي تزريق ميشه . نانا
بوفالوي ماده !!!!!!
بچه ها اين خبر را بخونيد تا بگم :
((اما امروز از ساعت 10 صبح در پاسخ به اين دعوتها کمتر از 10 هزار نفر
از کارمندان، نظامیان و سربازان به فرموده رؤسای خود، تحت محافظت
گسترده نیروهای دولتی در محل استانداری تظاهرات کردند.
تظاهرات کنندگان که از عکس العمل اهالی بسیار نگران بودند در مدت
کوتاهی متفرق شدند))
اين ديکتاتورها جاکشاي قرمساق همگي مثل هم هستند درست
مانند دو تکه گه اسهالي پخش شده .
به مرگ خودم اين خبر بالا براي من يک دژاووي حقيقي تکرار تاريخ بود
و بس
من همين خبر را عينا در روزنامه هاي کيهان و اطلاعات زمان شاه اون
آخر سري ها خوانده ام
و دوستي در شرکت مخابرات به من گفت که نماينده ساواک در بخش هاي
مختلف شرکت مخابرات کارمندان را با شکل گنگي تهديد ميکرد که اگر نروند
خلاصه برايشان گران تمام ميشود
و کارمندان هم رفته خودي نشان ميدادند و از گوشه اي به سرعت جيم
ميشدند
جل العجايب ناناي شما با اين دو تا چشم خشمگين چون بوفالوي ماده اي
در زندگي چه ها که نديده ذليل مرده ها ............مگه نه ؟ نانا
بچه ها اين خبر را بخونيد تا بگم :
((اما امروز از ساعت 10 صبح در پاسخ به اين دعوتها کمتر از 10 هزار نفر
از کارمندان، نظامیان و سربازان به فرموده رؤسای خود، تحت محافظت
گسترده نیروهای دولتی در محل استانداری تظاهرات کردند.
تظاهرات کنندگان که از عکس العمل اهالی بسیار نگران بودند در مدت
کوتاهی متفرق شدند))
اين ديکتاتورها جاکشاي قرمساق همگي مثل هم هستند درست
مانند دو تکه گه اسهالي پخش شده .
به مرگ خودم اين خبر بالا براي من يک دژاووي حقيقي تکرار تاريخ بود
و بس
من همين خبر را عينا در روزنامه هاي کيهان و اطلاعات زمان شاه اون
آخر سري ها خوانده ام
و دوستي در شرکت مخابرات به من گفت که نماينده ساواک در بخش هاي
مختلف شرکت مخابرات کارمندان را با شکل گنگي تهديد ميکرد که اگر نروند
خلاصه برايشان گران تمام ميشود
و کارمندان هم رفته خودي نشان ميدادند و از گوشه اي به سرعت جيم
ميشدند
جل العجايب ناناي شما با اين دو تا چشم خشمگين چون بوفالوي ماده اي
در زندگي چه ها که نديده ذليل مرده ها ............مگه نه ؟ نانا
طلايع خورشيد
بادرود بر تمامي دوستان
در زبان بچه هاي امريکائي کلمه اي است که آنرا ((جينکس )) ميگويند
اين کلمه همان چشم زدن ما ميباشد .
يعني مثلني نگو داريم بازي فوتبال رو ميبريم !!!! چون اگه اينو بگي برد
را جينکس ميکني !!!!!!!!!!
خوب بدون خيال ذره اي جينکس کردن جنبش مردم آذربايجان بر عليه
تمامي خفقان و ستم و اين ميان زخم کهنه باز... تحقير ترک ها توسط
باقي !!!!!!!ميخواهم بروم سر شکافتن اين ماجراي مهم و حياتي که اگر
ادامه يابد نه تنها سرنوشت تک تک ما بلکه سرنوشت فرزندان و نوه هاي
همه شما را بي برو برگرد تغيير خواهد داد .
شعري از اميلي ديکنسون است که ميگويد فروپاشي يک پروسه لحظه اي
نيست ابدا و اصلا - فروپاشي يک گنديدگي طولاني مدت است که ما تنها
لحظه ريختن را شاهديم .
خوب با تمامي کارهائي که اين رژيم با مردم ايران کرد از هر گروه و دسته اي.
به غير از ملايان و کساني که خود را به آنان بفروشند حالا از نظر فکري و يا
تنها جسمي
خوب دوستان بسيار طبيعي بود که با هر اقدام ٬ کپکي در بناي در حال گنديدن
خود بيشتر بوجود آورد مگر نه ؟
يا اينکه از فرط نا اميدي و شدت خفقان شما فکر کرده بوديد که نه بابا اينا سر و
مرو گنده هستند و تا بوده همين اينها خواهند بود و مردم بي عرضه هستند و
ب...ل...ب...ل...ب...ل
عزيزان من شما نااميد بوده و احتمالا هنوز هستيد شما به مردم ايران اعتماد
نداريد زيرا خود تک تک اعتماد به نفس نداريد
گنديدگي اين رژيم اسلامي به مرحله نهائي خود رسيده و فروپاشي توسط
مردم ايران به سرعت اتفاق خواهد افتاد
در اين وبلاگستان عده اي مزدور چون مهشيد راستي ترک ها را گونه اي مقصر
ميداند که نبايد زياد شلوغش کنند!! بر او حرجي نيست زيرا مامور است و معذور
عده اي مانند الپر بنا بر ذهن اصلاح طلب خود !!!! که خواستار صلح و آرامش ابدي
است که با اين پروسه کوتاه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بزک نميرد تا بهار بيايد و خربزه
با کنار بيايد !!!!!! دست پاچه شده و مخالفان را در دانشگاه ها پان ترکان نام مينهد
بر او هم حرجي نيست او اعتقاداتش را بيان ميکند حتي اگر اين گونه اعتقاد
به از تخم رفتن تمامي مرداني که دو گردو بنام تخم در خشتک دارند !!!!!!!!
عده اي هم چون حسن آقا جان دائي ناپلئون ما در وبلاگستان نميدانم چه شده
که ناگهاني از رژيم جانيان اسلامي تقاضاي آزادي بيان !!!!! ميکند و به آنان
ميگويد مانا نيستاني را رها کنيد !!!!!!!!!!!
با او هم کاري ندارم زيرا او دائي جان ماست و بدون اين سخنان خسته کننده
ميشود به مرگ خودم
چيزي که ميخواهم برايتان بنويسم اين است که همان گونه که قبل تر گفتم
براي يک حرکت اجتماعي - اجتماعي که به جان رسيده يک جرقه کافيست
باور کنيد در انقلاب بهمن نيمي بيشتر از مردم ايران حتي خميني را
نميشناختند
حتي روستائيان دور افتاده مثلني در گيلان هم او را قول ميدهم نميشناختند
پس چگونه شد که ناگهان حتي مديران مثلني سازمان برنامه شاه ناگهان
به پيام شاه بايد بره او پيوستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يا من انقلابي قرتي قرشمال اهل هنر !!!! هم به او پيوستم ؟؟؟؟؟؟؟؟
زيرا هم آن مديران و هم امثال من خواستمان شاه برود بود که از دهان کريه
او بيرون آمد مگر نه ؟
جنبش مردم آذربايجان که آرزو ميکنم ادامه يابد بر عليه ظلم و جور و ستم
و جناياتي است که از بيست و هفت سال پيش با اين رژيم در ايران شروع
شده
حال اين ميان ابدا غير عادي نيست که انگشت مثلني امريکا هم يک عده
را انگلوکي کند !!!!!!! ولي اين ابدا به معني هيچ تاثيري در اين حرکت بسيار
شجاعانه و حق طلبانه آذربايجاني ها نيست ابدا و اصلا
زيرا اگر انگلوکچي ها نيروي کافي داشتند ابدا نيازي به انگلولک نداشتند
و ميتوانستند براحتي اين رژيم را با نيروي خود به نفع مثلني امريکا ساقط
کنند مگر نه ؟
پس وجود چهار تا و نصفي مامور سيا که سعي در تجزيه طلبي بکنند ابدا
تاثيري بر امواج خروشان خشم مرد ترک ايراني ندارد که ندارد
پس عزيزاني که مثل سه کته گوري بالا که نوشتم نيستيد ابدا نترسيد اين
احتمالا همان حرکت واقعي و خانمان برانداز براي رژيم اسلامي است که
شروع شده است
اگر ادامه يابد همگي ما مردم ايران به آن ميپيونديم و با دو سه روز تلاش
اين جانيان را به قبرهاي تاريخي که از آن آمدند ميفرستيم .
ملت متحد پيروز است . نانا
بادرود بر تمامي دوستان
در زبان بچه هاي امريکائي کلمه اي است که آنرا ((جينکس )) ميگويند
اين کلمه همان چشم زدن ما ميباشد .
يعني مثلني نگو داريم بازي فوتبال رو ميبريم !!!! چون اگه اينو بگي برد
را جينکس ميکني !!!!!!!!!!
خوب بدون خيال ذره اي جينکس کردن جنبش مردم آذربايجان بر عليه
تمامي خفقان و ستم و اين ميان زخم کهنه باز... تحقير ترک ها توسط
باقي !!!!!!!ميخواهم بروم سر شکافتن اين ماجراي مهم و حياتي که اگر
ادامه يابد نه تنها سرنوشت تک تک ما بلکه سرنوشت فرزندان و نوه هاي
همه شما را بي برو برگرد تغيير خواهد داد .
شعري از اميلي ديکنسون است که ميگويد فروپاشي يک پروسه لحظه اي
نيست ابدا و اصلا - فروپاشي يک گنديدگي طولاني مدت است که ما تنها
لحظه ريختن را شاهديم .
خوب با تمامي کارهائي که اين رژيم با مردم ايران کرد از هر گروه و دسته اي.
به غير از ملايان و کساني که خود را به آنان بفروشند حالا از نظر فکري و يا
تنها جسمي
خوب دوستان بسيار طبيعي بود که با هر اقدام ٬ کپکي در بناي در حال گنديدن
خود بيشتر بوجود آورد مگر نه ؟
يا اينکه از فرط نا اميدي و شدت خفقان شما فکر کرده بوديد که نه بابا اينا سر و
مرو گنده هستند و تا بوده همين اينها خواهند بود و مردم بي عرضه هستند و
ب...ل...ب...ل...ب...ل
عزيزان من شما نااميد بوده و احتمالا هنوز هستيد شما به مردم ايران اعتماد
نداريد زيرا خود تک تک اعتماد به نفس نداريد
گنديدگي اين رژيم اسلامي به مرحله نهائي خود رسيده و فروپاشي توسط
مردم ايران به سرعت اتفاق خواهد افتاد
در اين وبلاگستان عده اي مزدور چون مهشيد راستي ترک ها را گونه اي مقصر
ميداند که نبايد زياد شلوغش کنند!! بر او حرجي نيست زيرا مامور است و معذور
عده اي مانند الپر بنا بر ذهن اصلاح طلب خود !!!! که خواستار صلح و آرامش ابدي
است که با اين پروسه کوتاه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بزک نميرد تا بهار بيايد و خربزه
با کنار بيايد !!!!!! دست پاچه شده و مخالفان را در دانشگاه ها پان ترکان نام مينهد
بر او هم حرجي نيست او اعتقاداتش را بيان ميکند حتي اگر اين گونه اعتقاد
به از تخم رفتن تمامي مرداني که دو گردو بنام تخم در خشتک دارند !!!!!!!!
عده اي هم چون حسن آقا جان دائي ناپلئون ما در وبلاگستان نميدانم چه شده
که ناگهاني از رژيم جانيان اسلامي تقاضاي آزادي بيان !!!!! ميکند و به آنان
ميگويد مانا نيستاني را رها کنيد !!!!!!!!!!!
با او هم کاري ندارم زيرا او دائي جان ماست و بدون اين سخنان خسته کننده
ميشود به مرگ خودم
چيزي که ميخواهم برايتان بنويسم اين است که همان گونه که قبل تر گفتم
براي يک حرکت اجتماعي - اجتماعي که به جان رسيده يک جرقه کافيست
باور کنيد در انقلاب بهمن نيمي بيشتر از مردم ايران حتي خميني را
نميشناختند
حتي روستائيان دور افتاده مثلني در گيلان هم او را قول ميدهم نميشناختند
پس چگونه شد که ناگهان حتي مديران مثلني سازمان برنامه شاه ناگهان
به پيام شاه بايد بره او پيوستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يا من انقلابي قرتي قرشمال اهل هنر !!!! هم به او پيوستم ؟؟؟؟؟؟؟؟
زيرا هم آن مديران و هم امثال من خواستمان شاه برود بود که از دهان کريه
او بيرون آمد مگر نه ؟
جنبش مردم آذربايجان که آرزو ميکنم ادامه يابد بر عليه ظلم و جور و ستم
و جناياتي است که از بيست و هفت سال پيش با اين رژيم در ايران شروع
شده
حال اين ميان ابدا غير عادي نيست که انگشت مثلني امريکا هم يک عده
را انگلوکي کند !!!!!!! ولي اين ابدا به معني هيچ تاثيري در اين حرکت بسيار
شجاعانه و حق طلبانه آذربايجاني ها نيست ابدا و اصلا
زيرا اگر انگلوکچي ها نيروي کافي داشتند ابدا نيازي به انگلولک نداشتند
و ميتوانستند براحتي اين رژيم را با نيروي خود به نفع مثلني امريکا ساقط
کنند مگر نه ؟
پس وجود چهار تا و نصفي مامور سيا که سعي در تجزيه طلبي بکنند ابدا
تاثيري بر امواج خروشان خشم مرد ترک ايراني ندارد که ندارد
پس عزيزاني که مثل سه کته گوري بالا که نوشتم نيستيد ابدا نترسيد اين
احتمالا همان حرکت واقعي و خانمان برانداز براي رژيم اسلامي است که
شروع شده است
اگر ادامه يابد همگي ما مردم ايران به آن ميپيونديم و با دو سه روز تلاش
اين جانيان را به قبرهاي تاريخي که از آن آمدند ميفرستيم .
ملت متحد پيروز است . نانا
Tuesday, May 23, 2006
حافظ
ايدل مباش يکدم خالي ز عشق و مستي
وانگه برو که رستي از نيستي و هستي
در مذهب طريقت خامي نشان کفر ست
آري طريق دولت چالاکيست و چستي
با ضعف و ناتواني همچون نسيم خوش باش
بيماري اندر اين ره خوشتر ز تندرستي
تا فضل و عقل بيني بي معرفت نشيني
يک نکته ات بگويم خود را مبين که رستي
در آستان جانان از آسمان مينديش
کز اوج سر بلندي افتي بخاک پستي
خار ارچه جان بکاهد گل عذر آن بخواهد
سهلست تلخي مي در جنب ذوق مستي
صوفي پياله پيما حافظ قرابه پرهيز
اي کوته آستينان تا کي دراز دستي
ايدل مباش يکدم خالي ز عشق و مستي
وانگه برو که رستي از نيستي و هستي
در مذهب طريقت خامي نشان کفر ست
آري طريق دولت چالاکيست و چستي
با ضعف و ناتواني همچون نسيم خوش باش
بيماري اندر اين ره خوشتر ز تندرستي
تا فضل و عقل بيني بي معرفت نشيني
يک نکته ات بگويم خود را مبين که رستي
در آستان جانان از آسمان مينديش
کز اوج سر بلندي افتي بخاک پستي
خار ارچه جان بکاهد گل عذر آن بخواهد
سهلست تلخي مي در جنب ذوق مستي
صوفي پياله پيما حافظ قرابه پرهيز
اي کوته آستينان تا کي دراز دستي
واي که انگشت جان
الهي که بزمين گرم بخوري که با اين پستت مرا به دوران هاي خوش
بردي و کلي غمگينم کردي .
اين رستوران سورن را که نام برده اي نامش و حوالي جغرافيائيش
مرا به رستوران فريد در خيابان آبان و پاپريکا در خيابان ويلا برد و
عوالم اون دوران
از فريد که رستوران گراني بود ولي غذايش بي همتا که بگذرم
ياد پاپريکا افتادم که خانه اي دو طبقه بر خيابان در ويلا بود که به
شکل رستوران در آورده ولي کاراکتر خانه بودن انرا دست نزده
بودند و از اطاق ها و دخمه هاي شکل صندوق خانه درست شده
بود با روميزي ها و صندلي هاي مخصوص
تزئين شده بود و صاحبش گويا يک ارمني بود که اصل و نسبي
هم در روسيه داشت .
