Wednesday, August 17, 2011
به ملت نجیب و بزرگ ایران
تا عاشق آن یارم بی کارم و بر کارم
سرگشته و پا برجا ماننده پرگارم
ماننده مریخی با ماه و فلک خشمم
وزچرخ کله زرین در ننگم و در عارم
گر خویش منی یارا می بین که چه بی خویشم
زاسرار چه می پرسی چون شهره و اظهارم
جز خون دل عاشق آن شیر نیاشامد
من زاده آن شیرم دل جویم و خون خوارم
رنجورم و میدانی هم فاتحه میخوانی
ای دوست نمی بینی از فاتحه بیمارم
حلاج اشارت گو از خلق بدار آمد
وز تندی اسرارم حلاج زند دارم
اقرار مکن خواجه من با تو نمی گویم
من مرده نمی شویم من خاره نمی خارم
ای منکر مخدومی شمس الحق تبریزی
ز اقرار چو تو کوری بیزارم و بیزارم
مولانا
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment