Wednesday, April 04, 2007


JEAN-BAPTISTE CAMILLE COROT Ville d'avray 1870


کامیل کورو این نقاشی را در سال ۱۸۷۰ پس از
مدتها کشیدن نقاشی های تاریخی میتولوژیک
و شخصیت های مذهبی مسیحی ٬ کشیده است

او زبان نقاشی را در این تابلو بسیار ریلکس کرده
و در مورد فرم آرامش و نرمش نسبت به کارهای
قبلیش دارد

او طرح کارش را در خارج از خانه انجام داد و کوشش
خستگی ناپذیر و تکرار برای گرفتن حس طبیعت
سپس در آتلیه از ذهن شاعرانه خود استفاده کرده

در نتیجه تابلوئی با حس کلاسیک و فاقد زمان به وجود
آورده

در این تابلو زنی دهاتی مشغول جمع کردن چوب است
و شهر کوچکی به سختی در روی تپه ای دیده میشود
ولی هدف کلی تابلو به نظر میاید که خود طبیعت است

دریاچه ای با شکوه وسط تابلو را در برگرفته که آسمان
نقره ای را در خود انعکاس میدهد
شاخه های لخت درخت زیبای مرکز تابلو در تضاد با سرو
کناری است ..........................نانا

نصایب !!!!!!!


بعله ...آنالایزی از آخرین پست یکی از صدها وبلاگ
این پیس اف شت که نام این یکی (( عرق کردن شبانه ))
میباشد !!!!!!!!

فکر کنم همه شخصیت های ساختگی هر شب در یک
تختخواب با هم اورجی میکنند !!!!!( با توجه به کمپلکس
سکس که دارد )
و طبعا همگی با هم عرق هم میکنند هر شب مگه نه ؟

او در جواب تمامی آزارهائی که به دور و بریان خود رسانده
ناگهان مکنونان ذهنی خود را به سبک مثلنی نویسنده های
سالهای هشتاد و شش اروپا کوتاه و مختصر ولی قابل فهم
پشت سر هم ردیف کرده که فعلنی کمی او را با این سخنان
در ماده مارینیت گه مخصوص خود او چرخش میدهم تا بعد :



((برای ی و غین و کوکول و خوشگل بچه و حسن و آرش :
باریکلا چیز
باریکلا چوز
باریکلا چیزده چیز تو چوز
باریکلا !))



بسیار خوب برای ما اعلام کرده ای که با

ی = جنسیت مبهم
غین = جنسیت مبهم
کوکول = جنسیت مبهم
خوشگل بچه = جنسیت مبهم
حسن = مرد
آرش = مرد

شعری بر منبای دادن و کردن و چیز و چوز در یکدیگر ساخته ...و
دسته جمعی در حال چیزهاتون در چوزهای یکدیگر !!! هی تکرار
کرده اید !!!!!!!!!!!!!!
بارک الله به شما ...مرحبا به شما !!!!!!!!!!!!!!!!



(( از خواب پا میشی میبینی این ی تا صب بالا سرت از خنده مرده !
میگه تو و کوکول تو خواب حرف می زدین . یه چیزی تو می گفتی .
کوکول جوابتو می داد . یه چیزی کوکول می گفت تو جوابشو می دادی .))





وای وای وای که تو و کوکول جنسیت مبهم چه همه باهوشید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه وخ خودتون رو چش نزنید خواهر !!!!!!

خوب این ی قرمساق هم باید یه مرد باشه که تا صبح بالای سرت واستاده
و به ریختت خندیده ..زنا از این حوصله ها ندارد تو را کفن کنم !زیرا نفعی
هم در میان نیست برایشان بنابراین دوست دارند بالای سر مردان به خواب
رفته بایستند نه بالای سر تو !!!!!!



((بعد آدم می فهمه امنیتش میره زیر سوال اگه شب تا صب بخوابه در
حالیکه ی بالا سرش بیدار مونده باشه !
اصلنم نمی تونی بگی عزیزم این چیزا تو مستی طبیعیه ! چون مستی
یه دو ساعت قبلش از سرت پریده بوده !))




والله من ریدم به تو و ی و امنیت تو و بیداری اون مادرجنده فکر کنم اگه
تا صبح بالای سر تو بیدار بوده قطعا تو هم در حال خواب بودن دستهایت
به چیز و خایه اش بوده و بس !!!!! راه دیگری ندارد به مرگ خودت !!!!!



((اینقد شیراز و بوشهر و چنارشیجون ( درست گفتم ؟) خوش گذشت
و همش مست بودیم و پاتیل و مبتلی ورو هوا ، که نمی دونم چی بگم !))




به به به ...چشم نه نه جنده اسلامیت روشن ...چه همه کارا تو کردی
بلا ....برنامه ات عینهون برنامه های آنا نیکول بدبخت بیچاره بر آب گوزیده
بوده است که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کمی به خیک گه خودت رحم کن !!!!!





(( از صب که رسیدم از اونجا که تنم خورده به تن ی نازنینم تا شیش عصر
خواب بودم ! ))




دیدی گفتم دستهای تو هم به یک جای - ی - میبوده بوده !!!!!!! البته
در خواب !!!!




((کوکول که زنگ زد کلی خندید از خوابیدن من ! از شیش هم که از خواب پا
شدم هی زنگ زدیم به ی و زنگ زدیم به غین و اس ام اس زدیم به بقیه
و هی دلتنگی کردیم فقط همین .
این کفش صورتی ها رو هم به شدت دوست می دارم تازه خیلی دوست
می دارم حتی فکر کنم ...))




به والله کوکول سگ کیه ؟ همه مون حیرونیم از این همه خوابیدن تو !!!!
بدون هیچ صدمه ای به سوراخ بکارتت به ولای علی !!!!!!!!!
راستی این کفش صورتیه که گفتی ها بدون لژ کلفت ابدا فایده ای نداره
مردم به کفش صورتی لژ دار که مخصوص جنده هاست خیلی علاقه
دارند و به پاهای پوشنده اش کلی نیگا نیگا میکنند به مرگ یلداهه !!!!




((نیم ساعت گریه !!! ، پخت ماکارونی در 3 نیمه شب ، سیگار بهمن
کوچیک و فندکهای دزدی ، خلویی حرف زدنهای ی ،))



بعله ...اینجا هم که شروع کردی از گه کاریهایت گفتن یعنی اول زر زر
کرده ای بعد با ان دماغت سس ماکارونی !!!! حاضر کرده ای !!!!
بعد - ی - هم خل شده وخلوئی حرف زده !!!!!!!




((مهربونی و بغلهای کوکول در شرایط اضطراری از جمله بعده کافه آس ،
جریمه های ح نون بعده باختن تو هفت خبیث ، جای گازهای غین رو گردن
خوشگل بچه ، عکسای بی سر و ته ،))





خودتو کفن کنم ها این کوکول هم باید مرد باشه
آخه زن که خیلی حوصله زن رو بغل کردن نداره که ؟؟؟؟؟؟؟؟ این همه
مرد خوشگل و جذاب مگه آدم خره که بره زن بغل کنه
به به به یه کمی که از اورجی هاتون پرده برداری کردی که منظورت
از جای گاز غین روی لمبر خوشگل بچه چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟





(( راننده هه که بچه ی بهشت گمشده بود ، ابتلای در حد اعلای آقای
مهندس ، پدر داماد تو عروسی بوشهر ،ساعت خریدن تو بوشهر و ایمان
آوردن به تواناییهامون ، ))




به به به زنده باشی که یه مشت مرد از راننده تا مهندس تا پدر داماد
تو عروسی بوشهر را
هی مهر سوراخ بکارتت را زده و رفته ای که ؟؟؟؟؟؟؟





((سیگارای گرون غین ، داماد سربازشون ، آبجیه عاشقشون ، برنتین،
پاتریس،خونه خالیه دکتر حق شناس،))



به به به به که اینجا یک عدد غین پولدار وارد شد و چشای تو برق زد
مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حتی سیگاراش هم گرون بوده واویلا !!!!!!!!!!!!!!!!!
خوب دامادشون چرا سربازه؟ میخریدند اینا که حتی سیگار گرون دارند
چرا این داماد بدبخت را پول نمیدهند رها کنند ؟ آبجیه چه بیکار بوده
این وسط عاشق شده خاک بر سر

بابا یه کمی مواظب باش این دکتر حق شناس دسته کلید خونه اش
را به خاطر سرویس تو به او ...بهت داده زیرا خودت میگی حق شناسه
ولی تو دو تا دوتا بلند نکن برو تو خونه خالی دکتر حق شناس !!!!!برات
خوبیت نداره اونم خارجکی !!!!!!!!!!!!!


((زن عموی خیلی آنتیک و از همه
باحالتر اون شبی که مست بودیم و صبح آش خریدیم و اومدیم خونه و
رفتیم خوابیدیم و مهندس درو وا کرد و حواشی خنده دار بعدش ...!
مگه می شه آدم یادش بره ؟!
مهربونیهای ی رو ...
همه ی اینا رو در حالی می نویسم که دارم به آهنگهایی که غین برام زده
می گوشم !
Night sweat || (0) comments 10:57 PM ))




خوب البته هرکی جای تو بود اون روز صبح را که برای گذاردن کپه ات به خانه
برگشتی مست و لایعقل و مهندس را هر خری که بوده از خواب بیدار کردی
قطعا باید تقاصی به خود شخص مهندس داده باشی برای جرم از خواب
بیدار کردن بالاخانه اش و پاپین خانه اش با هم
مهربانی - ی - را فراموش کن
آهنگهای - غین - را فراموش کن

به چسب به مهندس ....هم اوکرائینی است خارجی حساب میشه
هم پیر مرده که خیلی دوست داری هم به دلیل پیری قادر به دریدن
سوراخ معروف تو نیست
و تو میتوانی همچنان به بازی خودت و مردان و سوراخ باکره ادامه دهی
و از زندگی نصایب از (فعل نصیب میاد) زیاد و کت و کلفتی نصیبت گردد
آمین یا رب العالمین والفاحشگان والاسلامی والایران ...............نانا
((قتل ۵ کارگر و ربودن ۲۲ چوپان در عراق))


خوب ای مرده شور ریخت تون رو ببرن پدر سگ های
بی ناموس ....چرا این کار را کردید قرمساق ها ؟؟؟

باید این بیست و دو چوپان الاغ دهاتی را میکشتید
و پنج کارگر زحمتکش شهر وند در کارخانه کار کن
مدرن را هم ول میکردید بروند و از کونشان نخورید

پدر سگ ها نکنید از این کارها دهاتی های سلاخ ..نانا


Marinate


لغت بالا که ماری نیت ....تلفظ میشود به معنی موادی
است که گوشت را در آن می خوابانی برای کباب

امروز میخواهم کمی مهناز نازلی ویران آیدین نژاد را طبق
قولی که داده ام در گه خودش ماری نیت !!! کنم تا جا
بیفته برای بعد ها یعنی روزهای دیگر !!!!!!!!!!!