خاطرم هست غذاهاي روسي مانند سوپ برش هم داشت که
اين چپ و چوس هاي ما به ياد اتحاد جماهير شوروي !!!! با به به
ميخوردند و من حالت تهوع بهم دست ميداد فکرش را بکن سوپ
اونم با کلم بو گندو ميشود برش
من که از سوپ به شدت متنفرم و تصور کن سوپ کلم ديگر
چه احساس نفرت رواني به من ميدهد !!!!
علت نفرتم از سوپ اين است که من بايد قادر به تشخيص مواد
بکار برده شده در غذا باشم که مبادا يه وقت زبانم لال گند و گهي
به خوردم بدهند که دوست ندارم !!!!!!!!!!!!
به هر حال در اين رستوران روشنفکري متمايل به غذاهاي چپ !!!!
اوقات زيادي را گذرانده ام و اون سورن عمه تو و از سورن به فريد
و از فريد به پاپريکا فکر کنم سفري از سفرهاي ال اس دي !!!!!
ميتوانست باشد مگر نه ؟ نانا
اصلا بگيريم که !!!!!!!
پيمان پاک مهر چنين گزارش داده :
((تظاهرات، آتشسوزی و خشونت در تبریز، از دید یک خبرنگار محلی
[ ساعت پيش ۱:۴۷ ]
پیمان پاکمهر، روزنامهنگار مستقل در تبریز میگوید ساعت چهار بعد
از ظهر روز سهشنبه محلات مختلف تبریز آرام و خلوت است و اثری
از تظاهرات دیده نمیشود، و ماموران به تعمیر بانکهای آتشگرفته
مشغول هستند. وی میافزاید در تظاهرات روز دوشنبه در اعتراض
به انتشار کاریکاتور تمسخرآمیز در روزنامه ایران انجام گرفت، در اثر
آتش ماموران انتظامی دست کم یک نفر از ناحیه پا مجروح و به
بیمارستان منتقل شد و گزارش خبرگزاری جمهوری آذربایجان در باره
کشته یا مجروح شدن بیست نفر در این تظاهرات اغراقآمیز است.
وی میافزاید «گروه اندکی» با «سوء استفاده» از تظاهرات، آن را به
خشونت کشیدند و موتورسیکلتها و اتوموبیلها و ساختمانهای
دولتی از جمله بانکها را به آتش کشیدند، و مردم خود را از اطراف
آنها کنار کشیدند. وی میگوید یک منبع آگاه در استانداری آذربایجان
شرقی گفت شورای تامین استان به هیچ عنوان دستور شلیک مستقیم
به روی تظاهرکنندگان را صادر نکرد و نیروی انتظامی فقط تیرهای
هوائی و گاز اشک آور شلیک کرد. امير مصدق کاتوزيان))
خوب پيمان خان - من اصلا ميگيريم که اون عده اندکي که تو ميگي همشون
مامور امريکا بودند که سو استفاده !!!!! کرده و بانک ها را به آتش کشيدند !!
خوب اگه من اين رو قبول کنم بنا بر همين گزارش تو که بايد فرض کنيم کاملا
صادقانه است هم باز من ميگم :
ببين در دل مردم تبريز چه آتشي روشن است که بر اثر يک کلمه در يک روزنامه
اينان به خيابانها ميريزند و عليرغم شناخت مشتي سو استفاده گر !!!!!
کاملا آرام ايستاده و آتش کشيدن بانک ها را نظارت کرده !!!! و کار خود و شعار
خود را ميدهند مگر نه ؟
و حتي از اين گزارش تو ميتوانم استدلال کنم که رژيم جانيان اسلامي ايران
مثل سگ از مردم ميترسد و حتي با آتش زدن بانک ها هم جرات نکرده که
کسي را از بين ببرد و تنها به شليک به پاي يک فرد به قول تو قناعت کرده !!!!
