
قدح پرکن که من در دولت عشق / جوانبخت جهانم گـرچه پیرم
قـــراری بسته ام با می فروشان / که روز غم بجز ساغر نگیرم
بیار باده که عمریست تا من از سر امن / بکنج عــــافیت از بهر عیش ننشستم
اگـــــر ز مردم هشیاری ای نصیحت گو / سخن بخاک میفکن چرا که من مستم

می نوش و جهان بخش که از زلف کمندت / شد گردن بد خواه گرفتار سلاسل
دور فلکی یکسره بــــــــر منهج عدلست / خوش باش که ظالم نبرد راه بمنزل

زان باده که در میکده عشق فروشـــند / ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک / جهدی کن و سر حلقه رندان جهان باش




No comments:
Post a Comment