تصمیم گرفتم بیماریش را برایتان بنویسم و خطرناک بودنش
را برای خودش در وحله نخست و بعد بگیر و برو

******

بین پنج تا هفت سالگی بر سر این پیس اف شت یک بلائی
آمده که شاید حتی خودش هم یادش نیست !!!!

قطعا این بلا یا فاجعه ای که دیده یا هرچیز دیگر برای او حادث
شده

میگویند مغز انسان بین پنج تا هفت سالگی تقریبا تکامل یافته
است و در این مغز دو بخش اصلی است که یکی را ( انتلکت )
یا همان هوش مینامند و بخش دیگر ( اموشن ) یا همان احساس

هنگامی که برای کودکی در سن پنج تا هفت سالگی حادثه ای
وحشتناک اعم از آزار فیزیکی - جنسی - دیدن صحنه های خیلی
بد و وحشتناک و بگیر برو ..پیش می آید

ناگهان این کودک بخش انتلکت خود را به گوشه تاریکی از روح خود
فرستاده و هر رابطه ای را با آن قطع میکند و تظاهر میکند که این
حادثه برای او نیست که اتفاق افتاده بلکه برای شخص دیگری
است که به عبارتی بخش احساس
و با جدا کردن این دو بخش از خود شخصی دو و شاید مولتیپل
پرسنالتی میسازد
و او را به خیال خود در معرض خطر تکرار سانحه قرار میدهد و چون
این شخصیت ها ربطی با بخش واقعی یا انتلکت او ندارند
مسئولیت تخریب شخصیت های متعددش را به گردن هم آنان
می اندازد و خود را کاملا بی تقصیر بی گناه ظلم شده نمایش
میدهد
ارتباطی بین بخش هوش و احساسش وجود دیگر ندارد بخش منطق
و عقل کاملا رفته است و گوشه تاریکی برای محافظت خود مخفی
شده است
و این فرد بیمار یک پارچه احساس است و دلیل تلاطم لحظه ای
شاد و لحظه ای عصبی و بگیر و برویش هم همین است

این فرد بیمار با ساختن صدها شخصیت خیالی خود را در قالب کون
یکی یکی اینان میکند و بیرون میکشد

با احدی نمیتواند بسازد
مرتب خیال بافی میکند
(یعنی در شارلوت پزشگی میخواند در شیراز گلدوزی در تهران سیمون
دو بوار کافه نشین و بگیر و برو )
وجدان معمولن ندارند زیرا وجدان به بخش عقل و منطق ما باز میگردد
نه احساس ما
گه کاری و کثافت کاری میکند و میرود و انگاری نه انگار
زیرا دست خودش نیست بدبخت فلک زده او به شدت بیمار است و
ظاهرا خانواده مادر جنده اش هم انگاری نه انگار

مهناز ویران آیدین نازلی ......دچار بیماری تعدد شخصیت است که همراه
با کثافات ضمیمه تقریبا استانداردش.... به سی سالگی رسیده است

او در قالب دانشجوی پزشگی ساکن شارلوت !!!! (ارواح مشگ عمه اش )
تصور کرده که ما را در توهمات ذهن بیمارش شریک کند و در دلش به ما
بخندد
ولی یادش رفته که تمامی سخنانش حول محور سکس وان وی اور انادر
در وبلاگ مهناز ویران بود
یعنی یکی دیگر از آبسشن های شخصی این ذهن بیمار
او با هرزگی بی برو برگرد با مردان مختلف به بخش انتکلت خود دهن کجی
میکند
ولی بخش انتلکت او هم قدرتی دارد که به او میگوید باکره بمون به نفعته
هی این مردای مادرجنده را بکش دنبال کون خودت ولی سوراخ را وا نده !!!

بنابراین بکارت و سکس را توامان بر میگزیند و چند سالی مردی را با وسوسه
همان سوراخ به دنبال خود میکشد

داشتن گروهی که او را تمحید کنند برایش از نان شب واجب تر است بدون
این گروه تمجیدی او خواهد مرد رک و راست

روزی که نتواند توجهی را به خود جلب کند اگر شده چاقوئی را به درون شکم
خود فرو کند میکند که توجه ها به او جلب شود


بعله خانم دکتر مهناز شارلوت نژاد شارلوت سکنه !!!!!!!
شما را باید نزدیکان
شما هرچه زودتر به یک کلینیک برده و بستری کنند والسلام
در پست آخرت کمی چسی اومده از شستن جاکوزی خانه تان گفته ای
میگما جاکوزی تو برای باقی مردم وبلاگ نویس دردی را دوا نمیکنه
ولی به مرگ خودت این توصیه من کمک بزرگی حداقل برای اطرافیان تو
هست بهش کمی فکر کن ...........................................نانا

Tuesday, April 03, 2007

دفاع از حیثیت !!!


جونم عرض کنه به جونتون که من دیوانه وار عاشق
درخت های بید مجنون هستم
این که میگم دیوانه وار یعنی این که همچی که چشم
فضولم به یه درخت بید مجنون بیفته دیگه برام مهم
نیست کجا هستم چه میگفتم یا بگیر وبرو

سریعا خود را به درخت نازنین رسانیده و بی فوت وقت
ابتدا سه دور مانند قبله حاجی های مادرجنده دورش
چرخیده و سپس ایستاده و کلی با او رمزی و رازی
سخن میگویم و چند ورد و چشم بد دور به او تف تف
کرده و با گیس های آشفته اش دستی داده و افی
درزن میگویم و میروم اگر دوربین باشد که دیگر خود را
خفه میکنم زیر درخت بالای درخت وسط درخت همین
طور جلف بازی کم.... را...ئی !!!! در میاورم که بیا و ببین

خلاصه که بدجوری خاطر خواه بید مجنون هستم
در ایران در پارک نیاوران یه چند تا از اون بید مجنون
حسابی ها بود که من دیگه هفته ای یک بار حتما
باید به این رفقای زیر پای قصر کثیف شاه!!!! سر
میزدم و از آنان دلجوئی میکردم برای ظلمی که
سلطنت به درخت ها میکرد !!!!!

به هر حال شبی دم دم های غروب که تاریک شده
بود و تابستان هنگامی که به اولین بید مجنون که در
فضای کنار پله ها ی اصلی بود رسیدم علیرغم
خیسی چمن همانجا مانند خانه خاله روی زمین
دراز کشیدم و به ماه و شاخه های بید مجنون و
شب و نسیم و بوی چمن و صدای خنده بچه های
نازنین و .......
مدتی که در عوالم خود بودم ناگهان حس کردم کسی
مرا می پاید کمی از روی چمن سرم را بلند کردم و
یک ابله خاک بر سر دهاتی با چشمان دریده ایستاده
بود و مرا نگاه میکرد
کمی به او نگاه کردم و رویم را برگرداندم و مدتی گذشت
و باز برگشتم و دیدم همانجا ایستاده و اکنون خنده
کریهی هم روی لب دارد
پارک هم خلوت شده بود و مردم کم بودند با خود گفتم

- قبل از این که عشق بید مجنون کار دستم بده پاشم
برم
و با خشم برخاستم و به سوی او فریاد زدم
- مرتیکه الاغ دهاتی ایستادی به چی نگاه میکنی ؟
و با اه و پیف در حالی که پشت کون لباسم را میتکاندم
و میرفتم ناگهان متوجه شدم که او دارد سریع به سوی
من میاید به خشم به طرفش برگشتم و گفتم

- چی میخوای کره خر ؟

که بیچاره با ته ته پته با لهجه دهاتی گفت :
- خیال کردی... من ده ساله تهرونم !!!!!!!!!!!!!!!

و من که ناگهان از این که خودشو به من رسونده که دهاتی
بودنش را انکار نکنه ولی زمان در شهر بودنش را اعلام کنه
زدم زیر خنده ای بلند و در همین زمان عده ای هم از کنارمون
میگذشتند همراه با آنان شدم و گفتم
- خیلی خوب خیلی خوب ..برو خجالت بکش اگه ده ساله تو
شهری که نباید مزاحم زن ها بشی که ؟

و خلاصه او را ترک کردم ..................................نانا









به عباس عبدی
سرود مردی که خودش را کشته است - احمد شاملو



نه آبش دادم
نه دعائی خواندم ٬
خنجر به گلویش نهادم
و در احتضاری طولانی
او را کشتم

به او گفتم :
- به زبان دشمن سخن میگوئی
و او را
کشتم





















نام مرا داشت
و هیچ کس همچنو به من نزدیک نبود
و مرا بیگانه کرد
با شما ٬
با شما که حسرت نان
پا می کوبد در هر رگ بی تاب تان
و مرا بیگانه کرد
با خویشتنم
که تن پوشش حسرت یک پیراهن است
و خواست در خلوت خود به چار میخم بکشد
من اما مجالش ندادم
وخنجر به گلویش نهادم
آهنگی فراموش شده را در تنبوشه گلویش قرقره کرد
و در احتضاری طولانی
شد سرد
و خونی از گلویش چکید
به زمین ٬
یک قطره
همین




















خون آهنگ های فراموش شده
نه خون (( نه !))خون قادیکلا
نه خون (( نمی خواهم !))
خون(( پادشاهی که چل تا پسر داشت ))
نه خون (( ملتی که ریخت و تاج ظلمو از سرش ورداشت ))
خون شانه بالا انداختن ٬ سر به زیر افکندن ٬
خون نظامی ها - وقتی که منتظر فرمان آتشند -
خون دیروز
خون خواستنی به رنگ ندانستن
به رنگ خون پدران داروین
به رنگ خون ایمان گوسفند قربانی
به رنگ خون سرتیپ زنگنه
و نه به رنگ خون نخستین ماه مه
و نه به رنگ خون شما همه
که عشق تان را نسنجیده بودم



















فرانکو را نشانش دادم
و تابوت لورکا را
و خون تنتور او را بر زخم میدان گاو بازی
و او به رویای خود شده بود
و به آهنگی می خواند که دیگر هیچ گاه
به خاطره ام باز نیامد
آن وقت ٬ ناگهان خاموش ماند
چرا که از بیگانگی صدای خود
که طنینش به صدای زنجیر بردگان می مانست
به شک افتاده بود

و من در سکوت
او را کشتم
آبش نداده ٬ دعائی نخوانده
خنجر به گلویش نهادم
و در احتضاری طولانی
او را کشتم
- خودم - را
و در آهنگ فراموش شده اش
کفنش کردم٬
در زیر زمین خاطره ام
دفنش کردم