مگر نه ؟
يعني اين مادرجندگان اسلامي ميدانند که آتش گشودن به روي مردم ايران
همان و تيکه تيکه شدن تمامي به دستان مردم ايران همان والسلام . نانا
پيمان پاک مهر چنين گزارش داده :
((تظاهرات، آتشسوزی و خشونت در تبریز، از دید یک خبرنگار محلی
[ ساعت پيش ۱:۴۷ ]
پیمان پاکمهر، روزنامهنگار مستقل در تبریز میگوید ساعت چهار بعد
از ظهر روز سهشنبه محلات مختلف تبریز آرام و خلوت است و اثری
از تظاهرات دیده نمیشود، و ماموران به تعمیر بانکهای آتشگرفته
مشغول هستند. وی میافزاید در تظاهرات روز دوشنبه در اعتراض
به انتشار کاریکاتور تمسخرآمیز در روزنامه ایران انجام گرفت، در اثر
آتش ماموران انتظامی دست کم یک نفر از ناحیه پا مجروح و به
بیمارستان منتقل شد و گزارش خبرگزاری جمهوری آذربایجان در باره
کشته یا مجروح شدن بیست نفر در این تظاهرات اغراقآمیز است.
وی میافزاید «گروه اندکی» با «سوء استفاده» از تظاهرات، آن را به
خشونت کشیدند و موتورسیکلتها و اتوموبیلها و ساختمانهای
دولتی از جمله بانکها را به آتش کشیدند، و مردم خود را از اطراف
آنها کنار کشیدند. وی میگوید یک منبع آگاه در استانداری آذربایجان
شرقی گفت شورای تامین استان به هیچ عنوان دستور شلیک مستقیم
به روی تظاهرکنندگان را صادر نکرد و نیروی انتظامی فقط تیرهای
هوائی و گاز اشک آور شلیک کرد. امير مصدق کاتوزيان))
خوب پيمان خان - من اصلا ميگيريم که اون عده اندکي که تو ميگي همشون
مامور امريکا بودند که سو استفاده !!!!! کرده و بانک ها را به آتش کشيدند !!
خوب اگه من اين رو قبول کنم بنا بر همين گزارش تو که بايد فرض کنيم کاملا
صادقانه است هم باز من ميگم :
ببين در دل مردم تبريز چه آتشي روشن است که بر اثر يک کلمه در يک روزنامه
اينان به خيابانها ميريزند و عليرغم شناخت مشتي سو استفاده گر !!!!!
کاملا آرام ايستاده و آتش کشيدن بانک ها را نظارت کرده !!!! و کار خود و شعار
خود را ميدهند مگر نه ؟
و حتي از اين گزارش تو ميتوانم استدلال کنم که رژيم جانيان اسلامي ايران
مثل سگ از مردم ميترسد و حتي با آتش زدن بانک ها هم جرات نکرده که
کسي را از بين ببرد و تنها به شليک به پاي يک فرد به قول تو قناعت کرده !!!!
مگر نه ؟
يعني اين مادرجندگان اسلامي ميدانند که آتش گشودن به روي مردم ايران
همان و تيکه تيکه شدن تمامي به دستان مردم ايران همان والسلام . نانا

و اين از صحنه هاي پاياني فيلم است که درک بوگارد در اين
رابطه عجيب ارباب و جيمز فاکس تبديل به مستخدم شده
است . نانا
کنترل فريک !!!!!
من مست و تو ديوانه ما را که برد خانه
صد بار ترا گفتم کم زن دو سه پيمانه (مولانا)
کساني که دچار بيماري بسيار نفرت انگيز کنترل اطرافيان هستند
را در زبان انگليسي کنترل فريک مينامند
هوس کردم کمي برايتان از افکت هاي اين بيماري بنويسم .
اين افراد معمولا بسيار اکتيو هستند زيرا با فورس و با ميل و با
زبان بازي و با خودشيريني -- مسئوليت هاي کساني را که
ميخواهند کنترل کنند از آنان گرفته و مجبورند بيشتر اکتيو باشند
و به همه کارها سرکشي کنند !!!!!
