عبدالاغ سروش و نوچه اش !
از خریت و الاغیت و دهاتی بودن حمید فرخنده همین بس که
کله اش را توی کون استاد آرامش دوستدار کرده است ها ها ها
بابا این لیگ تو نیست مردک الاغ جویای نام ترا چه به بردن نام
استاد
برای گوشمالی گه پراکنی هایت را پاسخی میدهم با اجازه استاد
آرامش دوستدار :
آقای آرامش دوستدار در مقاله ای برگرفته از آخرین کتاب ایشان تحت عنوان "خویشاوندی پنهان" که در سایت گویانیوز منتشر شده است بار دیگر ضمن طرح نظریه قبلی خویش در مورد "امتناع اندیشه در تفکر دینی"، بر همه متفکران ایرانی گذشته و حال ایران تاخته اند که اهل اندیشیدن نبوده و در بهترین حالت بر سر سفره فرهنگ غرب نشسته اند. البته از نظر ایشان بزرگان فرهنگ ما نتوانسته اند از خوان نعمت غرب نیز بهره شایسته برند و در بهترین حالت بر محتوای غنی و رنگین آن نوک زده اند.
آقای دوستدار در این میان به دو مورد استثنایی عبدالله روزبه و رازی اشاره می کند که لابد استثناهایی هستند که تاییدگر قائده اند.
آغای محترم ٬ شما با همین بخش از گه پراکنی های قاطرانه یک
روشنفکر دینی اسلامی کل سخنان استاد آرامش دوستدار را به
ثبوت رسانیده اید پریود
چگونه ؟
ایشان میگویند که در ایران روشنفکر غیر دینی نداریم راست هم میگویند
زیرا یا مانند تو روشنفکر اسلامی هستند یا روشنفکر توده ای سرخ
استالینی که هر دو دین باور میباشنددددددددددد و بی سواد و سطحی
مردک الاغ مادر جنده بی ناموس مسلمان ٬ ما استثنا و قاعده داریم
برای تو قاعده ( قائده ) میباشد
و معنای قائده یعنی پیشوا رهبر سرکرده
تو حتی زبان فارسی را که عربی به آن ریده و شاشیده است هم درست
بلد نیستی مگر نه ؟
خوب منظور استاد دوستدار همین شما مدعیان روشنفکری بی سواد
الاغ طوطی گندیده شرقی است و بس
روشنفکر دینی کیری فهمت کردم یا نه ؟ بروی از روی کلمه استثنا
و قاعده هزار بار بنویس بده محمد خاتمی برایت خط بزند
سخن گفتن از فرهنگ ایرانی و بزرگان آن با زبانی پر بغض و طعن و سرشار از تحقیر و تخفیف متاسفانه روش و منش همیشگی آقای دوستدار بوده است. در نوشته های ایشان البته این تنها خواص نیستند که نواخته می شوند، عوام نیز بخاطر حسابگری های خود از زبان تند او در امان نیستند.
مگر استاد آرامش دوستدار روشنفکر دینی !!!!! است که
مرتبا خایه های این و آن را بمالد و به همه نان قرض بدهد ؟
او یک متفکر است که تعارفی با کسی ندارد اگر میخواست تعارف داشته
باشد میشد محمد خاتمی و یا تو مادرجنده الاغ بی سواد
ولی اما عوام هیچ علاقه ای به کتاب های استاد ندارند و ما در ایران
خواصی هم نداریم بنابراین استاد کاملا حق دارد
ما اگر خواص داشتیم مصباح و جنتی و سید علی و خاتمی و رفسنجانی
بر ما جکومت نمی کردند پریود
غرض از این نقد پرداختن به همه ادعاهای طرح شده از سوی آرامش دوستدار و جوانب مختلف آن نیست. قصد من اشاره به نکته ای محوری و مهلک در نوشته ایشان است. لب نظرات خطرناک او را می توان در این گفته یافت:
"نخست و پیش از هر چیز باید کمر ارزشهای حقوقی، اخلاقی، اجتماعی و فردی اسلام را، سربهسر و از هر نوع مقولهای چنان شکست که دیگر نتواند از جایش برخیزد."(1)
من مدعی هستم که نه تنها تو بلکه اربابان فکری تو هم قادر به
پرداختن به مباحث استاد نیستید از سطح شعور و درک همگی شما
بالاتر است والسلام
بنابراین لطفی در حق کسی نکن و
تا میتوانی به همه بخش های سخنان ایشان بپرداز !!!!!!!!!!! تا ما
ببینیم خودت چکاره ای !
خطر گفتی و کردی کبابم خطر برای که و چرا ؟
خطر برای ملا و توده های گوسفند مسلمانش مگه نه ؟ این خطر را
ما ملت اسیر و برده ایران قرار است به جان بخریم و به اسلام شیعه
و ملا در ایران پاپان بدهیم گوسفندان میتوانند هر اندازه میخواهند برای
خود اسلامی باشند ولی ملایان گرگ پخ پخ پخ
به زعم آقای دوستدار هنگامی می توان بزرگان فکری و فرهنگی ما را اهل اندیشیدن نامید که آنها پنبه دین را بزنند. آن هم به شکلی که دیگر نتواند از جای خود برخیزد. گویا در غربی که تا این اندازه اهل اندیشیدن و پرسایی بوده اند، چراغ دین خاموش است.
تو به وسط لنگ مادرت خندیدی که ادیان غربی را با - اسلام - حتی مقایسه
کردی
اسلام دینی است که از تفکر قبیله نشینی صحرای عربستان میاید و زمان
وجودش هیچ ربطی به شهرهای بشری نداشته است و این تفکر تا امروز
قبیله نشینی باقی مانده است
هیچ رنگ و روغن و قاطی کردن و قلم مو کشیدن هم این واقعیت را که
دین اسلام دین بربر های قبیله نشین است و پیامبری بیماری جنسی
ضد زن بچه باز خشونت طلب دارد قادر به مخفی کردن نیست بنابراین
گه مفت نخور بگذار همه گه های مفت دفاع از اسلام را عبدالاغ سروش
ارباب فکری تو تنها بخورد
ظاهرا اسلام از نظر آقای دوستدار همان اسلام ارتجاعی و حکومتی است و ایشان می پندارد وظیفه هر متفکری که می خواهد جواز اندیشمندی دریافت کند دین ستیزی و بویژه اسلام زدایی از جامعه ایران هست. گویا ایشان خوشباورانه می پندارند اصولا چنین کاری، صرفنظر از مطلوب بودن یا نبودن آن، ممکن است. این همه درحالی است که جامعه ایران برای اینکه روی آرامش خود ببیند بجای آتش بیاران معرکه بیش از هرچیز به پیام آوران دوستی محتاج است.
بعله ایشان میگویند غذه سرطانی را از تن ایران باید کند ولی شما میگوئید
مردم باید روی آرامش را ببینید و بهتر است به غده سرطانی کمی اسپرین
بدهیم تا فعلا ارامش بهم نخورددددددددددددددددددد
سی و دو سال تمام است شما روشنفکران دینی روی جسدهای ملت
ایران نشسته اید و پیام آور دوستی هستید بیست سال است شعار
شما اصلاحات نرم و ارامش و تساهل است تازه بعد از همه این سخنان
با فروش سبز خود به کاخ سفید و راکفلر نفت خوار هنوز هم اگر کسی
بگوید بابا غده را بکنید خلاص
او را لعن میکنید تف تف تف به وسط صورتت مادرجنده مردم فریب
دکتر عبدالکریم سروش در کتاب "روشنفکری، رازداری و دینداری" مطلبی دارد تحت عنوان "سه فرهنگ". در آنجا او مطرح می کند که فرهنگ ایرانی داری سه بخش در هم تنیده است.
این سه بخش به ترتیب، فرهنگ ایرانی، فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی است. هم در جامعه ایران بطور اعم و هم در هر فرد ایرانی بطور اخص به درجات مختلف شاهد حضور این سه عنصر فرهنگی هستیم. یکی از علل مهم اینکه جامعه ما نتوانسته به دمکراسی و تعادل دست پیدا کند همین برتری طلبی یکی از این سه فرهنگ بر فرهنگ های دیگر در مقاطع تاریخی است. تسلط یکی کم و بیش یکی از این فرهنگ ها و تحقیر دو بخش دیگر از سوی فرهنگ غالب، واکنش عکس العملی دیگر فرهنگ ها را در طول تاریخ معاصر ما در پی داشته است.
ما چیزی به نام فرهنگ اسلامی نداریم خفه شو گه مفت نخور
اسلام چون دین قبیله نشینی و بربر است مطلقا چیزی به نام فرهنگ با
خود ندارد پریود
فرهنگ با شهر و مدنیت زاده شده است
هنوز هم ما شیوه زندگی قبیله نشینان افریقا را ریچوال می نامیم
به آن کالچر قییله نشینی نمی گوئیم زیرا نیست زیرا کالچر با شهر
به ما معرفی شده است
دکتر عبدالاغان خان سروش میتواند بگوید که ما در ایران یک فرهنگ
دو هزار و پانصد ساله داریم که مانند باقی کشورهای مدنی و مدرن
کنونی به امروز و جهان آزاد ختم شده است
و هزار و چهارصد سال است که رطیلی سمی و سیاه از صحرای
عربستان به میان فرهنگ ما پریده و میگوید زنان چادر مشگی و
ملا و طلبه های قم و مشهداساسا ایران هستند
ها ها ها ها ها
خوب من و استاد ارامش دوستدار و میلیون ها ایرانی دیگر معتقدیم
اساسا این رطیل را باید کشت تا روند پیشرفت فرهنگی ما هم
مانند باقی جهان شود
شوما و خاتمی چه میگوئید ؟
در آغاز مشروطیت دسته ای از روشنفکران غربگرا علت مشکلات و عقب ماندگی های ایرانیان را فرهنگ اسلامی دانستند و مبارزه با دین را وجهه همت خود قرار دادند. کار بدآنجا رسید که عده ای مطرح کردند پای شخص در حال موت را بجای قبله باید بسوی مجلس دراز کرد. ناسیونالیسم و ملی گرایی افراطی نیز در این دوران بعنوان میوه های مدرنیته پروبال یافت تا در دوران رضا شاه به اوج خود برسد.
به به به به پس استاد آرامش دوستدار همفکر زیاد داشته است
خوب به گفته خودت ما یک قرن و ده دوزاده سال است خواهان
قطع دست خونین ملای شیعه و اسلام از کل ایران هستیم
چیز تازه ای نیست که تو از استاد عصبانی شده ای !!!!!!!!!!!!
ولی اما دورد بر روان پاک رضا شاه که آتا تورک ایران بود و مرگ و
ننگ بر تمامی ایران فروشان توده ای استالینی که ((وطن پرستی))
را چیزی زشت و خوار شمردند و مادرجنده ها حتی به مصدق
هم رحم نکردند زیرا به آنان گفت بر علیه شاه کودتای توده ای
نظامی داس و چکشی !!!!!!نخواهم کرد
تجدید عظمت ایران باستان با اسلام ستیزی و عرب ستیزی در آثار نویسندگان و محققان اوج گرفت که نمونه های بارز آن در آثار صادق هدایت و احمد کسروی یافت می شوند.
تحمیق ملت ایران هم با نوشته ای جلال آل الاغ و دکتر الاغ شریعتی
و سیمین دانشور و باقی جنده جاکش های توده ای و مسلمان
ادامه یافت
و فدائی اسلام شما کسروی ما را کشت البته کشته شدن به دست
اسلامیون برای ملت ایران چیزی تازه نیست هزار و چهار صد سال
است از ایرانیان می کشند و سیر هم نمیشوند مگه نه ؟
غرب ستیزی و ضدیت با فرهنگ ملی ایران نیز ارمغان انقلاب اسلامی بود و بیش از 30 سال است که با شدت زیاد و گاه با شدت کمتر در همه ارکان جامعه وجود داشته که نتیجه آن سیاست سانسور، حذف دگراندیشان، جلوگیری از آزادی اندیشه و تولیدات فرهنگی متنوع و تحمیل شیوه خاصی از زندگی بر مردم، زندان، شکنجه، کشتار و مهاجرت گسترده از کشور بوده است.
دسترسی ایرانیان به آزادی و دمکراسی جز از راه تعادل میان این سه بخش فرهنگی عملی نخواهد بود. اکنون که گفتمان دمکراسی و حقوق بشر جای گفتمان انقلاب را گرفته است، جامعه ایران خوشبختانه در عرصه اندیشه سیاسی به این مهم نزدیک شده است. هنوز اما خطراتی این دستاورهای فکری و تجارب گران بهای سیاسی را تهدید می کند.
بعله بعد از سی و دو سال ستم و جنایت و خون ریزی انسان با قاتلان
خود اگر دوستی و مشورت کند باید در سلامت عقلش شک کرد
حتی اگر تو بگوئی یا خاتمی ها ها ها ها ها
فرخنده کار اسلام و ملا در ایران پاپان یافت زیرا من این گونه اراده
کرده ام و از تمامی مقدسان و نامقدسان عالم هم کارت بلانش دارم
که کار ملایان و شما توده ای ها را بسازم یام یام یام
اکنون هیچ چیز هیچ چیز را تهدید نمی کند الا واقعیات و حقیقت دروغ
و مردم فریبی را
و وای به حال کسانی که مردم فریب هستند
بهتر است همگی از جلوی نظرها گورشان را گم کنند و در ادامه فریب
مردم مصر نباشند
در میان اپوزیسیون سکولار خطر مهم پیدایش نوعی سکولاریسم ستیزه گر است. افکار و آرای آرامش دوستدار نماینده افراطی چنین سکولاریسم ستیزه گری است. سکولارهایی که روزی می خواستند نسبت به ادیان بیطرف باشند اما از سکولاریسم دین جدیدی ساخته اند و می پندارند در دنیای امروزی و بویژه در جامعه ایران، می توان دین را خانه نشین کرد. آنها جدایی دین از حکومت که خواست سکولارهای دیندار نیز هست را ساده انگارانه و اراده گرایانه به جدایی دین از سیاست تعبیر و تفسیر می کنند.
