Friday, June 17, 2011








ایمیل !


***************




به شاهنشاه قدر قدرت والاتبار تنها کشور اسلامی جهان عربستان
شریف سعودی


با درود بر شاهنشاه قدر قدرت عالیجاه فوری پاپ کورن
را سفارش دهید که از طریق خبرنگاران موساد عکسی از معشوقه
رجب طیب اردوغان که با عبدالل گل او را شرررررررررر میکند ! برایتان
یافتم و وای از بی آبروی این مسلمانان گهی شاشی ترک خررررررر


قدر قدرتا زنی که در عکس است نامش سمیه قره باغی چیان از
کشور قبرس است که رجب طیب اردوغان او را از داخل هواپیما
در حالی که کنار استخر خانه اش برای خود آفتاب گرفته بوده دید
و فوری به خلبان گفت برو کنار این استخر پارک کن !!!!!!!!!! تف
تف تف به خریت
خلبان یک نگاهی که یعنی با ایشک طرف هستم به او کرد و گفت
بابا هواپیما زمین برای لندینگ لازم داره نمیشود با دماغ رفت توی
استخر خانه مردم در قبرس تازه ویزا هم نداریم




طیب اردوغان با انگشت اش که در دماغش کرده بود کمی فکر
کرد و به مشاورش گفت تلفن این بانوی لخت را کنار استخر
خانه اش برایم گیر بیاور
مشاور هم نگاهی از اون نگاه هائی که به ایشک ها میکنند به
او کرد و گفت فکر شمسیسکینه زشت بوگندوی خود را که
همیشه بوی شوید کوفته تبریزی میدهد و هی برایت انواغ
کوفته ها را میسازد کرده ای میخواهی چنین کاهی بخوری ؟


ایشک اردوغان کمی فکر کرد و گفت هیچ راهی ندارم عین خری
نرعاشیق شده ام
و خلاصه کل هواپیما در هوا ویزای قبرس گرفت و در فرودگاه عین
آدم ها پارک کرد و با لیموزین به خانه سمیه خانم رفتند


شاهنشاها نمیدانم وقتی شمسیسکینه خبر دار شود چه
غوغائی بپا خواهد شد صحرای کربلا امیدوارم خبرنگاران موساد
این اطلاعات را که برای من فرستادند برای زن لکاته رجب ایشک
خر بفرستند شما هم اگر میتوانید یک کپی از این ایمیل با نام
شاه ناشناس برای زن ایشک بفرستید دعوا شود




قدر قدرتا امروز شنیدم زنان عربستان با گفتن یع یع یع بو بوبو
به مفتی های مفت نان عربستان دسته جمعی رانندگی کرده اند
چه بلاهای آتیش پاره ای هستند این زنان عربستان خوش به حال
شما




شاهنشاها به بانوان خوش بوی خوش خوی خوش روی خود اهلا
و سهلاهای مرا رسانیده و عقاب را نوازش کرده و منتظر ایمیل بعدی
با بی صبری و تشویش و دلشوره باشید .........با دوستی و احترام نانا زولا
مادرنامقدس بشریت

6 comments:

Anonymous said...

جالبه که بعضی مخالفین یه رژیم شبیه همون رژیم میشن.البته اطلاق واژه مخالف به این زنک سبزی فروش یعنی نانا مضحکه.منتها جمهوری اسلامی کیر سوریه رو صابون میزنه و هیچی از جنایاتش نمیگه،خدیجه(نانا) هم کیر سعودی رو صابون میزنه و به پادشاهش نامه میده.بده تا کست در ره.من خاک بر سرم هی به نانا کامنت میدم!!چه کنم کسش یه پارچه آتیشه.مث بنگ میمونه.سر کیرت که یا بار رفت تو دیگه اسیری.اسیر چاک کس قدیمیشم.اسیر عشوه های بلوطیش.آخ آخ.نانااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

Anonymous said...