او مرد
مرد
مرد ...
و اکنون
این منم
پرستنده شما
ای خداوندان اساطیر من
اکنون این منم ٬ ای سرهای نابسامان !
نغمه پرداز سرود و درودتان
اکنون این منم
من
بستری تختخواب بیخوابی شما
و شمائید
شما
رقاص شعله پی بر فانوس آرزوی من
اکنون این منم
و شما .....
و خون اصفهان
خون آبادان
در قلب من می زند تنبور ٬
و نفس گرم و شور مردان بندر معشور
در احساس خشمگینم
می کشد شیپور

























اکنون این منم
و شما - مردان اصفهان !-
که خون تان را در سرخی گونه دختر پادشاه
بر پرده قلمکار اتاقم پاشیده اید

اکنون این منم
و شما - بیماران کار ! -
که زهر سرخ اعتصاب را
جانشین داروی مزد خود می کنید به ناچار

اکنون این منم
و شما - یاران آغاجاری !-
که جوانه می زند عرق فقر به پیشانی تان
در فروکش تب سنگین بیکاری

























اکنون این منم
با گوری در زیر زمین خاطرم
که اجنبی خویشتنم را در آن به خاک سپرده ام
در تابوت آهنگ های فراموش شده اش ....
اجنبی خویشتنی که
من خنجر به گلویش نهاده ام
و او را کشته ام در احتضاری طولانی
و در آن هنگام
نه آبش داده ام
نه دعائی خوانده ام !

اکنون
این
منم !
هنجار شکنی !



خدا یه درد بی درمونی به این مرتیکه فرمانده نیروی انتظامی
بده که کار مرا راحت کرد و کلمه هنجار را بکار برد و من اکنون
میتوانم هنجار را به جای کامفورمیتی بکار ببرم !!!!!!

بعله ...هر جامعه ای دارای هنجارهای خاص خود است که :

همواره مشتی اراذل و اوباش و جاسوس بیگانه نمیدانم چرا
سعی در شکستن این هنجارهای مقدس می کنند پدر سگ ها

هنجارهای کلی اجتماع تخمی ترین نوع هنجار است

مانند مراسم ریدن - خوردن - عروسی کردن - گوسفند سر بریدن
و بگیر و برو

اگه به یک مسلمون بگی که بابا جان من ... عوض استفاده از
آفتابه مظهر میکروب و کثافت عده ای
ترجیح میدهم که با کون
انی بیام خونه و بعد خودم را تمیز کنم بهت خواهند خندید !!!!!
نه تنها کون انی خود را با آفتابه عمومی پاک میکنند
بلکه بعدش هم با همان دستهای زیر حوض لجن کرده میروند و
چلو کباب میخورند
تمامی اونهائی هم که در چلو کبابی نشسته اند همین وضع
بهداشتی را دارند

بعله کثافت و میکروب بخشی از کالچر ماست یعنی همون آب
کشیدن ظرف های غذا در حوض های راکد لجن بسته در ته و
پر از بیماری اولیش کرم کدو !!!!!!!!!!!!!!!!
بعنی انگاری که از کونمون گذاشتیم کمی در دهانمون و کرم ها
را هی منتقل کردیم به خود شاخ شمشادمون !!!!!

پدر و پسری که آب لوله کشی تصفیه شده را به ایران آوردند و
به شهرها رسانیدند را (( اجنبی پرست )) نام نهادیم زیرا خیال
داشت با کمک اجنبی ها بساط حوض و چاه و کرم کدو را از ایران
بر بچینه
یعنی به جنگ بد دشمنی رفته بودند هر دو خاک بر سر دیکتاتور

هرچی اکنون ایران به عنوان شهروندی و مدرنیزم دارد مدیون همین
پدر و پسر عاق مردم ایران شده بود
بسکه قدرت پرست بودند
کار مفیدشان زیر لایه سیاه برزنت دیکتاتور شیپ کاملا محو شد
البته فعلنی
ورنه که در تاریخ از هر دو به نیکی یاد خواهد شد

با قدرت گرفتن این زامبی های اسلامی جنایتکار چیزی که یک
پارچه وطن را زیر خود مدفون کرد همانا هنجارهای تحمیل شده
حتی بخشا با زور به مردم هنجار دوست !!!! ایران بود

اگرچه هنجار های اجتماعی به شکل کثافتانه و دورویانه ترین نوع
هنجار بود
به دلیل به چهار میخ کشیدن و کشتن هر هنجار شکنی !!!!! در
این سالهای سیاه
ارزش گسترده سراسری گردید
ارزش های سیاه از نظر من

خودفروشی یکی از اساسی ترین این هنجارها است

خودتان را با تظاهر به یکی از این ....الیکم الاتیر الاخلاصیان المادر
الجنده ....به آنان نزدیک میکنید
با گذاردن ریش و انگشتر عقیق
با قرقره کردن مطالب اسلام
با ترس و بزدلی زندگی کردن
مانند خود اینان یکی عقدی و صد تا صیغه داشتن
دروغ گفتن
کلک زدن
مال مردم خوری
پاهای خود را روی کله و صورت دیگران گذاردن و بالا رفتن
و بگیر و برو ..............

مانند میمون هائی هستید که بی برو برگرد خواهان یک میمون گنده
ترسناک بالای سرشان هستند که برایشان شیوه های زنده ماندن
و هنجار داشتن را با چوب به کله تان بکوبد

زنان شجاعتان !!!!!!!!!!! برای هنجار شکنی خود را تبدیل به مشتی
زن حرامسرای ناصرالدین شاهی میکنند و دور هم مانند بند اندازان
جمع گشته و مغز کوچولوی ابلهانه شان به آنان میگوید برو آرایش را
به صورت تاتو ....کن

به به از این ایده ....سرزمینی میشود که هر طرف نگاه میکنی مشتی
زن جنده مسلک می بینی با لبهای قلمبه ماتیک سرخ مالیده که گوئی
بیشتر آماده اورال سکس است تا بوسه ای به سبک حافظ و خیام !!!!

زنان جنده نیستند و لی عجیب شبیه جنده ها میباشند رک و راست

بین این زنان خواهر و مادر همگی شما هستند متاسفم ولی از نظر من
دور از وطن و کمی عادت داشتن به جامعه مدرن غربی !!!! در تهران این
گونه رسید !!!!!

خوب وقتی جقه بازی یک ارزش است که تمامی اعمال ضد مذهب را
انجام دهی و نامش را اسلام بگذاری

هیچ تردیدی نیست که شکل فاحشه ها بودن هم میشود یک ارزش
که زنان بی توالت و طبیعی مانند خودم و صدها مهاجر
در ایران هنجار شکن به نظر میرسند
چون ارزش زنان دلقک کردن خود است نمونه میخواهید برایتان خانم
سیمین بهبهانی را دارم
زنک مادرجنده نود ساله خود را درست مانند خانم رپیس های فاحشه
خانه آرایش میکند و با رنگهای صورتی و قرمز و بنفش حال انسان را
از هرچه زن و آرایش است بهم میزند

مردانمان همه سوره یا آیه هائی از قران را از بر هستند همگی به
قاتلان مردم ایران میگویند - برادر
همگی در موقع لزوم از خایه برادرها هم میلیسند
همگی در رشوه گیری شرکت میکنند
همگی تلاش میکنند مانی مانی مانی مانی مانی ...بسازند
همگی غیر از زنان خود مشتی زن دیگر را هم بعله
همگی سرنوشت خود را به بخت و اقبال ربط میدهند !!!!
همگی از مردانگی قطعا بخش دو گنبد و یک گلدسته را دارند
باقیش مهم نیست

پیرانمان ابله ....متوسطانمان ابله ...جوانانمان ابله .....خبرگانمان ابله
زنانمان ابله ....مردانمان ابله ......حتی حیوانان خانگی مان ابله هستند

و هنگامی که شخصی که نخواسته و نمیخواهد و نخواهد خواست که
مانند شما باشد

میشود دیوانه - مغرض - بی ادب - گستاخ - نا مهربان - مشکوک و ....

بدبختی اگزیستانس رژیم جنایت کاران اسلامی ایران برای ما ایرانیان
به پایان خود رسیده است

ولی بدبختی شخصیتی خود را چکار خواهیم کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Monday, April 02, 2007


پر!

امروز حالم به خوشی این پر بود در بهار
و درختها و سر سبزی و بگیر و برو
دوست نداشتم حالم را با یاد رژیم جانیان
خراب کنم ....................نانا


بی زی نس !!!!

خانم دکتر مهناز ویران نازلی آیدین زاده
مثلنی
در شارلوت به بی زی نسش سخت !!!
مشغول است .......................نانا

Sunday, April 01, 2007

برای آل یو آل
کمی زیبائی و تاریخ توامان..........نانا











برای شخص شخیص تیوب رز جونم

میدونی من به این عکس چی میگم ؟
میگم هنگ اووووورررررر..........نانا


تیوب رز عزیزم


مرسی برای لینک مقاله ....مرتب میخونم وبلاگت را
مرسی که این همه زحمت میکشی ...........نانا


بسم الله !!!!!



بعله ...این هم نه نه این جنده خانم شاشوی
اسلامی که به اعتراف خودش خر مذهبی
است !!!!!
و بهمین دلیل دخترش در سیزده روز تنها ((دو ))
ساعت خانه بوده است !!!!!!!!!!!!!!!

وای که اگه نه نه ات یه جنده ای مثل خودت بود
که دیگه واویلا باهم میشدید پری بلنده و دخترش


*****

ببین مهناز نفس نمیگذارم بکشی میدونی که میتونم
جمع کن جنده خانه ات را با این مردان طاق و جفتی که
هی به تو نمیدانم چرا سرویس میدهند و بزن به چاک

تو میتوانی بروی وبلاگی باز کنی در آن همین تفاله ها
و رجاله ها را که برات پیام گذاشته اند خبر کنی و هر گهی
که میخواهی بخوری

ولی سخن گفتنت به شکل اظهار وجود بین ما ژامه
باور کن
ولت نمیکنم باید کاملا به خاطر گل روی پاگنده ترا در گهی
که هستی حسابی مارینیت !!!! کنم و به همه نشانت دهم

به صرفت نیست دیگه
باسه اینکه ولت نمیکنم دو سه روز ساکت بودم ببینم چه گهی
میخوری حالا خوردی نوش جانت
حواسم به جای دیگر نمیرود
گفته ام که چوب بیسبال را در بکارتت طوری فرو کردم که کون
و کپلت را هم پاره کرد
دوست داری هی این چوب تو کون و کپل و بکارت بر باد رفته ات
( البته ارزشی )‌ بچرخه
بسم الله ..................................نانا

مهناز ویران جنده شاشوی اسلامی این عکس
را انداخته که یعنی مثلنی در شارلوت امریکا
مشغول اعمال پزشگیتی !!!! است ..........نانا

لباس عید و ولگردی مه یاهه مادرجنده
الاغ ................................نانا


لباس عید و ولگردی جنده شاشوی اسلامی
مادرجنده مورد ذکر .....................نانا

جنده شاشوی اسلامی ایران !




مهناز٬ نازلی٬ ویران٬ آیدین ٬جنده شاشوی اسلامی
از خوش گذرانی ها و ولگردی هایش و تنها در عرض
نوروز (( دو )) ساعت در خانه بودنش میگوید و دل
دخترهائی که فمنیست نیستند را میسوزاند !!!!!نانا
بی وطنی !


جونم براتون بگه ....یه زمانی بود و ما جوان بودیم و یک
اردوگاه سوسیالیزمی بود البته ما نمیدانستیم با زور !!!!

به هر حال شعارهای این ارودگاه بسیار دلنشین و گوش
نواز بود !!!! و خلاصه کلام که ما هم مانند باقی جوانها
خود را گول زده و میگفتیم هوادار انسان هستیم و این
آرمانی زیباست .

نتیجه این طرز تفکر ما به خود ما بیش از همه آسیب زد
زیرا خشم و نفرت و کینه بی حاصل ....به چیزی به نام
(( سود ))
بود که حرف نخست را در جوامع سرمایه داری میزند

جانم برایتان بگوید هنگامی که چشم امید جهانی به این
اردوگاه بود از داخل کپک حسابی زد و به دلیل شورت کات
نخست هی رید و مالید
تا بالاخره فروپاشید
و با فروپاشی خود قلب بسیاری از مردم را شکست که ابدا
اشکالی ندارد تا باشد قلب شکسته باشد که زود گول نخوریم


به هر حال این خالی و یکه تازی (( سود )) گپی را در توازن
جهان به وجود اورده بود که نهایتا به جای ایده ئولوژی تخمی
لنین و بلشویک ها
ایده ئولوژی تخمی اسلامی با همان شعارها و کس و شعرها
جایش را گرفته است .

و ناگهان پرده ای اکنون از جلوی چشمان ما کنار میرود که در آن
نکته ای بسیار سیاه وجود دارد
با بررسی تاریخ کمونیزم شوروی و همین بیست و هفت سال
ننگین این جانیان اسلامی ناگهان انسان متوجه میشود که در هر
دوی این سیستم ها (( مردم )) ابدا احترامی برای هیات حاکمه
ندارند
دموکراسی غربی هرچی که هست هر گولی که مردم را میزند
هر کلکی که سوار میکند
کاملا روشن و واضح است که همه را با احترام گذاردن به مردم میکند
یعنی کسی را خر و صغیر و ابله و نادان فرض نمیکند

گه کاری میکند و بعد هم میگوید پوزش میخواهم که از قدرت سو استفاده
کردم قدرتی که تو به من دادی و این خطاب به مردم همان احترام یا تظاهر
به احترام است


زمان در گیری امریکا و شوروی انسان میتوانست انسان باشد و
حساس باشد و به اشتباه به قبله آمالش یعنی مسکو رود
کاری به بعدش ندارم ولی حق انتخاب بین مسکو و واشنگتن
را به شکل سمبولیک برایتان مینویسم

ولی اکنون تو باید بسیار از انسانیت دور باشی که به آغوش
رهبر ایران و یا بن لادن بروی

اگر دقت کنید تنها کسانی که ایده ئولوژی قبلی یعنی کمونیستی
را دارند با این رژیم روابط حسنه دارند مانند فیدل و چاوز و ......

این دو جبهه شدن جهان و بودن با امریکا دیگر اعتقاد به (( سود ))
معنی نمیدهد
اینجا فاکتور جدیدی وارد کار میشود و آن انتخاب بین ده و شهر است
والسلام
به هر بعدی که دوست دارید این جنگ و طرفین را با هم مقایسه کنید
و اگر امریکا را مدرن حساب کنید که هست همه موافقان این رژیم
ارزش هائی درست در برابرش دارند مگر نه ؟

به تصویر بزرگ نگاه باید کرد تا کمی سر در آورد که چه میگذرد

البته که شاه ...وابسته به امریکای قبل از انقلاب سگش حتی شرف
دارد
به اینان وابسته با روس و چین و این بیست و هفت سال

البته که این واقعیتی است که فقط کوران نمیپذیرندش و کسانی که
منافعی دارند

ایران اکنون تعلقی به ما مردم ایران ندارد هیچ تعصبی به آن نداریم تا
از شر این مشتی خون آشام رها شویم
هر اکت وطن پرستی را این مادرجندگان به نام خود مصادره اش خواهند
کرد
همگی باید بی وطن و بی حکومت خود را فرض کنیم تا غرب خدمت
این مادرجندگان رسیده و ما را از شر دشمن اول و دوم و سوم خودمان
رها کند والسلام ...............................................نانا
جنگهای صلیبی !!!!


((پخش فيلمی از سخنان خطبه نماز جمعه محمد کوهيلا، پيش نمازی در
شهر تورين ايتاليا، در روز پنجشنبه از کانال دوم دولتی اين کشور جنجال آفريد.
مراکز اسلامی زیر ذره بین دولت ایتالیااحمد رافت (رم)
پخش فيلمی از سخنان خطبه نماز جمعه محمد کوهيلا، پيش نمازی در تورين
ايتاليا، در روز پنجشنبه، ۳۰ مارس، از کانال دوم دولتی اين کشور جنجال آفريد.
وی، ايتاليايی ها را «کافر» خواند و افزود: «نبايد با کفار کنار آمد و بايد آنها را
کشت))