ما سکولار دین دار نمیشناسیم فقط دهاتی های ایران که چهار کتاب
خوانده اند البته از سروش وشریعتی
خود را سکولار دین دار می نامند و مفهوم اختراغ و نصب
می کنند عین - جمهوری اسلامی ایران - یا - دموکراسی اسلامی -
یا بل بل بل بل
ما ملتی هستیم که به ریشه دردهای تاریخی خود پی برده ایم
و تیر تیز حمله خود را به قلب این ریشه نشانه گرفته ایم
خوب طبیعی است کرمانی که از این ریشه متعفن تغذیه تاریخی
شده اند فریادهایشان عین تو و استادت دکتر عبدالاغ سروش بالا
رود و خواهان- حق کرم ریشه خواری - خود باشید
ولی این مشگل شماست
نه تنها ملا و شیعه صفوی را ممنوع خواهیم کرد بلکه هر سه
محل نامقدس کرم و کچلی و سوزاک و فحشای مشهد و قم
و شاه چراغ را تخریب کرده و طلاهایش را صرف مردمی که شما
از هستی ساقط کردید خواهیم نمود
امت باقی مانده از شماها میتوانند دین از مد افتاده خود را در
دهات ایران پرکتیس قبیله نشینی کنند پریود
مگر کشور آلمان فاشیزم را ممنوع نکرد ؟
ما ایرانیان هم شیعه و ملا را ممنوع خواهیم کرد بدینسان توده ای ها
هم خواهند مرد زیرا کرم کون ملا هستند
در سمت حکومت و حامیان آن خطر ادامه و پافشاری بر همان فرهنگ ضد ایرانی و ارزش های حقوق بشری فرهنگ غربی است.
یکی از زرنگی های شما عمله اکره قلم به دست مزدور این نظام
همین است که خودتان را از نظام جدا میکنید و باعث غش غش غش
خنده من میشوید
بابا این ها که در بالا نوشته ای از طرف دو باند این نظام بر ملت ایران
حادث شده است مگر نه ؟
چرا تو که همراه با دکتر عبدالاغ سروش رهبر انقلاب فرهنگی
هی مرتبا حساب خود را با حکومت جدا میکنید
ما مردم ایران را خر فرض کرده اید تصور میکنید ما به دلیل شش سال
بودن محمودک در قدرت باقی جنایات و جانیان !!!! را فراموش کرده ایم
زهی خیال باطل زهی تفکر دهات زهی خریت
در بین ملی گراها اما خطر نوعی ملی گرایی افراطی، اسلام ستیزی و عرب ستیزی است. بر روشنفکران ایران از هر سه خانواده فرهنگی ایرانی، اسلامی و غربی است با گفتارها و بحث ها و نقدهای خود جلوی این تفکرات افراط گرایانه را بگیرند تا گذار جامعه ایران به دمکراسی و تعادل با صدمات و آفت های هرچه کمتری عملی شود. ایرانیان از افق های فکری به دستان دراز شده بسوی یکدیگر احتیاج دارند نه دستانی که بعد از این همه تجارب تلخ با "دوزاژی" قوی از تفرعن راه حل را در پراکندن تخم نفاق و کینه یافته اند.
با کمال تفرعن و از موضع بالای فرماندهی لشگر بی شیله و پیله سپیدان
روی زمین به تو و باقی مانند تو اعلام میکنم که :
حتی یک مهره از کسانی که در لایم لایت های سیاسی فرهنگی هنری
ایران بوده اند را نخواهم گذارد که در مصدر کاری باقی بماند
این عمل خیانت به خون های ریخته ملت ایران است والسلام
فقط عناصر ملی گرای میهن پرست ناسیونالیست ضد اسلام و دین و
دروغ و داس و چکش میتوانند به اوج برسند
زیرا ملی گرائی را اکنون یک فشن از خود امریکانا تا هر کشوری کرده ام
اکنون تفاوت سیاهان و سپیدان در میزان ملی گرائی و وطن پرستی خود
خواهد بود
ملی گراها ملت ها را دوست دارند ولی باقی شما خیال فاشیزم بی
وطن را برای همه دارید
برو از جانب من به هرکه میخواهی بگوی که اسلام و ملا بی اسلام و
بی ملا
دین ملت ایران دین زرتشت است که بوده و هست و خواهد بود
هو انایس دی مادر فاکر ........................................نانا زولا مادر نامقدس بشریت

No comments:
Post a Comment