گرمائی پر از شهوت و هیجان. کمی خم شدم و سینه ش رو گرفتم دهنم. یه آه کوتاه از نهادش دراومد. من به خوردنم ادامه دادم. داشتم از شدت شهوت می مردم. کیرم بدجوری شق کرده بود مرتب هم آب اولیه اش داشت می اومد. نمیدونین خوردن سینه های مثل هلو که نورس هم باشن و هم تروتازه چه لذتی داره. حسابی داشت لذت می برد که احساس کردم دستش رو برد تو شلوارم و کیرم رو چسبید. از اونجائیکه تا بحال دست هیچ کس دیگهای به کیرم نخورده بود دیگه طاقت نیاوردم و در حالیکه سینه اش کاملاً تو دهنم بود تمام آبم رو تو شلوارم خالی کردم. دستش رو به آبم آغشته کرد و آورد بو کرد و کمی از آن را چشید. دوباره دستش رو برد تو شلوارم و کیرم و آبش رو با هم می مالوند. دست آغشته به منی رو به روی تخمهام هم کشید و دوباره دستش رو بیرون آورد لیس زد. پاهام داشت می لرزید. کمی از منی رو هم رو سینه اش کشید. نشون می داد خیلی حشری شده و ارضاء هم نشده. در واقع به قولی کیر می خواست. بدون اینکه دکمه های پیرهنش رو ببنده چادرش رو برداشت و با صدای لرزون گفت: اگه شده بعداً میام تا کار با آچار رو بهم یاد بدید. دستش هنوز آغشته به منی بود و زیر چادرش پنهون کرد. کیرم آروم شده بود و تو شورتم خوابیده بود. درب گاراژ رو باز کردم و محله رو یه دید زدم؛ دیدم کسی نیست و بهش گفتم که پس فردا همین موقع بیا تا بهت یاد بدم. اون هم با یه شیطنت خاصی گفت که باشه. از لای در داشتم رفتنش رو دید میزدم. به خونشون که رسید درو باز کرد و موقع بستن برگشت و من رو نگاه کرد و دست آغشته به آب من رو بو کرد و لیس زد.

Anonymous said...

گرمائی پر از شهوت و هیجان. کمی خم شدم و سینه ش رو گرفتم دهنم. یه آه کوتاه از نهادش دراومد. من به خوردنم ادامه دادم. داشتم از شدت شهوت می مردم. کیرم بدجوری شق کرده بود مرتب هم آب اولیه اش داشت می اومد. نمیدونین خوردن سینه های مثل هلو که نورس هم باشن و هم تروتازه چه لذتی داره. حسابی داشت لذت می برد که احساس کردم دستش رو برد تو شلوارم و کیرم رو چسبید. از اونجائیکه تا بحال دست هیچ کس دیگهای به کیرم نخورده بود دیگه طاقت نیاوردم و در حالیکه سینه اش کاملاً تو دهنم بود تمام آبم رو تو شلوارم خالی کردم. دستش رو به آبم آغشته کرد و آورد بو کرد و کمی از آن را چشید. دوباره دستش رو برد تو شلوارم و کیرم و آبش رو با هم می مالوند. دست آغشته به منی رو به روی تخمهام هم کشید و دوباره دستش رو بیرون آورد لیس زد. پاهام داشت می لرزید. کمی از منی رو هم رو سینه اش کشید. نشون می داد خیلی حشری شده و ارضاء هم نشده. در واقع به قولی کیر می خواست. بدون اینکه دکمه های پیرهنش رو ببنده چادرش رو برداشت و با صدای لرزون گفت: اگه شده بعداً میام تا کار با آچار رو بهم یاد بدید. دستش هنوز آغشته به منی بود و زیر چادرش پنهون کرد. کیرم آروم شده بود و تو شورتم خوابیده بود. درب گاراژ رو باز کردم و محله رو یه دید زدم؛ دیدم کسی نیست و بهش گفتم که پس فردا همین موقع بیا تا بهت یاد بدم. اون هم با یه شیطنت خاصی گفت که باشه. از لای در داشتم رفتنش رو دید میزدم. به خونشون که رسید درو باز کرد و موقع بستن برگشت و من رو نگاه کرد و دست آغشته به آب من رو بو کرد و لیس زد.

Anonymous said...

سلام من امیر هستم و میخوام یکی از خاطره هامو براتون تعریف کنم .
یه روز سرد پاییزی بود. از خونه ی دوستم در اومدم . هوا سرد و بارون شدید بود . بدو بدو رفتم تا ماشین و سوار شدم ..
همینطور داشتم میرفتم تو ترافیک روون که دیدم یه خانوومی کنار خیابون وایساده . ظاهر خوبی داشت . یجورایی دلم واسش سوخت و ترمز زدم .
گفتم میتونم تا جایی برسونمتون ؟ اون بیچاره هم که داشت یخ میزد چاره ای نداشت و سریع سوار ماشین شد و تشکرکرد .
ازش پرسیدم که باید کدوم طرفی برم و اون آدرس داد .
نمیدونستم جنده بود یا یه آدم عادی ! . آخه تو اون شرایط هر کسی سوار میشد .. از شانس ما هم به یه ترافیک بدجور برخورد کردیم که باعث شد 2 ساعت و نیم با هم همصحبت باشیم.
حرفمون به خیلی جاها رفت .. به مشکلای جوونا و..با این که سی و چند ساله بود خیلی پخته حرف میزد … بحثمون به خیلی جاها کشید تا رسید به خانومای خیابونی و ..
بهم گفت که این روزا نباید به هر کسی اعتماد کرد و این جور آدما ممکنه هزار جور مرض داشته باشن..
بهش گفتم خوب آدم مطمئن از کجا باید پیدا کرد ؟ برگشت نگام کرد و گفت شما مگه دوست دختر ندارید ؟ گفتم نه ! شرایط زندگیم اجازه نمیده به یکی اینطور پایبند باشد ..
بحث گذشت و ما رسیدیم به سر کوچشون. ازم خیلی تشکر کرد و موقع رفتن گفت یادته گفتی اونجور خانوم رو از کجا میشه پیدا کرد ؟ گفتم آره . گفت من تنها زندگی میکنم و مقداری هم مشکل مالی دارم . به همین خاطر حاضرم برای تامین مخارجم با افراد سکس داشته باشم .. اگر خواستی میتونی بهم زنگ بزنی .
شمارشو گرفتم و خداحافظی کردم
***
3 هفته بعد بود که یکمرتبه یادش افتادم .. بهش تلفن زدم و گفتم که میخوام برم پیشش . قبول کرد و گفت فرداشب ساعت 10:30
گفتم چرا اینقدر دیر .. گفت قبلش هیچوقت نمیتونم و سرم شلوغه . منم ناچار قبول کردم .
فردا شب حاضر شدم ورفتم در خونشون و زنگ زدم. سریع درو باز کرد
رفتم بالا و در آپارتمانشو باز کرد.معلوم بود تازه حموم بوده .یه روبوسی ساده کردم و رفتم تو . خونه ی نقلیه 2 خوابه داشت
رفتم نشستم رو مبل و اونم اومد نشست رو بروم . احول پرسی کردیم و.. گف برم برات شربت بیارم .
وقتی رفت تو آشپزخونه یه دختر کوچولوی 5 6 ساله در اتاقو باز کرد و اومد تو حال ! متعجب به من نگاه کرد و گفت تو کی هستی ؟
زبونم بند اومه بود . نمیدونستم چی بگم . یه مرتبه رویا از آشپز خونه اومد و گفت دخترم ! چرا از خواب پاشدی ؟ دخترش دوباره گفت این آقاهه کیه ؟ رویا گفت این آقا دوست ماس مهمونه !
من سریع پاشدم و گفتم بهتره باشه واسه یه وقت دیگه . اما رویا گفت نه 10 دقیقه صبر کن و دست دختررو گرفت رف تو اتاق.
یک ربع بعد اومد بیرون و در اتاق رو بست . آروم ازم مهذرت خواهی کرد و گفت نمیخواستم بدونی بچه دارم .. واسه همین گفتم دیروقت بیای که خواب باشه.
بعد از شوهر معتادش که 3 سال پیش طلاق گرفته بود گفت و ..
کم کم وقت عمل بود ! آخرین پک سیگارش رو زد و دستمو گرفت . گفت بیا بریم تو اتاق من.
رفتم تو اتاقشو درو آروم بستیم . شروع کرد به در آوردن لباسام.تا با یه شرت بودم. بعد من لاباسای اونو در آوردم و لخت لختش کردم !
حسابی سیخ کرده بودم دستمو گرفت و کسید سمت تخت.خودش نشست رو لبه ی تخت و من جلوش ایستادم. شرتمو پایین کشید و کیرمو گرفت تو دستش. یکم مالیدتشو بعد آروم دهنشو وا کرد و سر کیرمو گذاشت تو دهنش و شروع کرد ساک زدن . دهنش کوچیک و زبونش نرم و ولرم بود. خیلی آروم فقط سر کیرمو ساک میزد.
آروم دستمو بردم پشت سرش و فرو کردم تو ما هاش و سرش رو کمی به سمت حودم فشار دادم.کیرم بیشتر رفت تو دهنش یه 6 7 دقه ساک زد. گیرمو از دهنش در آوردم . آروم سرشو آور پایین تر و تخمامو لیس زد . حس عجیبو فوق العاده ای بود بعد از 30 ثانیه خودمو کشیدم عقب و آروم هلش دادم عقب که بخوابه رو تخت
آروم خم شدم رو و خوابیدو روش .شروع کردم به خوردن لباش. ماتیک قرمز تیره زده بود . 1 2 دقیقه ای ازش لب گرفتم. رفتم پایین تر و سینه هاشو خوردم . سینه های متوسط و خوش فرمی داشت .بعد پایین تر و رسیدم به کسش . پاهاشو گذاشتم رو شونه هام و شروع کردم روی کسشو لیس زدن. بعد با دستا لیه های کسشو باز کردم از هم و شروع کردم لیس زدنن. کم کم زبونم رو چوچلش میچرحید فقط و با انگشتم کرده

Anonymous said...

بودم تو کسش و سریع جلو عقب میکردم. اینقدر ادامه دادم تا ارضا شد.
حالا یه کس خیس آب جلو من بود . پاشد از تو کشوی کنار تخت یه کاندوم در آورد .من رو تخت خوابیده بودم.اومد خم شد رو کیرم و یه بار یه کوچولو ساک زد
بعد کاندومو گذاشت روش و کشید پایین. بعد رو زانو هاش ایستاد و رو تخت اومد جولو تر طوریکه اومد رو کیرم.بعدپاهاشو باز تر کرد و اومد پایین. بادستش کیرمو هدایت کرد تو کسش و آروم نشست روش .بعد شورع کرد آروم باالا و پایین رفتن.از ترس بیدار شدن دخترش آهو اوهی نمیکرد.کم کم ریتمش تند تر شد و منم خودم هم بالا پایین میکردم.بعد از 10 دقیقه ای از این حالت خسته شدم واز حالت خوابیده پاشدم نشستم طوری که رو پام بود.بعد طوری چرخریدمو و خوابیدم.ایندفع رویا زیرم بود و پاهاش دور کمرک حلقه بود .خیلی محکم تلمبه میزدم و اون بیشتر خوشش میومد .چند دقیقه ای گذشت و هردو عرقکرده بودیم.از روش پاشدم و نشستم.پاهاشو گذاشتم رو شونم .کشیدمش بالا تر . حالا 2 تا سوراخش تو دیدم بود ! آروم کیرمو کردم تو کسش و تا ته تو کس خیسش فرو کردم.اون بی حال افتاده بود . کیرمو در اوردمو مالیدم به چوچولش.بعد آوردم پایین . آروم می مالیدم به سوراخ کونش بعدش یه فشار آوردم و سرع پرید گفت نه . اما دیر گففت.سر کیرم رفت توکونش.
گفت از ک.ن نمیدمو من هم سریع در آوردم .. دوباره گذاشتم تو کسش و یه فشار دادم بعد شروع کردم تلنبه زدن. یه مدتی تلنبه زدم تا بار دوم ارضا شد .
ادامه دادم تا آبم اومدو ریخت تو کاندوم تو همون حال خم شدم روش و یه چند تا لب اساسی گرفتم.بعد پاشدم و کاندومو در آوردم و با کلینکس کیرمو پاک کردم.رویا خسته بودو افتاده بود رو تختو . لباسمو پوشیدم . یه تراول 50 ی در آوردم گذاشتم رو کشوی کنار تختش. بعد گونشو بوسیدمو پاشدم.
را خروج رو بلد بودم .
گفتم خدافظ و رفتم!

Anonymous said...

نانا

کونده اینها همه نوشته خودته!!!! جاکش دست ور دار