واه واه واه ...که این کشورهای متمدن غربی تازه داره یکی یکی چشمهاشون
وا میشه که چه خبره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خاک بر سر ها بسکه به این تمدن خودشون مینازیدند گذاشتند زیر دماغشون
مشتی قاتل برای جونشون به وجود بیاد

یعنی یارو جاکش دهاتی عقب مونده رفته ایتالیا درس خونده کار کرده پول
در اورده بعد به هر ایتالیائی نیگا کرده گفته وای که اگه رهبر یکدست یا
رهبر بن لادن حکم جهادم بده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دقیقا به همین وقاحت

اونوقت بعضی ها میگن چرا بوش بدبخت گفته بوده جنگهای صلیبی

خوب این اگه صلیبی نیست پس چیه ؟

اونم توی کشوری که هنوز جلال و جبروت دوره کلیسای مسیحیت
تتمه مستراحش رو باقی گذاشته به عنوان یک استیت مستقل به
اسم واتیکان و پاپ بو گندوی کفتار و باقی مادرجنده کاردینالها !!!!!

بابا جنگه و اسمشم جنگ مذهبی یا همون صلیب ملیبیه !!!!!!!!!

ما بی خدا ها هم همگی حضور داریم با اجازه ......................نانا

رزرو فیلمهای پورنوی گی ها !!!!!!!




به به به به .....نوه آخوند مادرجنده ای به نام حسین بچه کونی
درخشان دیگر طاقت از دست داد و یکی از عکس هائی که برای
اینداستری پورنو گرفته و برای کمپانی مربوطه فرستاد بوده را
برای بالاتر گذاردن کلاه رهبر و بیتش در وبلاگش چاپ کرده
است !!!!!!!

به تمامی مردان معمولی و گی ایرانی این ماجرا را تبریک گفته
و اضافه میکنم که این کثافت رجاله تفاله که دقیقا مانند رونوشت
برابر اصل مرتضوی مادرجنده سلاخ است به خود جرات باز کردن
آن دهان را که به چاهی از گه اسهالی ختم میشود داده
و از گه
سه نفر از میان خودمان به شکل کامل خورده که عبارتند :

ابراهیم نبوی
نیک آهنگ کوثر
مهدی خلجی (که نمیدانم کیست ؟)



بسیار خوب مادرجنده لکاته فاحشه بی آبروی بی شرم مگر بهت
نگفته بودم از گه ابراهیم نبوی نخور ؟

مادرجنده نبوی به تو و وبلاگت و باقی وابستگانت میریند غیر مستقیم
با هر پستی که مینویسد
چه چیز نبوی شما را این همه آزار میدهد ؟ که این همه از کونش میخورید
او نی خود را مینوازد
همان گونه که نیک آهنگ هم نی خود را
از گه نیک آهنگ هم نخور برای دهانت زیاد است رودل میکنی !!!!!!

و اما از گه مهدی خلجی که من نمیشناسم به این دلیل خورده ای که او
در دفتر تجقیقات واشنگتن کار میکند و تو او را همکار نئو کانها خوانده ای

خوب جاکش قرمساق من خودم اولین همکار نئوکانها برای زدن رژیم ایران
هستم
تا جون از کونت در بره

مادرقحبه جاکش وقتی که بابای قرمساق تو در ده معلوم نیست کدوم گوری
مشغول پس انداختن توی کچل متعفن کونی بود ها .....نه نه همین
خانم آذر نفیسی اولین زن نماینده مجلس ایران بود

قرمساق البته که امریکا از رژیم ایران بهتره ...فقط جاکش های قرمساق
وطن فروشی که خواهان ادامه حیات مشتی بیگانه تر از هر بیگانه ای
به نام اخانید بر مردم ایران هستند است که از امریکا میترسند

و تو بچه کونی نوه آخوند یکی از آنها هستی

توی گوش کثافت گبره بسته متعفنت فرو کن

همه ما وبلاگ نویسان همه شاه پرستان همه مجاهدین خلق همه جبهه ملی
همه نهضت آزادی همه اصلاح طلبان حتی ...رفسنجانی کوسه

بر علیه اربابان نظامی و ملای تو هستند

البته به اضافه باقی دنیا

حالا مثلنی تو رزرو فیلمهای پورنوی گی ها !!!!!!! بیا و هی به این دوست و
آشناهای من اتهام به خیال خودت بزن

میدونی چیه کچل نفرت انگیز

به نظر من نانای صادق ....هرکی با تو و بازتاب باشه ها یعنی یکی از شماها


خفه خون بگیر از گه مهدی خلجی هرکی هست نخور زیرا با کار در موسسه
تحقیقات واشنگتن ایشان یک شهروند است

وظیفه ما ایرانیان زین پس مجزا کردن مردم ایران بر منبای شهروندی و مدرن
بودن
و دهاتی و مذهبی و مادرجنده و بیسواد و بو گندوی چادر نشینان است راستش
را بخواهی

راستی کچل یادم رفت بهت بگم تو پاریس اینقده آدم میشناسم که از همین
امریکا میتونم کار و بار پناهندگی یا هر چی دیگه تو برینم توش فهمستی
جاکش
بچه های اصلی مثل بیژن حکمت و کلی ها که تو اداره مهاجرت فرانسه کار
میکنند
خوب قرمساق هر جای این دنیا بری میشه ترا گیر آورد مگه نه ؟

بهتره برگردی ایران یه دونه از این کله بندها که روشن نوشته جانت فدای
رهبر هم ببندی و بری تو حوزه ها کون دادن به صرفته بیشتر بهت پول
میدن تا فیلمهای پورنوی گی ها ..............................نانا