اينان از قرباني خود که ميخواهند کنترلش کنند يک انسان بيکاره عاطل
و باطل ميسازند که تقريبا فاقد قابليت ميشود !!!!!!!
و در برابر به او مهرباني - عشق - وفاداري - و هر کثافتي که بتواند طرف
را مجاب کند که زنداني اين کنترل کننده نيست هديه !!! ميدهند
اينان از تصور حتي يک جمله اطرافيان کنترل کننده خود با فردي غير خودي
مانند ديوانه ها هيستريک ميشوند !!!!!
اينان اگر فردي که کنترل ميکنند قادر باشد دو جوراب خود را پا کند به
تنهائي و در خلوت !!!!!! خداي من ناکرده !!!!!! وحشت زده ميشوند که
دارند کنترلشان را از دست ميدهند !!!!!!!
اينان شب و روز در کله هاي خود مشغول نقشه کشيدن براي کنترل بيشتر
و از آن مهمتر حفظ اين کنترل هستند و به همين دليل ساده بسيار بسيار
بسيار مونوپولوتيو هستند .
يعني آسمان را به ريسمان ميبافند که اگر من ميگويم مثلني فلاني بد است
تو بايد قبول کني حتي اگر تمامي حرفهايم از نظر تو مشتي چرت و پرت برسد
و ابدا قبولش نداشته باشي!!! ولي من اراده کرده ام که اين فرد بد است !!!!!
و من کسي هستم که براي تو ال ميکنم و بل ............با ..لا ...با ...لا ...با ..لا
جوزف لوزي کارگردان بسيار با قدرت انگليسي فيلمي دارد به نام مستخدم
در اين فيلم که درک بوگارد و جيمز فاکس بازي ميکنند و درک بوگارد به نظر
من بهترين بازي خود را در طول کاريرش ارائه داده
يک لرد لندن نشين ثروت مند انگليسي يک مرد عامي را به عنوان سر وانت
خود استخدام ميکند
و اين مستخدم با کنترل !!!!!! با اين ارباب کاري ميکند که تقريبا در پايان فيلم
جاي ارباب و مستخدم کاملا عوض شده
در همان خانه هستند ولي ارباب براي ارضاي بخش هاي وابسته خود به اين
مستخدم کنترل کن و خلاصي از مسئوليت !!!!! به راحتي ميپذيرد که در
خانه به اين مستخدم سرويس بدهد !!!!!!!!!!
کنترل کننده ها قربانيان خود را از هويت انساني آن هرچه که هست خالي
ميکنند و در کالبد آنان نقشي را که دوست دارند جايگزين ميکنند !!!!!!
و اين کار را با پروسه اي رواني ميکنند و الزاما تمامي آنان حتي در نميابند
که دارند چه ميکنند !!!!!!!
چون براي درک اين پيچيدگي رواني ذهني لازم است که حداقل خودش کنترل
کننده نباشد در مرحله اول !!!!!!!!!
از کنترل کنندها فرار کنيد
در اولين ديدار به مردي که به محض سلام و عليک در کافه اي که ملاقات ميکرديم
و شايد چهار پنج جمله باهم بيشتر سخن نگفته بوديم که به من گفت :
- بايد برام از ماجراهاي عشقي قبليت بگي !!!!!!
انگشت شصتم را به صورتش نزديک کردم و در حال تکان دادن گفتم :
- آ ...آ .... هرچه در قبل من بوده تنها به من مربوط است و اگر دلم بخواهد
براي کسي بازگوش ميکنم و تا حال هم پيش نيامده که دلم بخواهد !!!!!
کيف خود را برداشته کل کافه را ترک کردم .
خلاصه مطلب اين که کنترل کننده ها متاسفانه بيمارند و دقيقا بايد تحت
روان درماني و از آن مهمتر مصرف دارو باشند . نانا
من مست و تو ديوانه ما را که برد خانه
صد بار ترا گفتم کم زن دو سه پيمانه (مولانا)
کساني که دچار بيماري بسيار نفرت انگيز کنترل اطرافيان هستند
را در زبان انگليسي کنترل فريک مينامند
هوس کردم کمي برايتان از افکت هاي اين بيماري بنويسم .
اين افراد معمولا بسيار اکتيو هستند زيرا با فورس و با ميل و با
زبان بازي و با خودشيريني -- مسئوليت هاي کساني را که
ميخواهند کنترل کنند از آنان گرفته و مجبورند بيشتر اکتيو باشند
و به همه کارها سرکشي کنند !!!!!
اينان از قرباني خود که ميخواهند کنترلش کنند يک انسان بيکاره عاطل
و باطل ميسازند که تقريبا فاقد قابليت ميشود !!!!!!!
و در برابر به او مهرباني - عشق - وفاداري - و هر کثافتي که بتواند طرف
را مجاب کند که زنداني اين کنترل کننده نيست هديه !!! ميدهند
اينان از تصور حتي يک جمله اطرافيان کنترل کننده خود با فردي غير خودي
مانند ديوانه ها هيستريک ميشوند !!!!!
اينان اگر فردي که کنترل ميکنند قادر باشد دو جوراب خود را پا کند به
تنهائي و در خلوت !!!!!! خداي من ناکرده !!!!!! وحشت زده ميشوند که
دارند کنترلشان را از دست ميدهند !!!!!!!
اينان شب و روز در کله هاي خود مشغول نقشه کشيدن براي کنترل بيشتر
و از آن مهمتر حفظ اين کنترل هستند و به همين دليل ساده بسيار بسيار
بسيار مونوپولوتيو هستند .
يعني آسمان را به ريسمان ميبافند که اگر من ميگويم مثلني فلاني بد است
تو بايد قبول کني حتي اگر تمامي حرفهايم از نظر تو مشتي چرت و پرت برسد
و ابدا قبولش نداشته باشي!!! ولي من اراده کرده ام که اين فرد بد است !!!!!
و من کسي هستم که براي تو ال ميکنم و بل ............با ..لا ...با ...لا ...با ..لا
جوزف لوزي کارگردان بسيار با قدرت انگليسي فيلمي دارد به نام مستخدم
در اين فيلم که درک بوگارد و جيمز فاکس بازي ميکنند و درک بوگارد به نظر
من بهترين بازي خود را در طول کاريرش ارائه داده
يک لرد لندن نشين ثروت مند انگليسي يک مرد عامي را به عنوان سر وانت
خود استخدام ميکند
و اين مستخدم با کنترل !!!!!! با اين ارباب کاري ميکند که تقريبا در پايان فيلم
جاي ارباب و مستخدم کاملا عوض شده
در همان خانه هستند ولي ارباب براي ارضاي بخش هاي وابسته خود به اين
مستخدم کنترل کن و خلاصي از مسئوليت !!!!! به راحتي ميپذيرد که در
خانه به اين مستخدم سرويس بدهد !!!!!!!!!!
کنترل کننده ها قربانيان خود را از هويت انساني آن هرچه که هست خالي
ميکنند و در کالبد آنان نقشي را که دوست دارند جايگزين ميکنند !!!!!!
و اين کار را با پروسه اي رواني ميکنند و الزاما تمامي آنان حتي در نميابند
که دارند چه ميکنند !!!!!!!
چون براي درک اين پيچيدگي رواني ذهني لازم است که حداقل خودش کنترل
کننده نباشد در مرحله اول !!!!!!!!!
از کنترل کنندها فرار کنيد
در اولين ديدار به مردي که به محض سلام و عليک در کافه اي که ملاقات ميکرديم
و شايد چهار پنج جمله باهم بيشتر سخن نگفته بوديم که به من گفت :
- بايد برام از ماجراهاي عشقي قبليت بگي !!!!!!
انگشت شصتم را به صورتش نزديک کردم و در حال تکان دادن گفتم :
- آ ...آ .... هرچه در قبل من بوده تنها به من مربوط است و اگر دلم بخواهد
براي کسي بازگوش ميکنم و تا حال هم پيش نيامده که دلم بخواهد !!!!!
کيف خود را برداشته کل کافه را ترک کردم .
خلاصه مطلب اين که کنترل کننده ها متاسفانه بيمارند و دقيقا بايد تحت
روان درماني و از آن مهمتر مصرف دارو باشند . نانا
Subscribe to:
Posts (Atom)


