Monday, February 04, 2008



نیما یوشیج


تا صبح دمان ٬ در این شب گرم
افروخته ام چراغ . زیراک
می خواهم بر کشم بجاتر
دیواری در سرای کوران.

بر ساخته ام نهاده کوری
انگشت که عیبهاست با آن ٬
دارد به عتاب کور دیگر
پرسش که چراست این ٬ چرا آن ؟

وینگونه به خشت می نهم خشت
در خانه کور دیدگانی
تا از تف آفتاب فردا
بنشانمشان به سایبانی

افروخته ام چراغ ازین رو
تا صبح دمان ٬ درین شب گرم
میخواهم برکشم بجاتر
دیواری در سرای کوران .

No comments: